تفخیم وترقیق

Home

صفحه قرآن

احکام حروف

تجوید

شرح حروف

Back

Next

اوَنُنَزّلُ مِنَ القُرآن ما هوَ شِفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلمؤمِنینَ وَلایَزیدُالظّالِمینَ الاّ خَسَارا

تعریف تفخیم و ترقیق:

 

تفخیم: به معنی پر حجم ادا شدن حرف و پر شدن دهان از صدای حرف در هنگام تلفظ است به طوری که مقداری از زبان به طرف کام بالا آمده باشد.

 

ترقیق:نازک و رقیق تلفظ کردن حرف و عدم حالت تفخیم را ترقیق می گویند یا به عبارت بهتر معمولی تلفظ کردن حرف(به جز حروف اطباق که به علت صفت اطباق تفخیم دائمی دارند.)


 

 تعریف دیگر:
تعريف تفخيـــم
:معني لغوي: التسمين . معني اصطلاحي : سنگيني که هنگام تلفظ حرف برآن وارد مي شودبه طوري که دهان از صداي آن حرف پر مي گردد.

ترقيق :معني لغوي: التنحيف . در اصطلاح : رقت و نازکي که در هنگام تلفظ بر حرف وارد مي شودبه طوري که دهان از صداي آن حرف پر نمي گردد.

 

تفخیم:

 

 میزان قوت و ضعف تفخیم در حروف مفخمه،بسته به حالت اعرابی آنها و موقعیتشان در کلمه:

 

1-حرف مفخمه مفتوح باشد و بعد از آن الف بيايد (یعنی الف مدی داشته باشد)مثل: {فصالاً}
كقوله تعالى {فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا} (سورة بقرة: 233)

 

 2-مفتوح باشد مثل: {صبرًا} كقوله تعالى {فَاصْبرْ صَبْرًا جَمِيلاً} (سورة معارج : 5) ،

 

 3-مضموم باشدمثل: {فضرب بينهم} كقوله تعالى {يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ} (سورة حديد: 13) ،

 

 4-ساکن باشد مثل: {تقهر} كقوله تعالى {فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ} سورة ضحى (9)

 

5-مکسورباشد مثل:{خيانة} كقوله تعالى {وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ} (سورة أنفال: 58).
 

تقسیم بندی حروف مفخمه:

 

1-آنهایی که تفخیمشان دائمی ست:(حروفی که صفت طباق یا استعلا دارند.)

بنابه نظر مشهور ،هم حروف اطباق و هم استعلا دارای صفت تفخیمند و در حالت های مختلف، با درجات متفاوت این صفت در آنها اعمال می شود.ابن جزری می گوید حروف تفخیم همان حروف اطباق است و در این میان طاء تفخیم بیشتری دارد.مکی هم در الرعایه،حروف تفخیم را همان حروف اطباق می داند.

 

2-حروفی که تفخیم در آنها به علت موقعیت اعرابی ست و دائمی نمی باشد.(راء و لام)

 

موارد تفخیم راء:

 

1-بعد از آن الف مدی بیاید.در اول کلمه راضیه، در وسط ارادالله در آخر کلمه بصیرا در حالت وقف

2- مفتوح باشد: در اول کلمه رَحم الله،رَب، در وسط  یَترَبصنَ و در آخر کلمه  اِنّ الاَبرارَ

اگر راء مفتوح در حالت اماله قرار بگیرد ترقیق می شود .مجریها در سوره ی هود

3- مضموم باشد: در اول کلمه رُکبان، رُوح القدس، در وسط غرُفات غرُور، در آخر الأَبْتَرُ غفورٌ 

4-ساکن ماقبل مفتوح باشدچه سکون آن ذاتی باشد چه عارضی تَرمیهم  مزدجَر(در حالت وقف)

