توضیح یک به یک حروف  صفحه 3

Home صفحه قرآن

 

 

Back

Next

این صفحه حروف:راء ، زاء ، سین، شین

 


فهرست:M-J

  1. حرف راء:

  2. حرف زاء:

  3. حرف سین:

  4. حرف شین:


حرف راء:

 

مخرج راء: برخورد لرزشی تیغه ی زبان به لثه ی دندان های ثنایای بالا . یا به تعبیر دیگرتکرار برخورد تیغه ی زبان(دو تا سه بار) به لثه ی دندان های ثنایای بالا این حرف را می سازد.

اکثر دانشمندان معاصر زبان شناس در مخرج این حرف و لام و نون تفاوتی نمی بینند و تفاوت آنها را فقط در صفات می دانند. با این ویژگی که راء در مخرج خود لرزش دارد.

صفات راء: جهر ، بین شدت ورخوت ، انفتاح، استفال ، اذلاق،تکریر، سکون، انحراف،

 

القاب و نامها:

جزو حروف ذلقی یا ذَولَقی ست  چون مخرج این حرف تیغه ی زبان است به این نام هم نامیده شده است.همچنین جزو حروف اصلی و صُتم ست. به راء حرف مکرر نیز می گویند.

 

توضیحات:

تکریر: 

تکریر راء به معنی لرزش زبان در مخرج راء در زمان تلفظ این حرف است.که شاید بتوان آنرا نوعی تکرار سریع و کم دانست.

این که واقعا تکرار برخورد زبان در مخرج این حرف صورت می گیرد و یااینکه فقط لرزش زبان است و تکرار به نظر می رسد،  و اینکه بعضی ها اظهار می دارند این صدای راء است که تکرار می شود و زبان فقط لرزش دارد، مطلبی ست که در باره ی آن اظهار نظر های متفاوتی شده است . ولی آنچه مورد توافق همه است این است که این تکرار یا لرزش نباید زیاد باشد و همانطوری که نمی توان صفت تکریر را از راء گرفت ، تکرار زیاد و به قول ابن جزری آشکار کردن تکریر راء جایز نیست مخصوصا در حالت تشدید و تفخیم.

آوا شناسان وعلمای امروزی این فن چون دکتر انیس، دکتر بشر و دکتر احمد مختار ، به این عقیده اند که هنگام تلفظ راء تیغه ی زبان دو تا سه باربه لثه ی دندان های پیشین بالا برخورد می کند.ابن جزری بعد از اینکه علت صفت تکریر را لرزش راء بیان می کند - و می گوید مثل اینکه تیغه ی زبان با حرف راء می لرزد- اظهار می کند که هنگام قرائت باید تکریر راء را آشکار نکرد. در بیان دیگری آمده است  : به نظر می رسد راء در هنگام تلفظ مکرر شده و دو بار تکرار می شود در حالی که چنین نیست، بلکه اندک لرزشی در مخرج حرف مذبور پدید می آید، که بدون رعایت این صفت ادای آن امکان ندارد، وطبق این نظر سبب تکریر، اهتزاز ولرزش قسمتی از زبان است (یعنی برخورد مجددی وجود ندارد)و گفته اند باید دقت نمود که تکرار نشود.خصوصا موقعی که مشدد باشد .

 

 راء مشدد: در حالت مشدد یا تفخیم، راء صفت تکریر خود را از دست نمی دهد بلکه بسیار کم و در نهایت لطافت است که شاید در این مورد بتوان به این نتیجه رسید که صفت تکریر همان لرزش زبان است نه تکراربرخورد. ابن جزری در مورد راء مشدد می گوید: اگر راء مشدد شود قاری بایدآن را به راحتی و بدون تکریر و سختی تلفظ کند. و ادامه می دهد : بیشتر کسانی که با این موضوع آشنا نیستند، در تلفظ آن دچار مشکل می شوند که خطا و لحن است.

