با پوزش از خوانندگان گرامی، امکان به روز کردن تمامی وبلاگهای ناهید رکسان وجود ندارد. از اینرو تا اطلاع ثانوی فقط «بلاگاسپات»، «وردپرس» و «اپرا» به روز خواهد شد. حال بپردازیم به موضوع امروز!
مشکل ما با حکومت اسلامی، شخص علی خامنهای و یا اصل «ولایت فقیه» نیست! مشکل ما قانون اساسی این حکومت است. از اینرو ابراهیم یزدی و دیگر خدمة رمزیکلارک که این روزها در مالزی به بلبلزبانی مشغول شدهاند، بهتر است سکوت اختیار کنند.
در دستگاه حکومت اسلامی جز شارلاتان و شیاد، خائن و مزدور، و به ویژه روسپی سیاسی هیچ نخواهیم یافت، اما به راستی که هیچیک به گرد ابراهیم یزدی، شیخ مهدی بازرگان و شرکاء نمیرسد. اینان کارگزاران مستقیم آمریکا برای کودتا و براندازیاند. اینان از توطئة براندازی سلطنت حمایت کردند، تا «ولیفقیه» بجای «شاه» بنشیند، و مشکلات آمریکا، به ویژه معضلات دولت «علیاحضرت ملکه» برای جایگزین کردن اتحادجماهیر شوروی با اتحادجماهیر نوکری حل شود، و امروز هماینان باز هم برای حل مشکلات آنگلوساکسونها با هدف یک براندازی نوین، از طریق ایجاد بحران و آشوب فراگیر بسیج شدهاند.
در راستای اعمال شیوة فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه»، پادوهای آمریکا برای حفظ حکومت اسلامی و قانون اساسی متحجر آن بر «حذف ولایت فقیه» تمرکز یافتهاند، همچنانکه در سال 1357 نیز تبلیغات استعماری بر یک نقطه متمرکز شده بود: شاه! مهمترین ویژگی روند تمرکز بر یک نقطه، «باز تولید نقطة تمرکز» دیگری است که همزمان با گسترش یک بحران روند بازتولید آنرا نیز تداوم میبخشد. به این ترتیب جامعه بجای رشد و تحول و پیشرفت از بحرانی به دامان بحرانی عمیقتر فرو میافتد.
تجربة تمرکز مطالبات مردم بر یک نقطه در کشورمان از تمرکز بر «تنباکو» آغاز شد و به صورتی کاملاً موفقیتآمیز به تمرکز بر «نفت» و «سلطنت» کشیده شد، ولی همواره مقصد غائی آن گسترش سرکوب و چپاول ملت ایران بوده. تمرکز مطالبات مردم بر «شاه»، همانطور که دیدیم به کودتای 22 بهمن و استقرار حکومت نعلینهای مزدور غرب انجامید. سپس دوران تمرکز بر «آمریکا» فرا رسید، و امام سیزدهم از زبان ساواک فرمودند، هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید! البته قبلاً اجازة این شکرخوریها را از آمریکا گرفته بودند، و اینگونه بود که سفارت آمریکا نیز توسط بوزینهگان همیشه در صحنه اشغال شد تا تحریم اقتصادی و جنگ بتواند بحران نوین یا نقطة تمرکز دیگری را بازتولید کند: «جنگ، جنگ تا پیروزی»! جنگ تا سقوط صدام، جنگ تا آزادی قدس و بالاخره نوشیدن جام زهرمار و شهادت امام سیزدهم!
در پایان دوران اکبربهرمانی نیز نقطة تمرکز برای عوامفریبی «اصلاحات» نام گرفت، و اصلاحاتچیها توانستند دامنة سرکوب و قتلهای زنجیرهای دوران سازندگی را گسترش دهند. ولی دوران نکبت و ادبار خاتمی به کودتای ناکام 18 تیر منجر شد. و بالاخره رسیدیم به آخرین جرعة این جام تهی، یعنی همان احمدی نژاد خودمان که قرار بود با بحران دروغین هستهای یک جنگ خوب برای «صلح و پیشرفت اقتصادی» آنگلوساکسونها در مرزهای ایران به راه اندازد که موفق نشد. البته حکومت جمکران و اربابان تلاش خود را کردند، نتیجة مطلوب به دست نیامد! بله متأسفانه برخلاف آنچه گفتهاند، «خواستن» به هیچ عنوان «توانستن» نیست! به ویژه در عرصة سیاست!
