
مخرج: همان مخرج زاء و سین
همان طوری که در مورد زاء و سین توضیح داده شداین حرف نیزاز نزدیک شدن روی قسمت جلویی زبان با لثه پشت دندان های ثنایای بالا،در حالی که تیغه ی زبان پشت دندان های ثنایای پایین قرار می گیرد، شکل می گیرد. و یا طبق تعریف کتاب حلیة القرآن: " نوک زبان به پایه ی ثنایای پایین می چسپدو قسمتی از سطح زبان - مقداری عقب تر از نوک زبان - به سطح صاف پشت لثه ی ثنایای بالا نزدیک می شود، ولی نمی چسپد، و از و هوا از همین مجرای ایجاد شده خارج می گرددو حرف تلفظ می شود.نظر دانشمندان جدید هم در مورد این حرف همان است که در مورد زاء و سین بیان شد یعنی حرفی لثه ای - دندانی که تکیه ی اصلی زبان در هنگام تلفظ بر ثنایای بالاست یا به عبارت بهتر لثه ی پشت دندان های ثنایای بالا.
از لحاظ مخرج این حرف رادرست مثل سین فارسی باید تلفظ کرد (مخرجش همان مخرج سین است )،
فقط تفاوت در صفت اطباق و استعلای صاد است،که بر خلاف سین سطح زبان بالا می آید و نیز صدایی پر حجم تر از سین بوجود می آید
صفات صاد:همس، رخوت، اطباق، استعلا، صفیر، سکون
بعضی ها فکر می کنند باید صفیر صاد را بیشتر کرد و به اصطلاح صدای سوت مانند بیشتری در تلفظ این حرف، نسبت به سین، ایجاد کرد در حالی که چنین نیست بلکه در تلفظ صاد بیشتر باید به صفت اطباق آن توجه داشت.
مکث یا فشار اضافی بر مخرج این حرف، در هنگام تلفظ ، نیز صحیح نیست. مخوصا وقتی صاد مشد باشد که دقت بیشتری را می طلبد.الله الصّمد
میزان تفخیم صاد از شدت به ضعف : صاد با الف مدی-مفتوح-مضموم-ساکن-مکسور صارمین، صَدَقات، صُحُف، اَصحاب، صِبغه
القاب و نامها: اسلی،از حروف اصلی، صتم،تفخیم(حروف اطباق را حروف تفخیم نیز گفته اند)
صاد بین بین را از حروف مشربه یا مخالطه شمرده اند و منظوری صادی ست که به علت طبق عقیده ای بین سین و صاد تلفظ می شود.
( حروف مشربه حروفی ست که در زبان عربی بر سایر حروف اضافه کرده اند که شامل:نون اخفا شده، الف اماله، الف مفخم- یعنی الفی که با تفخیم نزدیک به واو آمیخته می شودمثل الصّلاة در روایت ورش، صاد بین بین همزه ی بین بین است)
مخرج: برخورد کناره ی زبان با دندان های آسیای بالا در سمت راست یا چپ دهان.
در حقیقت ازبرخورد کناره ی زبان به دندان های آسیای بالا در سمت راست یا چپ دهان این حرف شکل می گیرد به طور ی که با لرزش خفیفی صدای ضاد از آن تولید شود و این در حالی ست که زبان باید به علت صفت اطباق و استعلای ضاد بالا بیاید.
در اصل ضاد متحرک بیشتر صدای دال تفخیم شده را می دهد ولی به این معنا نیست که ضاد -مثل تلفظ بعضی ها کاملا صدای دال بدهد(این نوع تلفظ یعنی رخوت ضاد را گرفته وبه آن شدت بدهیم) به همین خاطر نوعی لرزش یا ارتعاش خفیف برای ایجاد صدای خاص ضاد، بین زبان و دندان ها لازم است. از طرفی این لرزش باید در نهایت قلت و به قدر کفاف باشد، وبه هیچ وجه نباید صدای صفیری مثل حرف زاء از این حرف شنیده شود.بلکه اگر قرار باشد مقایسه کنیم صدای این حرف به دال نزدیکتر است تا به زاء. همچنین صدای زنگ گونه در این حرف به مراتب کمتر از ذال و ظاء است.ابن جزری می گوید بعضی ها ضاد را مثل ظاء تلفظ می کنندکه این اشتباه است و چه بسا معنی کلمه نیز عوض می شود.امروزه هم می بینیم که در بعضی از کلاس های آموزش قرآن برای راحت تر شدن کار ، می گویند اگر برایتان مشکل بود می توانید ضاد را از مخرج ظاء تلفظ کنید فقط صدای آن مثل دال باشد که سخن صحیحی نیست.