5-ساکن ماقبل مضموم باشد چه سکون ذاتی چه عارضی:مُرتَفقا، الدُّبُر

6-راء ساکنی که بعد از همزه ی وصل بیاید بعد از آن کسره باشد ارْجِعْ إِلَيْهِمْ. یا ضمه: اُرکُض (ارْكُضْ برِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ) (بعد از آن فتحه باشد هم در قرآن نیامده است)

7- راء ساکنی که ماقبل آن همزه ی وصل و ماقبل همزه ی وصل حرف مفتوح باشد وَارْزُقْنَا

8- راء ساکن بعد از کسره ی عارضی  واقع شود چه به هم متصل باشند چه بینشان فاصله باشد. لمن ارتضی، اِرکبو مورد6

9- اگر بعد از راء ساکن حرف استعلا بیاید و هردو در یک کلمه باشند مِرْصَادًا ، قِرطاس ولی اگر حرف استعلا در اول کلمه ی بعدی باشد یعنی بینشان فاصله افتاده باشد ،ترقیق می شود ولا تصعر خَدّک و اگر راءو حرف استعلا هردو در يک کلمه باشند و حرف استعلا مکسور باشد جايز است هم تفخيم و هم ترقيق راء، مثل راء در کلمه ي  فِرْقٍ

10-راء ماقبل ساکن ماقبل مفتوح یا مضموم مَرقوم، مُرتاب

11- راء ساکنی که ماقبل آن حرف استعلا قرار داشته باشد و ماقبل آن مکسور باشد چه در حالت وقف چه در حالت وصل.

در مورد کلمه ی مصر در حالت وصل و سکون عارضی هم تفخیم و هم ترقیق را جایز دانسته اند وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ. و در مورد کلمه ی قطر ابن جزری در حالت سکون عارضی و وقف قائل به ترقیق راء است و دیگران تفخیم را اختیار کرده اند. عَيْنَ الْقِطْرِ. اما در مورد کلمه ی نُذُر در حالت وقف ترقيق و تفخيم هردو جايز است ولي به خاطر اينکه راء در اصل کسره داشته ترقيق اولي است . فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ

ترقیق:

ترقیق در اصل همان نازک و رقیق تلفظ کردن حرف است یا به عبارت بهتر عدم درشتی و پر حجمی صدا در تلفظ حرف

به جز حروف اطباق و استعلا و همچنین راء و لام-در مواردخاص- بقیه ی حروف صفت ترقیق دارند و درشت تلفظ نمی شوند.در حقیقت در حالت ترقیق زبان بالا نمی آید و در کف دهان باقی می ماند.

 

موارد ترقیق راء:

1-مکسور باشد رِجال، صابرین

2-راء ساکني که در وسط کلمه بعد از کسره ي اصلي که به آن متصل باشد بيايد و بعد از آن حرف استعلادر آن کلمه نباشد مِرْيةٍ  فرعون

3-راء ساکن ماقبل ساکن ماقبل مکسور در صورتی که قبل از راء حرف استعلا نباشد. الذکر

4-قبل از راء ساکن یاء ساکن باشد که در چنین حالتی همیشه قبل از یاء مکسور است خبیر


این هم بیان مطلب به زبانی دیگر:

 

    تكون الراء مفخمة في الأحوال التالية :         

 

(1)        إذا كانت مضمومة مثل : ( يؤمرُون ـ يبشرُهم ـ رُزقنا ) .

 

(2)                إذا كانت مفتوحة مثل : ( ورَبك ـ شرَاب ـ ناراً ) .

 

(3)        إذا كانت ساكنة وقبلها حرف مضموم مثل : ( قُرْآن ـ بقُرْبان ـ كالعُرْجون ) .

 

(4)        إذا كانت ساكنة وقبلها حرف مفتوح مثل : ( خَرْدل ـ قَرْية ) .

 

(5)        إذا كانت ساكنة بعد كسر عارض مثل : ( اِرْجعي ـ أمِ اِرْتابوا ) .

 

(6)        إذا كانت ساكنة بعد كسر أصلي بعدها حرف استعلاء في كلمة واحدة مثل : ( لبالمِرْصاد ـ قِرْطاس ) .

