توضیح یک به یک حروف  صفحه 1

Home صفحه قرآن صفات حروف مخارج حروف احکام حروف Next

در این صفحه حرف همزه - باء - تاء - ثاء مورد بررسی قرار گرفته اند برای دست یابی به سایر حروف از دکمه next استفاده بفرمایید. در این بخش حروف به ترتیب الفبا بررسی می شوند.

 


Table of Conteفهرست مطالب:

  1. همزه:

  2. توضیحات:

  3. انواع همزه

  4. حرف باء

  5. حرف تاء

  6. حرف ثاء


همزه:

مخرج حرف:

حنجره  در اصل محل ایجاد حرف همزه است البته علمای گذشته مخرج همزه را اقصی الحلق یعنی دورترین نقطه ی حلق می دانستند که در اکثر کتاب های تجوید امروزی نیز به همین صورت بیان شده است ودر بعضی از کتاب های امروزی  از کلماتی مثل بالای حلق و پایین حلق و یااول وآخر حلق برای مشخص کردن مخرج حروف حلقی استفاده شده است که معلوم نمی شود بالا و پایین حلق کدام طرف است بعضی ها هم مثلا گفته اند بالای حلق از طرف دهان و یا اول حلق از طرف پایین. به هر حال چه مخرج همزه را حنجره و یا دورترین نقطه حلق بدانیم نکته مهم این است که از داخل دهان تلفظ نشود و صفات جهر و شدت آن کاملا ادا گردد که در قسمت صفات توضیح بیشتری داده شده است.

نکته:اکنون اکثر علمای تجوید وآوا شناسی حنجره رابه عنوان مخرج همزه می شناسند

 

صفات حرف: جهر،شدت،انفتاح،استفال،اصمات،سکون،نبر

القاب و نام ها: از حروف زواید، مذبذب،ابدال و حلقی ست.همزه را حرف مهتوف و جَرسی نیز نامیده اند.(حروف زواید ده حرفی ست که در عبارت الیوم تنساه جمع شده و سبب نام گذاری این حروف به چنین اسمی این است که در کلام عرب حرف زایدی به جز این ده حرف پیدا نمی شود که به سه حرف اصلی کلمه اضافه شود.البته این موضوع ربطی به تجوید و نحوه ی تلفظ حروف ندارد.حروف مُذبذب هم همان حروف زواید است به جز الف گفته اند مذبذب چون همیشه در یک حالت نیستند گاهی جزو حروف اصلی کلمه اند و گاهی جزو حروف زواید.)

در مورد مهتوف بودن همزه ابن جزری می گوید "همزه مهتوف است چون مانند حالت تهوع از سینه خارج می شود از این رو احتیاج به ظهوری قوی و شدید دارد هتف به معنای صداست و اگر کسی صدایش را بلند کند می گویند هتفَ به و در اصل هتف به معنای جرس است و هردو به معنای صدای شدید و قوی ست." البته این گفته ی ابن جزری نباید موجب زیاده روی در غلظت تلفظ همزه شود.

در مورد حروف ابدال گفته شده است که در بعضی از لهجه های عرب این حروف بدل از حروف دیگر(به جای حرف دیگر) قرار می گیرند که بیشتر مربوط به لهجه های مختلف زبان عربی ست و کاری به تجوید لا اقل در روایت حفص ندارد.(حروف ابدال طال یوم انجدته )

همزه را جرسی نامیده اند چون موجب سنگینی و مشقت در گفتار می شود و به همین جهت در روایات مختلف تلفظ آن را به صورت تحقیق(حالت عادی و صحیح همزه و آنچه در روایت حفص بیشترین کاربرد را دارد)، تخفیف، بدل، حذف،بین بین و دادن حرکت، در موارد مشخص مجاز دانسته اند.