 

تفخیم وترقیق راء:

همانطوری که در مبحث تفخیم و ترقیق آمده است، تفخیم  به معنی ایجاد صدای پر حجم در هنگام تلفظ حرف است به طوری که دهان از صدای آن حرف پر شود.وترقیق به معنای رقت و نازکی صدا یا به عبارت بهتر پر حجم نبودن صدا، در هنگام تلفظ حرف می باشد.درزمان تفخیم قسمتی از زبان به طرف کام بالا می آید.

راء از حروفی ست که تفخیمش دائمی نیست یعنی فقط در موارد خاص تفخیم می شود نه در همه ی حالت ها.بطور کلی موارد تفخیم راء بیشتر از ترقیق است

موارد تفخیم و ترقیق راء:

به طور خلاصه راء یا متحرک است یا ساکن .اگر متحرک بود ،جهت تفخیم یا ترقیق باید به خودش نگاه کرد و اگر ساکن بود به ماقبل و مابعدش

راء در این حالت ها تفخیم می شود:

 

1-بعد از آن الف مدی بیاید.در اول کلمه راضیه، در وسط اَرادالله در آخر کلمه بَصیرا (در حالت وقف )

2- مفتوح باشد: در اول کلمه رَب، در وسط رَحم الله، یترَبّصنَ و در آخر کلمه  اِنّ الاَبرارَ

(اگر راء مفتوح در حالت اماله قرار بگیرد ترقیق می شود .مجریها در سوره ی هود)

3- مضموم باشد: در اول کلمه رُکبان، رُوح القدس، در وسط غرُفات، غَرُور، در آخر کلمه  الابتَر

4-ساکن ماقبل مفتوح باشدچه سکون آن ذاتی باشد چه عارضی تَرمیهم  مُزدَجَر(در حالت وقف)

5-ساکن ماقبل مضموم باشد چه سکون ذاتی چه عارضی:مُرتَفَقا، الدُّبُر

6-راء ساکنی که بعد از همزه ی وصل بیاید چه بعد از آن کسره باشد ارْجِعْ إِلَيْهِمْ چه ضمه اُرکُض (ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ) (بعد از آن فتحه باشد هم در قرآن نیامده است)

7- راء ساکنی که ماقبل آن همزه ی وصل و ماقبل همزه ی وصل حرف مفتوح باشد وَارْزُقْنَا

8- راء ساکن بعد از کسره ی عارضی  واقع شود و چه به هم متصل باشند چه بینشان فاصله باشد. لِمَن ِ ارتَضی، اِرکبو (مورد6)

9- اگر بعد از راء ساکن حرف استعلا بیاید و هردو در یک کلمه باشند مِرْصَادًا ، قِرطاس ولی اگر حرف استعلا در اول کلمه ی بعدی باشد یعنی بینشان فاصله افتاده باشد ،ترقیق می شود ولا تُصَعِّر خَدّک و اگر راءو حرف استعلا هردو در يک کلمه باشند و حرف استعلا مکسور باشد جايز است هم تفخيم و هم ترقيق راء، مثل راء در کلمه ي  فِرْقٍ

10-راء ماقبل ساکن ماقبل مفتوح یا مضموم مَرقوم، مُرتاب

11- راء ساکنی که ماقبل آن حرف استعلا قرار داشته باشد و ماقبل آن مکسور باشد چه در حالت وقف چه در حالت وصل.

در مورد کلمه ی مصر در حالت وصل و سکون عارضی هم تفخیم و هم ترقیق را جایز دانسته اند وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ. و در مورد کلمه ی قِطر ابن جزری در حالت سکون عارضی و وقف قائل به ترقیق راء است و دیگران تفخیم را اختیار کرده اند. عَيْنَ الْقِطْرِ. اما در مورد کلمه ی نُذُر در حالت وقف ترقيق و تفخيم هردو جايز است ولي به خاطر اينکه راء در اصل کسره داشته ترقيق اولي است . فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ

 

موارد ترقیق راء:

1-مکسور باشد رجال  صابرین

2-راء ساکني که در وسط کلمه بعد از کسره ي اصلي که به آن متصل باشد بيايد و بعد از آن حرف استعلادر آن کلمه نباشد مِرْيةٍ  فرعون