 

(7)        إذا كانت ساكنة وقبلها ساكن وقبل الساكن مفتوح أو مضموم مثل : ( القَدْرْ ـ الأمُوْرْ ) .

 

        تكون الراء مرققة في الأحوال التالية :

 

(1)        إذا كانت مكسورة مثل : ( رِجال ـ مرِيج ـ فضرِب )

 

(2)        إذا كانت ساكنة وقبلها حرف مكسور وليس بعدها حرف استعلاء مثل : ( فِرْعون ـ واصبِرْ )

 

(3)        إذا كانت ساكنة وقبلها ياء ساكنة مثل : ( خبيْرْ ـ خيْرْ ) .

 

(4)        إذا كانت ساكنة بعد حرف ساكن وقبله حرف مكسور ( حِجْرْ ـ السِحْرْ ) .

 

(5)        إذا كانت ساكنة وقبلها كسر أصلي وبعدها حرف استعلاء من كلمة أخرى مثل : ( أنذِرْ قَومك ) .

 

         ويجوز تفخيمها وترقيقها فيما يلي :

 

(1)        إذا كانت ساكنة وقبلها كسر أصلي وبعدها حرف استعلاء مكسور مثل ( كل فِرْقٍ ) .

 

(2)       إذا كانت ساكنة وقبلها حرف استعلاء ساكن وقبله حرف مكسور مثل : ( مِصْرْ ـ القِطْرْ ) ـ المختار في الأولى الترقيق وفي الثانية التفخيم

 

موارد تغلیظ یا تفخیم لام:

فقط در لفظ جلاله است که لام در حالت هایی تغلیظ می شود

موارد تغلیظ لام در لفظ جلاله:

1-قبل از لفظ جلاله فتحه بیاید.به عبارتی آخرین حرف قبل از لفظ جلاله مفتوح باشد. ارادَالله ، هوَ الله

2-قبل از لفظ جلاله ضمه بیاید کلامُ الله

3-لفظ جلاله در ابتدای عبارت باشد. الله لا اله اله هو

اگر ماقبل لفظ جلاله مکسور باشد،لام در لفظ جلاله تغلیظ نمی شود. بسمِ الله الرحمن الرحیم

 

مبحث تفخیم الف لینه:

الف لينه از لحاظ تفخيم و ترقيق تابع ماقبلش مي باشد اگر حرف ما قبل مفخم بود الف هم تفخيم مي شود واگر ترقيق داشت الف هم ترقيق مي شود

 مثل: {كان} كما في قوله تعالى {ثُمَّ كَانَ مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ} (سورة البلد الآية: 17) ـ {قال} كما في قوله تعالى {إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ} (سورة المطففين الآية: 13).

 

ابن جزری در النشرمی گوید:در مورد الف صحیح این است که با ترقیق و تفخیم توصیف نگردد بلکه در ترقیق و تفخیم از حرف ماقبلش پیروی می کند.

در مورد الفی که بعد از راء وحروف استعلا(به جز حروف اطباق) می آید عده ای قائل به تفخیمند و کسانی دیگر من جمله ابن جزری معتقدند که الف بعد از راء و حروف استعلاتفخیم نمی شود ولی خود حرف تفخیم می گردد.در قرائت اساتید مختلف نیز هر دو حالت مشاهده می شود ولی به نظر می رسد اگر الف در چنین حالتی تفخیم نشود بهتر است با اینکه به هر حال با الفی که بعد از سایر حروف استفال می آید از لحاظ تلفظ فرق دارد وبیشتر صدای(آ) می دهد تا فتحه کشیده. کِرامَ الکاتِبین.در موارد مد این مسئله بیشتر وضوح دارد یک بار الف بعد ازقاف را با حالت تفخیم و بار دیگر بدون تفخیم تلفظ کنید(البته با رعایت مد)، به نظر می رسد حالت دوم بهتر وزیبا تر باشد. قائل.

 

 

 

بالای صفحه