| Home | صفحه قرآن |
توضیح یک به یک حروف صفحه 2
|
این صفحه حروف:جیم، حاء، خاء، دال، ذال

مخرج جیم:
حرف جیم از سومین مخرج دهان خارج می شود .تلفظ آن در فارسی و عربی تقریبا به یک طور است. چسپیدن قسمت جلویی زبان به سقف دهان حرف جیم را ایجاد می کند.
صفات جیم :
جهر ، شدت ، انفتاح، استفال و قلقله اصمات ضغط
القاب و نامها: جزو حروف اصلی، شجری و حروف صتم است
توضیحات:
دکتر انیس در کتاب الصوات الغویه در موردمخرج جیم و صفت شدت این حرف می گوید: "هوا از حنجره گذشته ، تار های صوتی را به ارتعاش در می آورد، بعد وارد حلق ودهان می شود تا به مخرج جیم برسد،که محل چسپیدن جلوی زبان با سخت کام است. تماس این دو اندام چه بسا مجرای هوا را می بندد . وقتی که این دو عضو به کندی از هم جدا می شوند، صدایی نزدیک به انفجار شنیده می شود که همان جیم فصیح عربی است بنا بر این ، جدا شدن این دو اندام در اینجا کمی کندتر از دیگر حروف شدت است" .به همین خاطر جیم فصیح عربی را می توان صدایی با شدت کم نامید.ابن جزری در مورد مخرج این حرف می گوید" مابین وسط زبان و وسط کام بالا این حرف را ایجاد می کند" .و نظر گروه زیادی نیز همین است. در بعضی از نگارش های عربی در مورد مخرج جیم آمده است که:(وسط اللسان مع ما يحاذيه من الحنك الأعلى ويخرج منه الجيم)
ولی به نظر می رسد اگر همان قسمت جلویی زبان را در نظر بگیریم صحیح تر باشد .البته منظور نوک زبان یا نیم دایره ی جلویی زبان نیست بلکه سطح وسیع تری از زبان که تقریبا نیمه ی جلویی زبان را شامل می شود(به استثنای نوک زبان) و این قسمت است که با تماس برقرار کردن با سقف دهان و ایجاد یک هوای فشرده در بین این دو عضو و رها شدن آن حرف جیم را بوجود می آورد.
علمای گذشته ی علم تجوید جیم را حرفی با شدت کامل می دانستند و معتقد بودند صفت شدت در جیم به قوت دیگر حروف دارای شدت است ولی آوا شناسان جدید این حرف را حرفی با شدت کم نامیده اند چون دو عضو درگیر در ایجاد این حرف به کندی از هم جدا می شوند و حالت نا گهانی رها شدن را ندارند .البته دانشمندان جدید این حرف را جزو حروف بین بین ( لم یرو عنا) نمی دانند و آن را جزو حروف شدت به حساب می آورند.منتها شدت آن را کمتر می دانند.شاید اگر تعریفی را که گذشته گان از صفت شدت داشته اند و هنوز هم در اکثر کتب تجوید دیده می شود در نظر بگیریم ،مشکل بشود این حرف را از سایر حروف شدت متمایز دانست چون در تعریف ها آمده است که : حرف شدید هرحرفی ست که در هنگام تلفظ به خاطر قوتی که دارد مانع جریان یافتن صدای حرف می شود و این ایجاد حبس صدا را صفت شدت نامیده اند که در همه ی حروف شدت و از جمله جیم وجود دارد.حال اگر این حبس صدا در جیم کمتر از بقیه ی حروف شدت باشد (مثلا در مقایسه با دال) سخن افرادی چون دکتر کمال بشر و دکتر انیس و دکتر احمد مختار درست است.