به گزارش سایت رادیوزمانه، مورخ 14 آذرماه سالجاری، ابراهیم یزدی در مالزی خواهان حذف ولایت فقیه از قانون اساسی شده! اعضای نهضت منفور میپندارند که هنوز به شیوة دوران شیرین ریاست جمهوری جیمی کارتر میتوانند با سرقت مطالبات مردم تنور اسلام و دینفروشیشان را گرم نگهدارند. زمانیکه صدرحاج سید جوادی، وزیر کشور شیخ مهدی بازرگان بر اساس حدیث مسلم، فرمایش معصوم و نهجالبلاغه برای ما ملت قانون اساسی تدوین میکرد، اعضای این «نهضت منفور» از جمله ابراهیم یزدی همگی خفقان گرفته بودند، چرا که آنزمان اعتراض به چنین ترهاتی مورد تأئید اربابانشان قرار نمیگرفت. بنابراین اصل «ولایتفقیه» کاملاً دمکراتیک تلقی میشد! امروز هم نظر اربابان هیچ تغییری نکرده، ولی از آنجا که خطر تعطیلی دکان اسلام و قرآن وجود دارد، لازم آمده نوکران سنتی سازمان سیا به «شیوة سنتی» با سرعت هرچه تمامتر ولایت فقیه را «هدف» قرار دهند! امروز که اکثر گروههای مخالف حکومت دینی خواهان تدوین قانون اساسی مطابق با اعلامیة جهانی حقوق بشر شدهاند، پادوهای رمزی کلارک نیز در مالزی سخن از حذف ولایت فقیه از قانون اساسی جمکران میرانند، نه برای استقرار دمکراسی که جهت تحمیل مضحکهای به نام «جمهوری قرآنی» به مردم ایران.
«نایب تیمورخان»، مفتش تأمینات از پرسوناژهای رمان «دائیجان ناپلئون» است، که به تقاضای عزیزالسلطنه برای تحقیق در بارة ناپدید شدن همسرش، دوستعلی میرزا پای به عرصة رمان میگذارد. نایب مذکور آسپیرانی دارد به نام «غیاث آبادی» که بعدها با قمر، دختر ناقصالعقل عزیزالسلطنه ازدواج میکند. ویژگی نایب این است که بدون مشاهدة جسد، در پی قاتل است و در این مهم به همه مظنون! نایب با همه مخالفت میکند، به همه دستور میدهد، از همه بازجوئی میکند و میخواهد همه همان بگویند که او میخواهد! مهمترین تکیه کلامهای نایب تیمورخان، «ساکت!»، «جواب بده» و «زود، سریع، فوری» است! نتیجة «تحقیقات» نایب تیمورخان، فراهم آوردن فرصت برای همخوابگی آسپیران با قمر بود! چرا که اصولاً قتلی در کار نبود.
سیاست آنگلوساکسونها در کشورمان شباهت عجیبی به رفتار نایب تیمورخان پیدا کرده. اینان نیز خواهان رسیدن به پاسخ و نتیجة مطلوباند، البته «زود، سریع، فوری!» درست همانطور که در سال 1357، چنین پاسخی را در عرض چند ماه پیدا کردند. پس از یکقرن نخست وزیری هویدا، به یکباره دوران نخست وزیران یکبار مصرف فرا رسید. و با تأئید سفارت آمریکا، آموزگار جای خود را به شریف امامی سپرد، سپس ساواک بوزینههای لباس شخصی را برای تخریب ادارات دولتی به مرکز شهر روانه کرد و معرکة 13 آبان به راه انداخت، و یک ژنرال بیدندان و هافهافو که حتی مصدرش هم از او حرفشنوی نداشت، مأمور تشکیل دولت نظامی شد! و پس از نشست گوادالوپ، آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان بیانیة «چنج، وی نید» را صادر کردند. بله دروغ میگویند، «چنج، وی نید» اختراع اوباما نیست، گروه برژینسکی همواره به چنین چنجهائی «نید» داشته و دارد. در نتیجه همیشه باید یک دوستعلیخان ناپدید شود تا نایب تیمورخان وارد صحنه شده، «زود، سریع، فوری» امثال آسپیران غیاثآبادی را به نان و نوائی برساند.
این روند آنقدر در ایران تکرار شده، که نایب تیمورخان دیگر شخصاً به صحنه وارد نمیشوند، ایشان از طریق رسانهها فرامین خود را در قالب پروپاگاند صادر میکنند، و آسپیران جهت اجرای فرامین نایب کذا برای «قمرها» سخنرانی میکند تا نانی به کف آرد. سخنرانی ابراهیم یزدی در نشست نمایندگان احزاب در پارلمان مالزی در همین چارچوب میتواند بررسی شود. در تاریخ 30 آبان سالجاری در نشست کذا ابراهیمیزدی سخنانی بر زبان رانده که به مراتب از سخنان «اللاریجانی» در یونسکو ابلهانهتر است.
آسپیران یزدی، در واقع ترهات لاریجانی را به صورت دیگری نشخوار کرده. میدانیم که متن سخنرانیهای سرشار از بلاهت مقامات جمکران در ساواک تدوین میشود. به همین دلیل همهشان تأکید بر وجود یک اسلام «نیست در جهان» و «دمکراتیک» دارد، تا جهت تاختن بر لائیسیته، غربیها، زبانمان لال دست تنها نمانند. سخنان یزدی هم از همین چارچوب انسانستیز فراتر نمیرود. ایشان در راستای تأمین منافع دولت اسلام پناه الیزابت دوم و حاکمیت اسلام فروش ایالات متحد، خواستار «بازتعریف اسلام» مطابق با «شرایط روز» شدهاند. شرایط روز چیست؟ افلاس آنگلوساکسونها در عراق و افغانستان، تزلزل محور طالبانپروری «چین ـ ناتو» و شیون و زاری ناتو در قفقاز! و برای جبران چنین خساراتی لازم آمده که عملة فاشیسم «اسلام» را مطابق منافع غرب بار دیگر «تعریف» کنند.