3-راء ساکن ماقبل ساکن ماقبل مکسور در صورتی که قبل از راء حرف استعلا نباشد. الذِکر

4- قبل از راء ساکن یاء ساکن باشد که در چنین حالتی همیشه قبل از یاء مکسور است خَبیر

 

تفخیم الف بعد از راء :قول مشهور این است که الف بعد از راء نباید تفخیم شود ولی در تلفظ همان صدای (آ )را می دهد(بدون تفخیم) نه فتحه ی کشیده اَرادَالله.ابن جزری هم می گوید هرگاه بعد از راء الف بیاید راء تفخیم می شود ولی الف بعد از آن تفخیم نمی شود.البته عده ی زیادی قائل به تفخیم الف بعد از راء هستند.


 

در مورد صفت انحراف راء:

ابن جزری ،علاوه برلام، راء را نیز دارای صفت انحراف می داندو این انحراف را در مخرج می بیند و بیان می دارد که راء از مخرج نون که نزدیکترین مخرج به راء است به مخرج لام انحراف می یابد که دورتر از نون است و بدین سبب دارای صفت انحراف است.سیبویه هم قائل به انحراف راء به سوی لام است وبه نظر می رسد این انحراف را بیشتر در صفت می بیند چون می گوید به خاطر انحراف راء به سوی لام صدایش جریان پیدا می کندو حالتی شبیه رخوت پیدا می کند(انحراف ازشدت به رخوت)و می گوید اگر صفت تکریر نبودصدا در آن جریان نمی یافت در اصل علت اصلی انحراف در راء را همان تکریر راء می داند.ابن جنی انحراف را فقط مختص لام می داند علمای جدید نیز قائل به انحراف درمخرج راء نیستند چون این سه حرف(راء،نون ولام) را دارای یک مخرج می دانند.به نظر می رسد انحراف در صفت هم نباید وجود داشته باشد چون اگر ملاک انحراف راء میل از شدت به رخوت باشد باید کل حروف بین بین را دارای صفت انحراف بدانیم.

ابو شامه در ابزار المعانی می گویدبیشتر اهل قلم از نحویان و قاریان، تنها لام را دارای صفت انحراف می دانند.

 

 

اَبرار، اَربَاباً، اَربَعَةَ، اِرجِع، اَرضِعی، اُرید، اَسَاطیرُ، اُسَاری، اُمِرتُ، بَارِز، بَحر، بَرَرَة، بُرِّزَت، بُرهَان، بَرِیّة، شَاوِِرهُم تَرمیهِم،تُسرُّ، تَقرِضُ، جُرُوح، دَهر، دَیّار، ذِکر، ذِکری، راعُون، رَبّ، رُ بّمَا، مِنَ الرِّجَال، رِجز، رِحَال، رِضوَان، رِکاب،

 

Back to Top

حرف زاء:(زای)

 

 

مخرج: از نزدیک شدن روی  قسمت جلویی زبان با لثه پشت دندان های ثنایای بالا در حالی که تیغه ی زبان پشت دندان های ثنایای پایین قرار می گیرداین حرف و دو حرف سین و صاد شکل می گیرد.

دانشمندان جدید مخرج زاء و همچنین سین و صاد را دندانی لثه ای می دانند.و می گویند با اینکه در هنگام تلفظ این حروف تیغه ی زبان پشت دندان های ثنایای پایین قرار می گیرد،ولی تکیه ی اصلی زبان بر دندان های ثنایای بالا ست نه پایین (شاید بهتر باشد گفته شودتکیه بر لثه ی پشت دندان های ثنایای بالا) ابن جزری در مورد مخرج زاء -که مخرج سین و صاد را نیز همنطور بیان می کند- از عبارت "تیغه ی زبان و بخش فوقانی دندان های ثنایای پایین " استفاده کرده است.سیبویه هم در مورد مخرج این سه حرف گفته است : آنچه بین تیغه ی زبان و بخش فوقانی دندان های ثنایا ست.