همچنین در مورد صفت شدت این حرف گفته شده است که اگر جیم صفت شدت را به تمامی از دست بدهد ببین آن و شین تفاوتی باقی نمی ماند مگر در جهر و همس .در اصل جهر و شدت این حرف را از حرف هم مخرجش یعنی شین که همس و رخوت دارد جدا می کند . شاید بتوان گفت اگر صفت شدت را به تنهایی از جیم بگیریم به حرفی مانند " چ" فارسی تبدیل می شود و اگر علاوه بر آن صفت جهر را هم از دست بدهد آن موقع مثل شین می شود با توجه به اینکه شین یک صفت خاص خودش ، یعنی تفشی را هم دارد .البته شاید بهتر باشد حروف به این صورت با هم مقایسه نشوند و فقط نحوه ی تلفظ صحیح هر حرف با توجه به مخرجش و صفاتش ملاک تعریف و شناسایی آن حرف باشد.
هنگامی که جیم در چنین موقعیتی قرار می گیرد در تلفظ آن دقت بیشتری بکار ببرید:
قلقله ی جیم:
اِجتَمعو ، النّجدَین خَرَجتَ ، وَجهَک، تُجزی ، اُجَاج ، فَخَراج
که باید علاوه بر سایر صفات صفت قلقله رعایت شود تا به "چ" یا "ش" تبدیل نشود
حالات مختلف جیم در عبارت و نحوه ی تافظ آن:
هرگاه جیم مشدد باشد یا تکرار شود حاجَجتُم ، حاجّه
وقتی بعد از جیم مشدد حرف خفاء (هاء )بیاید (حرف هاء و حروف مد را حروف خفیه می نامند که در بحث صفات توضیح داده شده است) یوجّههُ
وقتی بعد از جیم الف مدی می آید صفت استفال جیم رعایت شود: جاء
جیم مشددی که بر آن وقف شود: حجّ
|
اِجتَرَحَ، اَجتَمَعَ،اَجِدُ، اَجدَرُ ،اَجّلَ، اَجمَعین، تُجَادِل، تِجَارة،تَجوعُ، جِئتُ، جَاءَ، جُرُزا، جَلابیب، حَجّ، رِجز، رَجّا، الرُّجز، رَجم سَجی، عَجِّل، عِجل، عُجَاب، مَجنون، نَجمَعَ، نُجّی،نَجیّ، وَجَبَت، وَجِلَت، وَجّهتُ، وَجهُ، یَجحَدُ، یَجزی، یَجهَل، یُجَنّبُ |
مخرج: حلق
از حروف میان حلقی ست که تقریبا در وسط حلق تلفظ می گردد که با عین هم مخرج است .مکی، سیبویه، ابن جزری و جمعی دیگر مخرج حاء را کمی بالاتر از عین می دانند .ابن جزری می گوید مخرج حاء دومین مخرج از وسط حلق، بعد از مخرج عین می باشد ابن دُرید تفاوتی بین مخرج این دو حرف ذکر نمی کند.به نظر می رسد اکثر دانشمندان جدید هم مخرج این دو حرف را یکی می دانند.فقط بعضی گفته اند جریان هوا در حاء شدید تر است
صفات : همس ، رخوت، استفال، انفتاح، اصمات، بحه، سکون (سایر حروف به جز حروف قلقله )
القاب و نام ها: جزو حروف اصلی و حلقی ست
صفت بحه در این حرف اختصاصی ست و به جز همس در بقیه صفات با حرف هم مخرجش یعنی جیم مطابقت دارد
بحه در اصل همان گرفتگی خاص صداست که در هنگام تلفظ این حرف ایجاد می شود تقریبا مثل هنگامی که چیزی درمیان گلو گیر کرده باشد .باید توجه داشت که در این صفتِ حاء نیز زیاده روی نشود بعضی ها طوری حاء را تلفظ می کند که گرفتگی عجیبی در حلق و به تبع آن درصدا ایجاد می شود و گاهی چیزی مثل تلفظ خاء می گردد که صحیح نیست.اگر در هنگام تلفظ این حرف صفت استفال و انفتاح بخوبی رعایت شود صفت بحه نیز به آسانی اعمال می گردد مخصوصا اگر بعد از آن الف مدی باشد .
