|
|
|
| Home | صفحه قرآن |
در این مورد می توان دو نوع واو را بییان کرد یکی واوی که ناخواناست و خوانده نمی شود و دیگری واوی که پایه ی الف مدی ست وآنچه تلفظ می شود الف مدی می باشد نه واو.
ا- واو زائد: منظور واوی ست که نوشته می شود ولی خوانده نمی شود به جز مواردی که واو پایه الف مدی ست.به طور کلی شش کلمه در قرآن وجود دارد که بعد از الف مضموم واو زائدی در کتابت آن آمده است که در قرائت تلفظ نمی شود.علتش را هم لا اقل ما نمی دانیم چیست. این شش کلمه عبارتند از:اُولئکَ، اُولی، اُولوا، اُولاءِ، اُولاتِ، سَاُوریکم
برای مشخص شدن این شش کلمه و نحوه ی تلفظ آن ها، در بعضی از قرآن ها روی واو این کلمات یک دایره ی تو خالی قرار داده اند تا مشخصه ای برای ناخوانا بودن این کلمات باشد.در بعضی از قرآن ها نیز زیر واو این شش کلمه عبارت بلا اشباع یا قصر بصورت ریز نوشته شده است تا مشخص شود واو در این کلمات تلفظ نمی شود.
واوی که پایه ی الف مدی است:
در قرآن هشت کلمه وجود دارد که الف مدی آن به صورت واو نوشته می شود چهار کلمه ی آن در موارد متعدد در قرآن آمده است که عبارتند از : صَلوة، زکوة، حَیوة، رِبوا و چهار کلمه ی دیگر فقط در آیات معین مشاهده می شود منوة(20/53) کَمِشکوةٍ(35/24) النّجوةِ(41/40) بِالغَدوة(52/6)و (28/18)
ناخوانا بودن الف در سه مورد دارای قائده ی مشخص است.
1-همزه ی وصل در وسط جمله: وَانصُر که الف خوانده نمی شود(وَنصُر).در بعضی از قرآن ها برای راهنمایی قاری روی همزه ی وصل صاد کوچکی قرارمی دهند و در بعضی دیگر از رسم الخط ها همزه ی وصل را بدون هیچ علامتی، در هنگام ناخوانا بودن می آورند.
(همزه ی وصل در اول جمله خوانده می شود وهمزه قطع در همه جا تلفظ می شود).
2-الفی که بعد از واو جمع می آید: فعل هایی که آخر آنها به واو جمع ختم می شود، در صورتی که بعد از واو جمع ضمیری نیامده باشد، بعد از واو الفی می آید تا واو جمع باواو غیر جمع و اصلی کلمه اشتباه نشود.این الف فقط نوشته می شود و خوانده نمی شود. نَصَروا
به این الف الف فارقه هم می گویند یعنی الفی که مشخص کننده ی واو جمع است و به کمک آن می توان بین واو جمع و واو اصلی کلمه فرق گذاشت.
موارد استثنا: دربعضی از رسم الخط های قرآن گاهی به مواردی برخورد می کنیم که بعد از واو جمع الفی نیامده است مثل جاءُ و یا بعد از واو غیر جمع الف آمده است اَشکوا(که این الف هم ناخواناست) که شاید مربوط به رسم الخط قدیم باشد و خلاف قائده ی کلی ست.
3-الفی که بعد از تنوین نسب، در حالت وصل، قرار میگیرد یا بنا به عقیده ای دیگر، پایه ی تنوین نسب واقع می شود. این الف هم ناخواناست و آنچه خوانده می شود فقط همان تنوین است که بر خلاف الف پایه اش نوشته نمی شود ولی خوانده می شود. بدیهی ست که در حالت وقف تنوین تبدیل به الف شده و الف تلفظ می گردد.
مواردی که الف ناخوانا دارای قائده مشخصی نیست:
1- مواردی که الف اصلا خوانده نمی شود مثل لاَ ا ذبَحَنّهُ که در بعضی از رسم الخط ها (مثل رسم الخط عثمان طه) روی آن یک دایره ی کاملا گرد بسته قرار داده اند که مشخص شود این الف هیچ گاه خوانده نمی شود چه در هنگام وصل و چه وقف.در بعضی از قرآن ها هم بدون هیچ علامتی آمده است.
2- مواردی که الف فقط در حالت وصل خوانده نمی شود: در قرآن هفت کلمه وجود دارد که آخر آنها الف مدی ست.این کلمات در حالت وقف همانطور که نوشته می شوند تلفظ می گردند یعنی با الف،ولی در حالت وصل الف آنها تلفظ نمی شود
|
سوره احزاب آیه 10 سوره احزاب آیه 66 سوره احزاب آیه67 سوره دهر آیه 4 سوره دهر آیه 15 سوره کهف آیه 38 هرجا که بیاید |
در حالت وصل:
الظنُونَ الرّسُولَ السّبیلَ قواریرَ لکنَّ
اَنَ
|
در حالت وقف
الظّنُو نا الرّسُولا السّبیلا سَلاسِلا قَواریرا لکِنّا
اَنَا
|
لام الف و لام تعریف در حروف شمسی خوانده نمی شود و در اصل در حرف بعدی ادغام می شود که معمولا لام را بدون علامت و حرف بعدی را با تشدید می نویسند الشّمس. الف در الف و لام تعریف نیز همزه ی وصل است و همانطور که توضیح داده شد در هنگام وصل خوانده نمی شود چه الف و لام بر سر حروف شمسی در آید و چه قمری.