نکته :آنچه در ایجاد حرف ضاد بین زبان و دندان ها روی می دهد بیشتر برخورد است تا سایش یعنی کناره های زبان به دندان های آسیا برخورد می کند. این که در بعضی از کتب تجوید آمده است که باید کناره ی زبان را به دندان ها کشید، و حتی بعضی مسیرآن را نیز مشخص نموده اند و گفته اند : از دندان های آخر به طرف جلوی دهان، تلفظ صحیح ضاد نیست. فقط در مورد ضاد ساکن، اساتید این فن عقیده دارند کمی کشش زبان بر دندان ها وجود دارد.
حرف ضاد را مشکل ترین یا یکی از مشکل ترین حروف زبان عربی از لحلظ تلفظ دانسته اند به طوری که حتی خود عرب زبان ها هم تلفظ های مختلفی از این حرف دارند که البته مربوط به زبان گویشی آنان است نه زبان قرائت. بااین حال در یاد گیری این حرف بیشتر باید از گوش وچشم کمک گرفت و با استماع قرائت اساتید وقاریان مشهور و نگاه کردن به آنان -در هنگاه تلفظ- تلفظ آن را آموخت.ناگفته نماند که در قرائت قاریان مصری صدای ضاد به دال نزدیکتر است تا قاریان حجاز.
صفات : جهر ، رخوت، اطباق، استعلا، اصمات، استطاله، سکون
در تلفظ ضاد باید حتما متوجه صفت اطباق و استعلای آن بود یعنی در حالی که زبان به طرف سقف دهان بالا آمده و در حالت اطباق است به دندان ها برخورد کند.
تفخیم ضاد و میزان آن در موقعیت های مختلف نیز مانند سایر حروف مفخمه است یعنی بیشترین تفخیم را ضاد با الف مدی(ضا) دارد بعد ضاد مفتوح،مضموم ،ساکن و در نهایت مکسور. در حروف اطباقی میزان تفخیم است که کم و زیاد می شود نه اطباق.ضا ئق، ضَریع،
ضُحی،تَضلیل، ضِرار
القاب: ضرسی- حافی و از حروف اصلی، تفخیم،صتم است
حافه یعنی جانب و طرف و منظور کنار زبان است که درتلفظ ضاد بکار می رود.
اگر بعد از ضاد یکی از حرف اطباق بیاید در تلفظ آن بیشتر باید دقت کرد. فَمَن اضطُرّ، ثمّ أضطَرّهُ
همچنین ضاد ساکن. که ابن جزری می گوید ممکن حتی از حرف بعدی تاثیر بگیرد. أفَضتُم، خُضتُم، فَرَضنا
و اگر بعد از ضاد ظاء بیاید آنقَضَ ظَهرک، یَعَضُّ الظالم
و تکرار ضاد یَغضُضنَ که درتمام این موارد باید دقت کرد تا ضاد به حرف دیگری تبدیل نشود یا صفات خود را از دست ندهد همچنین ادغام صورت نگیرد.
در تلفظ این کلمات نیز دقت کنید ضیزی( تِلکَ إذاً قِسمةٌ ضیزی)، ارضُ الله، الأرضِ ذَهَبا، ضِعاف، ضِغثاً
مخرج : همان مخرج تاء و دال
یعنی از چسپیدن تیغه ی زبان به لثه ی پشت دندان های بالا و نیزریشه ی این دندان ها ایجاد می شود. به عبارتی ،همانطوری که در مورد تاء توضیح داده شد از برخوردقسمت جلویی زبان(کمی عقب تر از نوک زبان) با لثه ی پشت دندان های ثنایای بالاو همچنین خود دندان ها(طبق نظر آوا شناسان جدید) ایجاد می شود البته با توجه به این نکته که سطح زبان به خاطر اطباق و استعلا بالا می آید (نوک زبان تا حدی به صورت نا خود آگاه به طرف پایین متمایل می شود) .
صفات: جهر، شدت، اطباق، استعلا، اصمات، قلقله، ضغط
القاب ونامها: جزو حروف صتم(حروفی که مخرجشان در حلق نیست)، ابدال و اصلی ست
در مورد صفت اطباق این حرف باید دقت کرد. یکی از حروفی که ما فارسی زبانان معمولا اطباق آن را فراموش می کنیم ، یاصحیح ادا نمی کنیم ،این حرف است.مخصوصا اگر در کنار تاء بیاید تَطاول، تَطّلِعُ ،تَطهیر. البته باید مواظب تاء هم بود تا دچار اطباق و استعلا یا تفخیم نشود.