 

چند نکته در مورد صفات این حرف:

جهر و شدت از بارز ترین صفات همزه است که باید کاملا رعایت گردد تا این حرف درست ادا شود و همزه به اصطلاح دارای صدای مخفی نگردد وهمچنین دچار رخوت  نشود.البته از طرفی نیز لازم است که در اعمال این صفات رعایت اعتدال بشود مخصوصا در مورد صفت شدت.ابن جزری عقیده دارد که افرادمختلف نسبت به غلظت و لطافت طبعشان در تلفظ همزه به یکدیگر برتری دارند و اضافه می کند که بعضی آن را به گونه ای تلفظ می کنند که به گوش نا خوشایند می آید یعنی به اصطلاح خودمان خیلی غلیظ تلفظ می کنند که حنجره خودشان را هم اذیت می کنند و حرف از حالت تلفظ صحیح خارج می شود. سعی کنید در تلفظ همزه دچار وسواس نشوید  و از قرائت های اساتید برای تلفظ صحیح این حرف بهره برداری کنید مخصوصا تلفظ همزه در قرائت های استاد عبدالباسط می تواند از لحاظ آموزشی کمک فراوانی بکند با اینکه ایشان همزه را کمی غلیظ تر ادا می کنند و  بعضی از اساتید مصری این رویه را پیش نگرفته اند و تلفظ همزه ی آنان روان تر است . البته توجه داشته باشید که از قرائت هایی که بر مبنای روایت حفص خوانده شده است استفاده کنید همچنین در بعضی از کتب تجوید آمده است که در اداء همزه باید آن را تسهیل کرد که البته به منظور از دست دادن صفت شدت آن نمی باشد و به این معنی ست که آن را باید آسان و روان تلفظ کرد به طوری که حنجره دچار تکلف نشود و حرف صحیح ادا شود( البته آنچه مربوط به تسهیل همزه در کتب تجوید مشاهده می شود در موارد خاص  مثل قرار گرفتن دو همزه در کنار هم کاربرد دارد)ولی بعضی به طور کلی قائل به نوعی تسهیل در همزه هستند که منظور همان نرم تر ادا شدن همزه است .به عنوان مثال نقل شده که ابان بن تغلب می گفت: زمانی که شخص همزه را خوب ادا کرد تسهیلش می کند یعنی آن را سهل ادا می کند.

در مورد صفت انفتاح و استفال همزه باید دقت شود که دهان به اصطلاح عمودی باز نشود و زبان بالا نرود بلکه همانطوری که در بحث صفات حروف توضیح داده شد زبان پایین و ر ها باشد و صدا در دهان پر حجم نگردد مخوصا اگر بعد از همزه الف مدی بیاید مثل مئابا که البته باید در تلفظ الف مدی بعد از آن دقت کرد.

 

Back to Top

توضیحات:

 

در صفت جهر همزه بین علمای قدیم و آواشناسان جدید اختلاف است. بیشتردانشمندان جدید همزه راآوایی بدون صفت جهر و همس می دانند و می گویند  مخرج همزه چاکنای و تارهای صوتی ست که در آن ها جهر و همس وجود ندارد به عبارتی صدا وقتی بالا تر آمد و به محدوده ی حلق یا دهان رسید می تواند این صفات را به خود بگیرد. دکتر بشر ودکتر احمد مختار چنین عقیده ای دارند.اما در حقیقت اگر صفت جهر را همان ارتعاش تارهای صوتی بدانیم در تلفظ همزه نیز متوجه می شویم که به هر حال تار های صوتی مرتعش می شوند و صدا به اصطلاح زنگ دار و آشکار می گردد .واگر چنین نبود همزه به  ها  تبدیل می شد.