بهترین تعریفی که از مخرج این سه حرف در ارائه شده به نظر می رسد مربوط به کتاب حلیه القرآن باشد که به این صورت آمده است

" نوک زبان به پایه ی ثنایای پایین می چسپدو قسمتی از سطح زبان - مقداری عقب تر از نوک زبان - به سطح صاف پشت لثه ی ثنایای بالا نزدیک می شود، ولی نمی چسپد، و هوا از همین مجرای ایجاد شده خارج می گرددو حرف تلفظ می شود.

 

صفات : جهر ، رخوت،  انفتاح،استفال، اصمات، صفیر، سکون

 

 

القاب: اسلی، جزو حروف اصلی و صتم است

 

می توان گفت فرق بارز زاء و سین در جهر اولی و همس دومی ست به طوری که اگر جهر را از راء بگیریم به سین تبدیل می شود لذا شایسته است در جهر این حرف و ادای آن دقت شود.مخصوصا زای ساکن کَنَزتُم،اَزکی.

در مواقع تکرار زاء نیز شایسته است دقت شود تا هر کدام به طور صحیح و با صفات لازم ادا شود فَعَزّزنا

زاء در همه حالات ترقیق می شود همچنین است اگر بعد از آن الف بیاید.زَادوکُم

 

اَزَاغَ، اُزلِفَت، اَزوَاج، بَرزَخ، تُعَزّرُوهُ، جَزَینَاهُم، زَاغَ، زَبَانیة، زُ بُر، زُرّاع، مَازِلتُم، زِلزَالَها، زَلَلتُم، زَهوقا، عَزّرُوهُ، عَزّزَ،غَزلَها، هُمَزَةٍ لُمَزَة، مِزَاجُها، مُزجَاة، نَزَغَ،

 

 

Back to Top

حرف سین:

 

مخرج :همان مخرج زاء (در بعضی از کتب تجوید آمده است که فاصله ی سر زبان و دندان ها در حرف سین بیشتر از زاء هست ولی اکثر علماء فن این دو حرف را به همراه صاد دارای یک مخرج می دانند و فقط قائل به تفاوت صفات هستند. شاید این تفاوت در فاصله ی زبان و دندان ها  که به ذهن بعضی ها رسیده ، ناشی از تفاوت صفات این حروف باشد که بعضی ها فکر می کنند تفاوتی در مخرج این سه حرف است ، در حالی که چنین نیست. البته تفاوت صفات کمی مخرج را در حروف هم مخرج دچار تحول می کند ولی به معنی دو گانه بودن مخرج این حروف نیست.) ابن جزری می گوید تفاوتی که در شنیدن صدای سین و زاء می بینیم به خاطر همس و جهر این دو است.

صفات:همس، رخوت، انفتاح، استفال،اصمات، صفیر، سکون

القاب وونامها:اسلی،جزو حروف زواید،مذبذب و صتم است.

 در مورد صفت صفیر بعضی ها گفته اند که باید صفیر سین را بیش از صاد داد چون صاد اطباق دارد و روشن و آشکار تلفظ می شود ولی سین بانرمی و نازکی تلفظ می شود. به هر حال آنچه مهم است این است که صفت صفیر در این دو حرف در حد متعادل رعایت شود به طور ی که مشخص شود مثلا سین تلفظ شده است. سین عربی  مثل همان سین فارسی ست.به نظر می رسد فرق بین سین و صاد بیشتر در انفتاح سین و اطباق صاد باشد تا در میزان صفیر این دو حرف.

نکات: اگر حرف سین در کنار حروف اطباقی بیاید باید در تلفظ آن دقت شود تا صفات صاد را نگرفته و به صاد تبدیل نشود مخصوصا اگر سین ساکن باشد. به طور کلی در هر حالتی باید از تفخیم سین خودداری کرد. بَسطَةً ، ویا در چنین حالتی أَقسَطُ

کلمه ی یَبسصُطُ هم به صورت سین خوانده شده و هم با اصباق یعنی به صورت صاد و هردو تلفظ صحیح است در اصل سین بوده که به علت مجاورت با طاء و راحتی گفتار صاد تلفظ شده است.