حالت های مختلف حاء در عبارت:
از مواردی که تلفظ حاء با توجه به موقعیتش در کلمه و جمله ، کمی مشکل تر به نظر می رسد یکی زمانی ست که بعد از آن حرف عین بیاید مثل المسیحُ عیسی بن ، زُحزحَ عَن
حاء ساکن فاصفَح و همچنین اگر بعد از حاء الف بیایدالحاقّه باید توجه داشت تا حاء تفخیم نشود و حالت ترقیق آن حفظ شود
اگر حاء با حاء دیگری برخورد کند: لا ابرحُ حَتی که باید دقت کرد دو حاء در یکدیگر ادغام نشوند
وقتی بعد از آن هاء بیاید که هاء ضمیر است فَسبّحهُ که باید دقت شود هرکدام از مخرج خود تلفظ شوند و یکی از این دو حرف در مخرج دیگری تلفظ نشود و همچنین با هم ادغام نشوند.بخصوص در کلمه ای مانند بمُزَحزِحِهِ که معمولا در مخرج دو حاء این کلمه و هاء ضمیر آخر کلمه افراد دچار مشکل می شوند
وقتی بعد از حاء واو مدی می آید یَمحو، حُوب، حور، حُوت
وهمچنین این کلمات دقت و تمرین بیشتری را می طلبد مخصوصا در عدم زیاده روی در غلظت تلفظ حاء:حُلّو، حُسُوم،حَصحَصَ، حِصاد،حِلّ، حُمّلَ،نَحبَه، سُحقاً،
|
اَحَاط،، اَحبَطَ، اِحتَمَلَ، اَحسَنَ، اَحصَنَ، اَحَقُّ، اُحیطَ، اَنکِحو، بَحیرَة، تَحِیّتُهُم، جُرُوح، حَاسدٍ، حِبَال، حُبُک، حُجُرات، حِجَاب، حِذر، حُسبَان، حَسَرات، حَصور، دَحی، فَرِحون، صَرح، لَحم، لَمح، مِحَال، مُحِلّی، مُحکَمَة، وَلنَحمِل، نُحیی |
مخرج آن در بالاترین نقطه ی حلق و نزدیکترین جا به دهان قرار دارد و با غین هم مخرج است.
صفات: همس، رخوت، انفتاح، استعلا، اصمات، سکون، خروره
القاب ونامها: جزو حروف حلقی واصلی
بحثی در مورد مخرج خاء: (آیا خاء حرف حلقی ست؟):
اکثر علمای فن تجوید و قرائت ،چه در گذشته و چه امروز ، حرف خاء و غین را حلقی می دانند که طبق این برداشت از نزدیکترین نقطه حلق نسب به دهان تلفظ می شود .ولی عده ای ازآواشناسان -که کم کم نظرشان داردبه نظر غالب تبدیل می شود- مخرج غین واین حرف را به علاوه ی کاف جلو تر از مخرج قاف (نسبت به جلوی دهان و لب ها)می دانند ، که به این گونه توصیف شده است: این دو حرف (خاء و غین) ، به همراه کاف از حروف نرم کامی هستند و غین وخاء از قاف به لب ها نزدیکترندوقاف از این دو به حلق نزدیکتر.چون قاف لهوی ست (نظر کسانی چون دکتر کمال بشر و دکتر احمد مختار). بعضی از علمای عرب نیز عقیده دارند خاء و غین از حروف عقب دهانی هستند نه حلقی.ابن سینا در کتاب اسباب حدوث الحروف خاء و قاف را دارای یک مخرج می داند(زبان کوچک و کام بالا) همچنین می گوید غین و کاف هم دارای یک مخرجند که جلوتر از مخرج خاء و قاف است(نسبت به لب ها) . در منابعی نیز آمده است که بعضی از قراء خاء و غین را از حروف اخفاء(مانند بقیه ی حروف دهان) بشمار آورده اند و فقط همزه و هاء و عین و حاء را حلقی دانسته اند.
در کتاب المقتضب و الجمهره از این حرف(خاء و نیز غین) به عنوان نزدیکترین حروف حلق نسبت به دهان نام برده شده است .ابن جزری هم این حرف و غین را حلقی می داند و میگوید مخرج این دو حرف محلی ست که بعد از دهان قرار دارد .