ابن جزری می گوید : شایسته است هنگامی که قاری همزه را تسهیل می کند یعنی آن را نرم ادا می کند آن را بین همزه و حرفی که متناسب با حرکت همزه است قرار دهد .(البته منظور تسهیل کلی همزه و راحت تلفظ کردن آن نیست بلکه این بحث بیشتر به مواردی مربوط می شود که مثلا دو همزه در کنار هم می آیند یا موارد تسهیل همزه که در روایاتی به جز حفص دیده می شود) یعنی اگر همزه کسره داشت کمی به یا متمایل شود و اگر ضمه به واو و اگر فتحه داشت به الف مدی.البته این بیشتر مربوط به روایاتی مثل روایت وَرش می شود ودر روایت حفص بین همزه مکسور یا مضموم و غیره از لحاظ تلفظ تفاوت چندانی مشاهده نمی شود . فقط باید مواظب بود که همزه به حروف مدی تبدیل نشود و اما له نگردد.البته عقیده ی عده ای بر این است که حروف در موقعیت ها ی مختاف بسته به اینکه چه حرکتی دارند و در مجاورت چه حرفی قرار دارند ، میزان غلظت صفات آنها تغییر می کند که تا حد زیادی درست می باشد. به عنوان مثال شما هیچ گاه همزه  "اَعهَد " یا "اَعَدتُ" را به غلظت همزه ی"یا اَیُها " تلفظ نمی کنید به همین خاطر است که ابن جزری گفته است شایسته است قاری در اخفای همزه ی مکسور یا مضموم بکوشد چه بعد از آن  ضمه باشد چه کسره  و منظور از اخفا آن است که کمی نرم تر ادا شود تا در قرائت دچار مشکل نشود نه اینکه صفات خود را از دست بدهد.این نکته در مواردی که همزه در کنار حرف عین قرار می گیرد نیز صدق می کند .البته بیشتر باید عین کوتاه بیاید تا همزه(به حرف عین مراجعه کنید).

 

یکی دیگر از جاهایی که همزه مورد توضیح واقع شده است هنگام وقف سکون در آخر کلمه می باشد. یعنی اگر آخرین حرف ما در هنگام وقف همزه ی ساکن باشد مثل سماء .در این حالت باید همزه بیشتر آشکار گردد به عقیده ی بعضی به علت دوری از مخرجش و رفتن حرکتش و همچنین ضعف سکون باید همزه ظاهر شود.شما اینطور تلفظ کنید : بعد از تلفظ آخرین حرف قبل از همزه مقدار بسیار کمی مکث احساس می شود و با حبس نفس و رها شن ناگهانی هوا و صدا (صفات جهر و شدت) همزه تلفظ می شود .حتما به قرائت اساتید مصری مراجعه کنید و در تلفظ کلماتی چون  سماء  دفء  شیء و امثالهم در هنگام وقف توجه کنید.بعضی ها در هنگام قرائت مثل این است که در این حالت انگار اصلا همزه را تلفظ نمی کنند واین صحیح نیست.

 

در هنگام استماع قرائت اساتید فن به تلفظ همزه در این حالت ها دقت کنیدو نوع تلفظ هرکدام را ملاحضه فرمایید:(در روایت حفص)

1-هنگامی که همزه در کناربعضی از حروف حلقی قرار می گیرد مثلا حرف عین اَعهَد

2-زمانی که همزه بعد از مد می آید بماءٍ ، جَزاءٍ

3-هنگامی که همزه به علت وقف آخر کلمه حرکت خود را از دست می دهد و ساکن می شود سَمَاء

4- وقتی دو همزه در کنار هم می آید که به ناچار باید یکی از آنها نرم تر ادا شود  ءَ أ نتُم  اَاُنَبئُکم

5- همزه با حرکت های مختلف . همزه ی مفتوح و مقایسه ی آن با همزه ی مکسور و مضموم. اَنتُم، بارِئِکُم، مُتّکِئُون

 

فرق میان همزه و الف:

همزه قبول حرکت می کند و در اول ، وسط و آخر کلمه می آید و به شکل های مختلف نوشته می شود مانند:اَلله، اَنبئهُم، یؤمِن،جیءَ ولی الف قبول حرکت نمی کند همیشه ساکن است  وماقبل آن مفتوح است و در آغاز کلمه نمی آید. کَانَ، سَائلٌ، دَعا

 

وجه قرائت همزه در وسط کلمه:

همزه ای که در وسط کلمه واقع شودطبق بعضی از نظرات سه وجه قرائت می تواند داشته باشد نبره، تسهیل، تبدیل (مؤمن، مَأوی، بئس) ولی در روایت حفص باید هرسه به صورت تحقیق و با رعایت کامل صفات ادا شوند

 

Back to Top

اقسام همزه:

 

الف- همزه وصل که در ابتدای جمله تلفظ می شود ولی در میان آن لفظا ساقط می شود و نقش وصل کردن ماقبل به مابعد خود را دارد.