عدم تلفظ حروف مدی نزد حرف ساکن و مشدد:
این حالت زمانی روی می دهد که حرف مدی و حرف ساکن یا مشدد در دو کلمه باشند یعنی حرف مدی در آخر یک کلمه و حرف ساکن یا مشدد در اول کلمه ی بعد باشد در چنین مواردی حرف مدی خوانده نمی شود و حرف ساکن به کمک حرکت حرف ماقبل حرف مدی خوانده می شود.البته این امر در مواردی است که کلمه ی دوم با الف و لام تعریف آمده باشد: فِی المَدینه، اِذا الشّمس، ذُوالعَرش که فلمدینه، اذَشّمس وذُلعرش خوانده می شود.
شامل مواردی می شود که یاء پایه ی الف مدی ست. به طور کلی در هفت جا الف مدی به صورت یاء نوشته می شود: 1-در افعال ثلاثی که الف آنها منقلب از یاء باشدیعنی در ریشه ی اصلی کلمه لام الفعل آنها یاء بوده که بعدا تبدیل به الف شده است مانند سَعی، ومَشی که سعا و مشا تلفظ می شود.
2-در اسم های ثلاثی که الف آنها منقلب از یاء باشد مانند الفَتی و الهُدی که الفَتا و الهُدا خوانده می شود.
3- در همه ی افعالی که بیش از سه حرف داشته باشند در صورتی که قبل از الف مدی یاء نباشد.مثل اهدی و صلّی که اهدا و صلّا خوانده می شود.
4- در همه ی اسامی که بیش از سه حرف داشته باشند در صورتی که ماقبل الف مدی در این کلمات نیز یاء نباشد مثل کُبری و سُکاری که کبرا و سکارا تلفظ می شود.
5- در پنج اسم علم غیر عربی که عبارتند از موسی، عیسی، متی، بُخاری، متّی، کسری
6-در پنج اسم مبنی هم یاء پایه الف مدی ست و یاء نوشته شده خوانده نمی شود این پنج کلمه هم عبارتند از لَدی، انی، متی، اُولی، اُلی
7-در چهار حرف که عبارتند از اِلی، عَلی، حَتّی، بَلی
حروفی هستند که در کتابت قرآن نوشته نمی شوند ولی باید خوانده شوند. در این مورد اکثرا به حروف الف، واو، یاء برمی خوریم که نوشته نمی شود ولی خوانده می شود.که سه حالت ممکن است پیش بیاید:
1-در عوض حرفی که نوشته نشده حرف دیگری بیاید که این در مورد الف مدی ست که گاهی به صورت یاء و واو نوشته می شود که در مبحث حروف ناخوانا این حروف یعنی واو و یائی که پایه ی الف مدی هستند بعنوان حروف ناخوانا شناخته شد در عوض الف مدی حرفی ست که نوشته نشده ولی باید خوانده شود. مثل صلوة وزکوة که باید صلاة وزکاة خوانده شود.
2-گاهی به خاطر اختصار الف مدی حذف می شود مثل رحمن که در اصل رحمان است یا اسمعیل که اسماعیل است و در چنین مواردی معمولا روی حرفی که صدای کشیده را دارد یک الف مقصوره می آورند.
3- گاهی به خاطر جلوگیری از تکرار دو حرف مثل هم واجتماع مثلین ، یکی از دو حرف را نمی نویسند و این در مواقعی ست که معمولا یک حرف بخواهد سه بار تکرار شود که معمولا شامل یک حرف متحرک و یک حرف مشدد می شود که خود شامل دو حرف است مثل نبیّن که در اصل نبیّین است یا یستوُن و یاَیّها که تلفظ آنها یستَوُون و یااَیّها می باشد گاهی نیز برای راهنمای قاری به جای حرف حذف شده،حرف کوچکی از همان نوع را در کنار یا زیر حرفی که باید تکرار شود می آورند تا نشانه ای برای حرف نوشته نشده باشد.
به طور کلی طبق یک قائده ی نحوی که کلیت هم ندارد جایز است ننوشتن واو وقتی که بعد از همزه ای بیاید که پایه ی آن واو باشدمثل رُؤ س که در اصل رُؤوس است یا مُستَهزؤن که در حقیقت مُستَهزؤون است.
و طبق همین قاعده نیز بعضی ها جایز دانسته اند حذف دومین واو از وسط کلمه در کتابت در صورتی که ماقبل این دو واو الفی قرار گرفته باشد.مانند داود، طاوس که در تلفظ داوود و طاووس است.
هاء ضمیر:
وقتی هاء ضمیر اشباع شود در تلفظ یک یاء یاواو بوجود می آید که نوشته نشده ولی خوانده می شود بِهِ که در تلفظ بهی است یا لَهُ که لَهو است.(در مورد هاء ضمیر و اشباع و عدم اشباع آن به مبحث هاء ضمیر مراجعه شود.