اگر طاء ساکن باشد و بعد از آن تاء بیاید ادغام ناقص روی می دهد یعنی طاء در تاء ادغام می شود ولی این صفات طاء است که باقی می ماند. ابن جزری در این مورد می گوید: اصل در ادغام این است که حرف ضعیف تر در حرف قوی تر ادغام شود تا در قوت مانند آن شود، اما در اینجا بر عکس آن روی می دهد و طاء به تاء تبدیل می شوداما صفت آن باقی می ماند تا دلالت بر موصوف کند.(اشکال: مگر تفاوتی بین طاء و تاء بجز داشتن این صفات طاء که به اصطلاح در چنین حالتی باقی مانده ، هست؟ که بگوییم طاء تبدیل یه تاء می شود ولی صفات خود را به تاء می دهد .به هر حال تاء هم باداشتن این صفات ، همان طاء است) در این مورد نظر مکی نیز چنین است: اگر طاء ساکن با تاء برخورد کند، به راحتی در آن ادغام می شود،و بر قاری واجب است که تشدید آن را به صورت متوسط بیاورد(ادغام ناقص) و اطباق در طاء رااظهار کند تا طاء در ادغام از بین نرود که به دنبال آن اطباق طاء نیز از بین برود.*
اگر تاء در طاء ادغام شود: ودتّ طائفة
قلقله ی طاء:
مخرج: همان مخرج ثاء و ذال از تماس کم تیغه سر زبان با نوک دندان های ثنایای بالا و پایین .(از حروف میان دندانی ست.)
صفات:جهر، رخوت، اطباق، استعلا، اصمات، سکون
القاب: جزو حروف اصلی،تفخیم وصتم است
در اصل این حرف مثل ذال تلفظ می شود و از همان مخرج فقط با اطباق یعنی بر خلاف ذال و ثاء،سطح زبان -به استثنای نوک آن-در این حرف باید بالا بیایدو صدای پر حجم(تفخیم) از آن شنیده شود.میزان زنگ صدا در ظاء نسبت به ذال کمتر است و تکیه ی کمتری بر مخرجش دارد.چون سطح زبان در تلفظ ظاء جهت اطباق بالا می رود ناچار نوک زبان کمی به عقب تر جمع می شود و به همین علت بعضی ها مخزج این حرف را کمی عقب تر ار ذال دانسته اند و معتقدند در تلفظ ذال قسمت بیشتری از جلوی زبان بین دندان ها قرار می گیرد ولی ما این حرف را بنا به قول مشهور هم مخرج با ذال و ثاء گرفته ایم و فقط به تفاوت در صفات اکتفا می کنیم.(سرمستتر مخرج ظاء را قبل از دو حرف دیگر می داند و آورده است که با توجه به مسیر صوت از داخل به طرف خارج، به ترتیب مخرج ظاء-ذال و بعد ثاء است)
میزان استعلا و اطباق در این حرف نیز مانند سایر حروف استعلا و اطباق ثابت است و آنچه متغیر است میزان تفخیم در حالت های مختلف اعرابی ست.
در مورد صفت اطباق این حرف باید دقت شود و رعایت گردد تا به ذال تبدیل نشود.
در مورد اختلاف نظر در مخرج این حرف و حروف هم مخرجش همانطور که در مبحث ثاء توضیح داده شد، قدما اکثرا تکیه ی مخرج این سه حرف را بر دندان های ثنایای بالا می دانند و از عبارت بین سر زبان و دندان های ثنایای بالا، برای معرفی مخرج این حروف استفاده می کنند در حالی که علمای آواشناس جدید و نیز کسانی از قدما مثل سیبویه، معتقدند این سه حرف میان دندانی ست و قید دندان های ثنایای بالا در اینجا معنی ندارد بلکه دندان های ثنایای بالا و پایین هردو در ایجاد این حروف نقش دارند.
در حلیةالقرآن آمده است نوک زبان باید از بین دندان ها بیرون بیاید در حالی که فقط قرار گرفتن جلوی زبان در بین دندان ها ملاک است
و نوک زبان به آن صورت جلوتر از دندان ها قرار نمی گیرد مخصوصا حرف ظاء .