 

سایر مثال ها:

Back to Top

حرف شین:

مخرج: مخرجش همان مخرج جیم است وسط زبان و سقف دهان. بااین تفاوت که در شین روی زبان به سقف دهان نمی چسپد و فاصله ای میان این دو ایجاد می شود که هوا به راحتی  خارج می شود و این تفاوت به خاطر صفت رخوت در شین و شدت جیم است

صفات:همس، رخوت، انفتاح، استفال، اصمات، تفشی، سکون

القاب و نام ها: از حروف اصلی،شجری و صتم است .شین را حرف متفشی نیز می نامند.

صفت تفشی شین به معنی پخش شدن هوا در دهان هنگام تلفظ حرف شین است.چون هنگام تلفظ این حرف هوا به همراه صدای حرف در دهان پخش می شود آن را دارای صفت تفشی دانسته اند.صدای شین به گونه ای ست که این صفت را با خود دارد.

بعضی ها تفشی راچیزی در مایه ی نوعی استطاله ی هوا تعبیر کرده اند و گفته اند  که هوا در مخرج شین انتشار می یابدتا به  ظاء برسد .و بعضی گفته اند به مخرج لام و طاء می رسد.در ابزار المعانی هم آمده است که به مخرج طاء می رسد.ولی ابن جزری در اصل معتقد است که صدا به مخرج لام می رسد .به هر حال طبق این تعابیر شاید بتوان تفشی را اینچنین تعریف کرد:پخش شدن هوا در مخرج شین به طوری که این حرف مخرج حرف دیگری را نیز در بر می گیرد. اما در اصل منظور از تفشی شین همان پخش شدن صدای این حرف در دهان است که صفت لازمه ی شین است و همیشه با آن همراه می باشد.حال اینکه به مخرج کدام حرف می رسد شاید خیلی مهم نباشد.نکته ی دیگری که باید در آن دقت کرد این است که فقط صدای حرف است که با هوا گسترش یافته و پخش می شود وشاید به مخرج طاء و یا بیشتر از آن به مخرج لام هم  برسد، لذا باید دقت کرد که گسترش مخرج حرف منظور نیست و به این معنی نمی باشد که مثلا باید در هنگام تلفظ شین جلوی زبان را در مخرج طاء یا لام قرار داد بلکه فقط صداست که گسترده شده و مخارج حروف دیگر را در بر می گیرد.

عده ای تفشی را در هشت حرف می دانند میم، شین، فاء، راء، ثاء، صاد، سین و ضاد که به نظر می رسد استطاله و انحراف را هم به معنای تفشی گرفته اند و چنین بیان می دارند که تفشی میم به غنه،شین و ثاء به انتشار هوا در مخرج،فاء به صفت تافف، راء به تکریر، صاد و سین به صفیر وضاد به استطاله است.ابن جزری می گوید اگر میم به خاطر غنه تفشی دارد باید نون را هم دارای تفشی بدانیم چون غنه دارد  و همچنین است زاء چون مثل صاد و سین صفیر دارد.ولی کسانی که قائل به تفشی تنها میم(درمقایسه با نون) هستند می گویند نوع مخرج نون وحوه ی تلفظ آن باعث می شود نتوان برای آن صفت تفشی قائل شد. با این حال ما صفت تفشی را فقط به همان صورتی که قید شد مخصوص شین می دانیم و بقیه حروف بهتر است با همان صفات خودشان مانند استطاله ،غنه و یاتافف و امثالهم توصیف شوند.

ابن جزری می گوید اگر شین مشدد باشد باید تفشی آن بیشتر شود. فَبَشّرناهَ  البته این به معنی مکث بیش از حد روی شین مشدد نیست.

 

شایسته است در مورد صفت استفال شین مخصوصا وقتی بعد از آن الف مدی بیاید دقت شود.

 

سایر مثال ها:

 

 

Back to Top

Next