همزه های وصل سیزده نوعند:

1-همزه در فعل امر اِغفِر

2- همزه در افعال ماضی مزید فیه( به جز همزه ی باب افعال) وَاستَغفر،

3-همزه در اول مصادر چهار حرف به بالا(به جز همزه ی باب افعال) اِکتساب،

4-همزه های حرف تعریف(ال) هذا القرآن

5-همز ی کلمه ی اسم 6-ابن 7-ابنه 8-اثنان 9-اثنتان 10-اثنین 11-اثنتین 12-امرَء 13-امرَأتان(در کلام عرب همزه ی ده کلمه که اسم می باشند استثناً همزه ی وصل محسوب می شوند که هشت تای آن در قرآن آمده است که مذکور شد- یعنی از شماره ی پنج به بعد- و دوتای آن در قرآن نیامده است.

 

ب: همزه ی قطع: در همه جای جمله خوانده می شود و به هیچ وجه ساقط نمی شود و بر یازده قسم است.

1- همزه استفهام ءاَتّخَذتُم

2-همزه ی متکلم وحده اَعلَمُ

3-همزه ی باب افعال اَشرِکهُ

4-همزه ی فعل تعجب (ما اَفعَل و اَفعِل به) مانند ما احسَنَ، فَما اَصبَرَهم ، اَبصِر به وَ اَسمِع{ فعل تعجب فقط دو صیغه ی مذکر دارد و غیر منصرف است)

5-هزه ی اسم تفصیل (افعل تفضیل)اَکبر، اَعلم، اَول، اُولی، اُخری

6-همزه ی افعل وصفی اَبیض، اَحمر

7-همزه ای که منقلب از فعل باشد مثل حمزه ی احمد که از حَمِدَ یَحمَدُ است

8-همزه ی جمع قِلّه مانند اَفعُل(اَنفُس) اَفعال (اَبصار، اَموال) اَفعِلَه(اَبنیه)

9- همزه ی اصلیه(همزه ی اصل کلمه) چه مفتوح باشد و چه مضموم یا مکسوراَخَذَ، اِمام، اُخِذَ

10-همزه ی حروف غیر از حروف تعریف اَو، اَم، اَن، اِن، اِلی، اَیُّ، اِلّا، اِنَّ، اَنَّ، اِذا، اَمّا، اَلا

11-همزه ی ضمائر اَنا، اَنتَ، اِنّا، اَیّاهُ، اَیّاکَ

 

مثال های تلفظ همزه: اِسلام، اَسلَمَ، اَسمَاء، اَصابَ، اَضغاثُ، اَعَدّ، اُعَذّبُ، اَعلَمُ، اَنتَ،اُهِلّ، بَاءُوا، تَائبون، خَبَائث،جِئتُ، خائبین، خاسِئین،کَدأبِ، دَا ئرَة، ذِئب، رِئاءَ، سَئَلَ، شِئتَ،شانِئَکَ، صائم، طائِع، ظَمئان،عائِدون، غِطاء، فِئَتین،کأس،مأجوج لاُمنّینّهم،مَأب، یَأجوج،نَأتِ، نُؤتِهِ، ناشِئه، اَهدی، وَأمُر،یَأتَمِرون،اَأنتُم،اَاِذا، شَأنِهِم،اُعِدّت،

 

Back to Top

حرف باء:

مخرج : لب ها

این حرف به کمک فشار  یا بهتر است گفته شود بر خورد دو لب با یکدیگر و جدا شدن آنها از هم تولید می شود که به علت داشتن صفت شدت  حالتی خاص دارد که در بعضی از کتب تجوید به رها شدن نا گهانی  تعبیر شده است .نکته ای که در این حرف  باید مورد توجه واقع شود این است که در تلفظ آن زیاده روی نکنیم تا قرائت نا زیبا نگردد