به هر حال مخرج این حرف هرجا که باشد حرف خاء تقیبا مثل همان "خ" فارسی ست البته به اضافه ی صفت استعلا
نکاتی که در تلفظ خاء باید رعایت گردد:
اگر خاء مفتوح باشد یا بعد از آن الف بیاید تفخیم می شود چون استعلا دارد(در مورد حالات تفخیم حروف استعلا به مبحث تفخیم و ترقیق نگاه کنید) ولی الف بعد ازآن نباید تفخیم شود و به اصطلاح تو دماغی بشود.البته الف در چنین حالتی تا حدی تفخیم می شود که گریزی از آن نیست و منظور عدم مبالغه در تفخیم الف بعد از خاء است و ترقیق الف بعد از حروفی که تفخیم میشوند و از جمله خاء نیز کار صحیحی نیست. به عبارتی الف بعد از خاء باید صدای آ بدهد نه فتحه ی کشیده شده.(میزان شدت تفخیم در خاء مانند سایرحروف استعلا از شدت به ضعف چنین است: خ با الف مدی "خا" ، مفتوح، مضموم، ساکن، مکسور) خائبین، خَبیر، خُلد، تَخشی ،خِنزیر، خِیانه
|
اَخٌ، اَخافُ، اِختَرتُکَ، اَخّرَ، اُدخُلوا، اَخضَر، بَخسٍ، تَخسیر،تَخُطُّ، تُخاطِب، خائِضین، خَتّار، خِیانة، خیفَة، سَخّرَ، فَخّار، مُخسِرین، مَخضود، مُنخَنِقَة، نُخفی، نَخیل، نَخِرَة، نَسلُخَ، یَتَخَطّفُ، یُخادِعونَ، یَخسُرُ |
مخرج: از چسپیدن تیغه ی زبان به لثه ی پشت دندان های بالا و نیزریشه ی این دندان ها ایجاد می شود. این حرف با تاء و طاء هم مخرج است.ابن جزری مخرج این حرف را هشتمین مخرج دهان ، یعنی همان مخرج "ت" و "ط" میداند و میگوید مخرج این حرف ریشه ی دندان های ثنایای بالا کمی متمایل به طرف کام،مقابل تیغه ی زبان است.
در مورد مخرج دال نیز مانند تاء اختلافی بین علمای جدید و قدیم نیست وصاحب نظران امروزی در این مورد چنین بیان می کنند: دال نیز مانند تاء حرفی لثه ای-دندانی ست که با چسپیدن تیغه ی زبان به پایه های دندان های پیشین بالا و ابتدای لثه-همراه با حبس هوا- ورهاشدن ناگهانی زبان بوجود می آیدکه آوایی شدید و جهر دار است.
صفات:جهر، شدت، انفتاح، استفال، اصمات، قلقله، ضغط
القاب و نام ها:جزو حروف اصلی، ابدال و صتم است.
دال یکی از حروفی ست که در حالت سکون قلقله می گیرد چه سکون آن لازم واصلی باشد و چه عارضی بوده و در اثر وقف بوجود آمده باشد.