یعنی خیلی محکم تلفظ نشود بلکه د ر حد خودش. علی الخصوص در بعضی از مواضع کلمه به ناچار باید این مطلب بیشتر مورد توجه قرار گیرد. از طرفی ادا  نکردن این حرف از مخرج صحیح خود و عدم برخورد کامل و صحیح لب ها با یکدیگر "باء" را از حالت صحیح خود خارج کرده و بی اندازه سست می کند مثل تلفظ " ب " ما فارسی زبانان در وسط کلمه ای مثل " ابر " که تقریبا چیزی بین ب و پ می شود و یادر آخر کلمه، در حالی که خود ما در فارسی باء اول کلمات را بسیاز نزدیکتر به باء عربی تلفظ می کنیم .

 

صفات : جهر شدت انفتاح استفال قلقله اذلاق ضغط

القاب و نام ها: از حروف اصلی و صُتم است.(صتم به حرفی می گویند که مخرج آن در حلق نباشد)

صفت جهر در این حرف بارز است و نیاز به توضیح ندارد و معمولا به طور ناخود آگاه انجام می شود اگر این صفت را از ب بگیریم به حرف پ فارسی و یا چیزی نزدیک به آن تبدیل می شود .البته به خاطر داشتن صفت شدت  صدای " ب" بعد از رها شدن از مخرجش ایجاد می گردد.

در مورد صفت شدت در این حرف  باید بیشتر دقت کرد که در حد خودش رعایت شود و کم و زیاد نشود .بعضی در  تلفظ این حرف لب ها را خیلی شل از هم جدا می کنند به طوری که صفت شدت و حتی گاهی جهر آن دچار مشکل می شود.و یا  اصلا لب ها درست به هم برخورد نمی کنند. از طرف دیگر رعایت بیش از حد صفت شدت در این حرف تلفظی گوش خراش بوجود می آورد  سعی کنید این حرف فقط در همان لب ها تولید شود و از انداختن فشار هوای گلو در پشت آن- مثل حرف هاء - خود داری کنید.

در مورد صفت قلقله ی باء مانند سایر حروف قلقله اگر در موضع سکون قرار گیرد باید قلقله بگیرد بعضی ها هم گفته اند مقدار کمی از حرکت که جهت قلقله نصیب باء می شود، باید میل به کسره داشته باشد.باء ساکن چه دارای سکون ذاتی باشد و چه عارضی قلقله می گیرد عده ای گفته اند اگر بعد از باء واو یا راء بیاید باید در قلقله ی آن دقت بیشتری کردچون تلفظ آن مشکل تر است مثل رَبوَة، عِبرَة

 

توضیحات :

نکاتی در مورد موارد قرار گرفتن دو باء در کنار هم و ادغام باء و نحوه ی تلفظ آن :

اگر دو حرف باء در دو کلمه در کنار هم واقع شوند به طوری که اولی ساکن و دومی متحرک باشد ادغام می شوند(ادغام مثلین) مانند فَاضرِب به

اگر باء ساکن با میم برخورد کند گفته شده است اظهار و ادغام هردو جایز است ولی مشهور در روایت حفص ادغام است مانند اِرکب مَعنا.

اگر باء ساکن به فاء برسد به عقیده ی ابن جزری هم ادغام جایز است و هم اخفاء ولی در روایت حفص آنچه مشهور است اظهار است با رعاایت قلقله ی باء ساکن یَغلِب فَسوف(درهنگام ادغام واضح است که قلقله ی باء ساکن از بین می رود)

اگر باء متحرک با باء دیگری برخورد کند اظهار هردو لازم است و باید دقت شود تا ادغام نشوند سَبَبا، حَبّبَ

اَبصار، بَاءُو، بِئر، بَثَّ، بُرّزَت، بضعَ، بَطَشتُم، بَعیر،بَهیمَة، تَابَ، تَبَاب، ثَبّتَ، جِبتَ،حَبّه، حَبّبَ،حَبل، خَبَت، ذُ بَاب، رابیَا، ربوَة،

زَبَانیة، صُبّو، صِبغَة، ضبح، طِبتُم، عَبّدَ، عِبرَة،قَبضَة، کَبّرَ، لَبِثَ، مُبدیهِ، مُبتَلیکُم،مُبرَمُون، نَبتَهِل، نَبطِشُ، نَبغِ، یَبطِشُ

Back to Top

حرف تاء:

 

مخرج : هشتمین مخرج دهان، از برخوردقسمت جلویی زبان(کمی عقب تر از نوک زبان) با لثه ی پشت دندان های ثنایای بالاو همچنین خود دندان ها(طبق نظر آوا شناسان جدید) ایجاد می شود. به آن قسمت از زبان که در تلفظ این حرف با لثه برخورد می کند معمولا تیغه ی زبان گفته می شود  یعنی قسمت کمی از جلوی زبان که شامل نوک زبان هم نشود(نوک زبان تا حدی به صورت نا خود آگاه به طرف پایین متمایل می شود) .  باید در تلفظ این حرف د قت شود که قسمت عقب تر زبان  به کار گرفته نشود چون از زیبایی و صحت آن تا حد زیادی کم می شود و قرائت را دچار سکت و وقفه می کند .

همچنین " ت" نباید در هنگام تلفظ بیش از حد سست ادا شود و به اصطلاح دچار رخوت شود یعنی زبان به همان محل مذکور در لثه پشت دندان های ثنایای بالا برخورد کند. علت سست ادا شدن تاء بیشتر این است که زبان را در هنگام تلفظ کمی پاییتر قرار می دهند و یا همانطوری که ذکر شد قسمت های عقب تر زبان را به لثه می زنند که گاهی این کارها " ت" را تا حد زیادی به سین نزدیک می کند و صدای صفیر از آن شنیده می شود

 مثل تلفظ ت در بعضی از کودکان و یا آنها که زبانشان می گیرد،اگر دقت کنید می بینید که تقریبا نیمی از زبان خود را به مخرج ت می زنند . ویا اینکه چیزی بین "ت" و سین تلفظ می کنند.اگر معلم قرآن بچه ها هستید در مورد این نکته دقت بفرمایید.

 

نکته دیگر اینکه باید در تلفظ این حرف مخصوصا در حالت سکون دقت شود که در مخرجش  نلرزد و قلقله نگیرد .البته گروهی از علمای قدیم قائل به قلقله ی تاء ساکن بوده اند که اثر علمای اهل فن این نظر را رد کرده اند .با اینکه در تلفظ تاء ساکن در قرائت بعضی از اساتید ، لغزشی در مخرج حرف احساس می شود ولی قلقله نیست و به هر حال نباید به این حرف قلقله داد.اگر تاء ساکن را  بیش از حد خودش محکم تلفظ کنید ممکن است نا خودآگاه قلقله بگیرد.از طرفی باید توجه داشت که به علت سستی بیش از حد نیز حرف نباید از بین برود و به اصطلاح مخفی شود. ابن جزری می گوید در هنگام تلفظ تاء وقتی که پس از آن حرف نقطه داری قرار می گیرد دقت کنید و از اخفای آن بپرهیزید فِتنه  همانطوری که مشخص است " ت" در این کلمه باید طوری در مخرج خود تلفظ شود که  کاملا آشکار باشد (عدم سستی بیش از حد در هنگام تلفظ) واز طرفی هم نباید برای آشکار شدن تلفظ  به آن قلقله داد.

 

صفات : همس شدت انفتاح استفال اصمات، سکون

القاب و نام ها: از حروف ابدال، زواید،مذبذب،  نطعی  و از حرو ف صتم می باشد.

صفت همس این حرف را از حرف دال متمایز می کند .همچنین صفت انفتاح و استفال وهمس موجب تمایز بین این حرف و حرف طا می شود

صفت شدت این حرف را تا حدی از سین متمایز می کند با اینکه هم مخرج نیستندالبته اگر در مخرج صحیح خود تلفظ نشود ممکن است دچار رخوت شود ( به پاراگراف های قبل مراجعه کنید .اگر این حرف در مخرج خودش درست تلفظ شود هیچگاه دچار رخوت نمی شود چون در چنین مخرجی رخوت تقریبا ممکن نیست و هر سه حرف این مخرج « ت- د - ط» همگی دارای صفت شدتند.