توضیحات:
اگر دال ساکن با تاء تلاقی کند ادغام می شودچه در یک کلمه باشند چه دو کلمه ودیگر قلقله ای در کار نیست. وَعَدتُّکم، مهّدتُّ، قَدتَّبیّنَ، لَقَدتّابَ
اگر دال تکرار شودبایددرتلفظ آن دقت بیشتری کرد تا صحیح تلفظ گردد یَرتَدِد، وَعَدّدَه، مُمَدّدَه
باید دقت کرد تا دال ساکن در مجاورت حروف قریب المخرج خود قلقله اش را از دست ندهد لَقَدلَقینا،قَدنَری، لقَدرَأی
در مورد قلقله ی دال باید دقت کرد تا بیش از حد نشود بعضی ها برای اظهار دال و رعایت صفت قلقله طوری دال را محکم تلفظ می کنند که حالت مشدد پیدا می کند که صحیح نیست. صَدَدناکم،اُشدُدبه
|
اَداء، اَدّا، اَدبَرَ، اُدعُ، اِدّکَرَ، اَدهی، اَدّوا، اُشدُد، بَدر، بَدا، تُدلوا، تَدَلّی، تَدمیر، تَدُورُ، تَحید، جُدَد، دَانیة، دَرَستَ، دُحُور، دَعا، دَمدَمَ، دُون، دِیار، رَدّ، رِدما، سِدر، سَدید، شَدَدنَا، صَدری، صَدَقَ، طَرَدتُهُم، عُدتُم، عَدّدَ، عُدّة |
مخرج:سر زبان و دندان های ثنایای بالا و پایین
از قرار گرفتن سر زبان بین دندان های ثنایای بالا و پایین، و دمیدن هوا وایجاد ارتعاش هم زمان در تارهای صوتی (جهر) این حرف شکل می گیرد.این حرف با ثاء هم مخرج است ولی جهر دارد در حالی که ثاء همس دارد. در مورد مخرج این حرف نیز مثل ثاء عده ی زیادی فقط از تماس سر زبان با دندان های ثنایای بالا سخن به میان آورده اند در حالی که ذال را نیز باید میان دندانی دانست که سر دندان های ثنایای بالا و پایین هردو در ایجاد آن نقش دارند.ابن جزری می گوید ذال به علت داشتن جهر از حرف هم مخرج خود یعنی ثاء قوی تر است.
صفات:جهر، رخوت، انفتاح، استفال، اصمات، سکون.
القاب :جزو حروف صتم واصلی است
نکات:
اگر ذال به ظاء برسدادغام می شود: اِذ ظّلَمو، اِذظّلَمتُم که فقط همین دو مورد در قرآن وجود دارد.
اگر بعد از ذال الف مدی بیاید نباید آن را تفخیم کرد همچنین الف بعد از آن را.به طور کلی ذال همیشه ترقیق می شود ودر هر حال نباید ذال را تفخیم کرد چون ممکن است به ظاء تبدیل شود . ذالک، ذات
اگر بعد از ذال حرف مهموس بیاید باید در تلفظ آن دقت بیشتری کرد تا جهر خود را از دست ندهد و به ثاء نزدیک نشود. وَاذکُرو، إذکُنتُم
اگر بعد از ذال نون بیاید(البته اگر ذال ساکن باشد) باز دقت بیشتری را میطلبد که این دو حرف با هم قاطی نشوند و نوعی ادغام ایجاد نشود.باید ذال را به صورت کامل و اظهار شده ادا کرد. فَنَبذناهُ، وَ اذ نَتَقنا
اگر ذال در کنار راء مفخمه قرار بگیرد باید دقت کرد تا تفخیم نشود وتفخیم راء در آن اثری نداشته باشد.ذَرّةً، ذراعا، انذَرتُکُم. البته نباید تفخیم راء را هم از آن گرفت.
همچنین است اگر بعد از ذال قاف بیاید که به علت وجود استعلاواطباق قاف و به قول ابن جزری قوی تر بودن قاف، ممکن است ذال تحت تاثیر این صفات قرار بگیرد . الاَذقان که باید ذال با انفتاح و استفال کامل و قاف نیز با استعلا و اطباق خودش تلفظ شود. همچنین است اگر در کنار بقیه حروف استعلا یا اطباق بیاید.
وقتی که ذال در عبارت تکرار می شودباید دقت شود هر کدام از آنها به طور کامل ادا شود(البته به جز موارد ادغام) ذِی الذِّکر
|
اَذَاقَ، اَذِلّة، اُذُن، اَذّنَ، اَذقان، اَذی، آذَیتُمُونَا، اِتّخِذُوا، تُبَذّر، جِذعِ، جُذُوع، حَذرَکُم، ذَاکِرین، ذُباب، ذِراعَیهِ، ذَرونی، ذَوَاتَا، ذِکری، ذُبِحَ، ذَرّة، ذَکّیتُم،ذَارِیات،ذُکِرَ، عَذّبَ، مَبَذّرین، نُذُر، نَذکُرُ، نَذیر، یَأذَنُ، یَتّخِذُ |