در مورد صفت انفتاح و استفال این حرف باید دقت بیشتری به کار گرفته شود که دچار استعلا یا اطباق نگردد و به طاء تبدیل نشود همچنین باید از تفخیم ت والف مدی بعد از آن خود داری کرد . مَتاب، الکتاب

البته مخرج تاء در کام بالاست و آن قسمت از زبان که باید با لثه  برخورد کند بالا می آید .فقط باید توجه داشت انتهای زبان و کل سطح زبان بالا نیاید تا این حرف دچار استعلا و اطباق نگردد

 

ترقیق یا تفخیم تاء : به طور کلی تا باید در هنگام تلفظ ترقیق شود و پر حجم تلفظ نگردد این موضوع در مواردی که بعد از " ت " الف مدی می آید کاملا قابل تامل است. و از طرفی نباید بیش از حد باز شود و میل به کسره پیدا کند تا اماله شود.همچنین اگر بعد از "ت "همزه بیاید این دقت را می طلبد.به کلمات تأ کُلون و التائبون دقت کنید.

 

نکات  دیگر:

در هنگامی که دو تاء متحرک - یا حد اقل اولی متحرک باشد- پشت سر هم بیاید باید  در تلفظ آن دقت بیشتری به خرج داد و مخار ج دو " ت" را باهم قاطی نکرد به عبارتی هر کدام از " ت" ها به طور آشکار تلفظ شود .یَقتَتلان  تَتَوَفّاهُم  " کِدتَ تَرکَنُ " و همن طور است در مورد سه " ت" پشت سر هم  الرّاجفَةُ تَتبَعُها

 

ادغام ت:

ابن جزری می گوید: اگر تاء ساکن باشد و بعد از آن " طا " ، "دال " و یا" تا " بیاید ادغام تاء در آنها لازم است( که تا اینجا نظر همه تقریبا همین است)و ادامه می دهد که اگر در طاء ادغام شود(با ادغام ظاهر) ظاهر شدن اطباق و استعلا در " ت " لازم است.[وقتی دو حرف در یکدیگر ادغام می شوند صفات حرف قوی تر باقی می ماند، یا طبق نظر دیگر مدغم از جنس مدغم فیه می شود]

 مثل « قالت طا ئفه»

 

اگر " ت "درکلمه ای قبل از حرف اطباق بیایدباید دقت کرد که تفخیم نشود یا استعلا نگیرد اگر چه تا اندازه ی زیادی تحت تاثیر حرف بعد قرار می گیرد مثل " أفتَطمَعون " یا َطهیر " و این امر در مورد حروف استعلا نیز صدق می کند در کلمه ای مانند تَقتُلون باید دقت شود حرف " ت" تفخیم نشود و استعلا نگیرد

اگر " ت " بعد از حرف اطباق بیاید بیش از حد تحت  تا ثیر حرف ما قبل خود قرار می گیرد و می توان گفت کاملا اطباق می پذیرد و به حرف دیگری تبدیل می شود .طاء در کلمات « إصطَفی» و«اضطُر» در اصل "ت " بوده و به علت اینکه بعد از حروف اطباق قرار گرفته تبدیل به طا شده است.[هرگاه حرف ضعیفی بعد از حرف قوی بیاید حر ف قوی آن را به طرف خود می کشد.]

اگر بین " ت" و حرف اطباقی که بعد از آن آمده حرف دیگری - به جز حروف اطباق - فاصله بیندازد، ت به صورت عادی و بدون اطباق و تفخیم تلفظ می شود. اِختَلَط

اگر قبل از تاء حرف طاء ساکن بیاید ادغام  صورت می گیرد . ولی بنا به قول مشهور  صفات هر کدام  برای خودشان محفوظ می ماند .اطباق ط و ترقیق و استفال  ت . قسطلانی که یکی از علمای فن تجوید است در این مورد قائل به ادغام ناقص است و می گوید برای باقی ماندن اطباق و استعلای حر ف ط باید ادغام کامل صورت نگیرد چون در ادغام کامل مدغم در مدغم فیه  به طور کامل محو  شده و صفت مدغم فیه باقی می ماند . ولی ابن جزری فقط به ادغام اشاره کرده و حرفی از ادغام ناقص به میان نیاورده است .در کتب تجوید امروز ی هم بیشتر از ادغام چنین موردی یاد شده است در هر صورت حرف طاء صفت قلقله ی خود را از دست می دهد.

 بَسَطتُ، اَحَطتُ، فَرّطتُ

 

اَ تَت، اِتّبِع، اَتِمّو، اُتُو، اِختَلَطَ، اِختَصمو، تَأویل، تُب، تَتَقَلّبُ، تَتبیب، تَتَجَافی، تَتری، تَـتَلَظّی، رَ تِّل تَتَنَاجَونَ، تُثیر، تَخاصَمَ،تَخُطُّ، جَاریات، ذَوَاتَا، رَتقاً، بَسَطتُ، رَ تّلنَاهُ، رَوضات، سُطِحَت،طَرَدتُهُم

Back to Top

حرف ثاء:

 

مخرج حرف :

مخرج آن در دهان است(دهمین مخرج دهان) و از حروفی ست که با کمک زبان تلفظ می شود. از تماس کم تیغه سر زبان با نوک دندان های ثنایای بالا و پایین .

علماء قدیم در مورد مخرج ثاء از قید ثنایای بالا  استفاده می کردند(بین سر زبان و دندان های پیشین بالا) ولی علماء جدید فن معتقدند که ثاء حرفی میان دندانی ست وقید پیشین بالا در اینجا معنی ندارد زیرا دندان های پیشین بالا و پایین مشترکا در تلفظ آن دخالت دارند. بعضی ها هم بین این حرف و دو حرف هم مخرجش کمی تفاوت از لحاظ مخرج قائل می شوند و معتقدند که ترتیب مخارج با توجه به مسیر صوت ظ، ذ، ث می باشد یعنی مخرج ظاء کمی جلوتر از ذال و مخرج این حرف کمی جلوتر از ثاء است، به طرف داخل دهان(به عبارتی در تلفظ ثاء نوک زبان بیشتر بیرون می آید)ولی امروزه اکثرا معتقد به هم مخرج بودن این سه حرف اند وتفاوت را فقط در صفات این حروف می دانند.

 

صفات :

همس، رخوت، انفتا ح، استفال، اصمات، سکون، نفث

القاب و نام ها: از حروف اصلی و صتم

گفته اند در تلفظ صفت همس این حرف باید بیشتر دقت شود تا جهر نگیرد و به ذال تبدیل نشود.

به تلفظ ثاء در این موارد دقت کنید چون تمرین بیشتری را جهت ادای درست و اظهار کامل ثاء می طلبد.

اگر پس از ثاء الف بیاید ثَالث، ثَامنُهُم که باید دقت شود تا ثاء تفخیم نشود.

هرگاه ثاء تکرار شود یعنی دو ثاء در کنار هم بیاید ثالِثُ ثَلاثه

اگر ثاء ساکن باشد و قبل از یکی از حروف استعلا واقع شوداَثخَنتُموهم، اِن یَثقَفوکم که باید دقت شود به خاطرمجاورت با حرف استعلا تفخیم نشود.

اَثمَرَ، اِثنَان، اَثیم، اَ ثَامَا ، تُثیر،تَثقَفَنّ، تَثریب، ثَبّتَ، ثَالِثَ، ثَاقِب، ثَبّطَ، فَثَبِّتو، ثَجّاج، ثَقِفَ، ثَقُلَت، ثِقال، ثَقَلان،

ثُبُور، ثَلاثَ، ثُلّة، ثُلُث، ثِیابُ، ثَیِّبات، کَثُرَ، کَثّرَ، کَثیب،لابث، مِثقال، مَثُلات، مَثوی، مَثوبَة، مُثقَلَة، مُدّ ثِّر ،نُثَبّت

Back to Top

Next