همان اسلامی که بر اساس استفراغ عالیجناب هابرماس فعلاً «عقلانی» هم شده. و در راستای تبلیغات حزب توده و دیگر رفقا، به ویژه آخوندها و عملة فاشیسم بینالملل، این نوع اسلام، خواهان «تغییر جامعه» است! و این «تغییر» به زعم آسپیران یزدی با تلاش «روشنفکران دینی» صورت خواهد پذیرفت. روشنفکر دینی چه میگوید، همان تولیدات شکمی عالیجناب هابرماس را نشخوار خواهد کرد؛ مدعی سازگاری حکومت دینی و دمکراسی میشود؛ و بیشرمانه افراطگرایان و اوباش وابسته به گروههای اسلامی را در ترادف با گروههای لائیک قرار خواهد داد.
یزدی میخواهد هم فرهنگ جامعه را تغییر دهد، و هم نوعی «آزادی»، سازگار با فرهنگ کذا در جامعه ترویج کند! چرا که «حضرت» میپندارند «آزادی» هم نوعی «دین» است! پدیدهای است که مانند دین محمد میتوان با کاسة گدائی و شمشیر بران مروج آن در جامعه شد. بله، اوباش فدائیان اسلام چنین درک عمیقی از آزادی دارند. و نهایت امر برداشت اینان از «دمکراسی»، همان براندازی حکومت است:
«لائیکها و گروههای تندروی مذهبی به این سازگاری [اسلام با دمکراسی] اعتقاد ندارند به همین دلیل با روشنفکران دینی مخالفت میورزند [...] مهمترین پایة تغییر جامعه شناخت و تغییر فرهنگ آن[...] است و اینکه چگونه میتوان آزادی را سازگار با این فرهنگ در جامعه ترویج کرد[...] دمکراسی فرایندی است از پائینترین سطوح جامعه به سمت رأس هرم قدرت»
طبق تبلیغات سازمان سیا این روزها دمکراسی را باید مانند درسهای مدرسه از نو «یاد بگیریم»! و دست در دست بوزینههای کفنپوش راه بیفتیم به سوی رأس هرم قدرت! مسلماً ابعاد چنین سخنپرانیهائی بر ابراهیم یزدی آشکار نیست. ولی ما میدانیم که دمکراسی یک روند پویا است و به هیچ عنوان یادگرفتنی نیست، باید آنرا زیست و تجربه کرد. دمکراسی «درس» نیست که «یاد بگیریم»، از بر شویم و آنرا در برابر معلم «تکرار» کنیم. حاج ابراهیم گویا «نماز» را با دمکراسی اشتباه گرفته، به همین دلیل جهت عوامفریبی آنرا به نوعی عدالت موهوم برای اقلیتها مشروط کرده، میگوید حاکمیت نمیخواهد دمکراسی «یاد بگیرد!» وی همچنین به مخالفت آمریکا با دمکراسی اشاره کرده. سادهتر بگوئیم یزدی به زبان دیگر همان چرندیاتی را تکرار میکند که «بیبیسی» از زبان امام سیزدهم نقل میکرد:
«دمکراسی فرایندی یادگرفتنی است[...] حقوق عادلانه برای اقلیتها [...] سیاستهای ایالات متحد بر علیه گسترش دمکراسی [...] است.»
سخنرانی یزدی کلیشة ترهات آخوندهاست که کودتای سازمان ناتو در 22 بهمن را «پیروزی روحانیت بر شاه» میخواندند! البته یزدی پس از سه دهه حضور در حاکمیت استعماری مقداری از پشکل و پهن، ساس و کک چارپایان صدراسلام و گلة محمدی از سرو صورتش زدوده شده؛ در باب «مدرنیته» هم سخن میگوید! یک نفر از این دانشمند فدائی اسلام و مسلمین در مورد «مدرنیزاسیون» جویا شده، ایشان هم تعریف مهملی از «مدرنیته» ارائه دادهاند، تا بار دیگر حماقت و مزدوری خود را به اثبات برسانند.
حضرت ابراهیم سپس چند آیه و سوره و حدیث به عنوان «تاریخ» تحویل حاضران داده، اشارهای هم به تاریخ ایران کردهاند. ایشان گفتهاند در تاریخ ایران هر وقت شاه با روحانی درافتاد، شکست خورد! ولی محمدرضا شاه از این «تاریخ» درس نگرفت! اما ابراهیم یزدی درسهای سازمان سیا را خوب فرا گرفته، و بدون جا انداختن یک ویرگول مثل ضبطصوت همه جا آنها را تکرار میکند. بله، گویا شاه با روحانیت مخالف بود و میخواست ریشة روحانیت را براندازد، به همین دلیل سازمان ناتو کودتا کرد تا روحانیت بر شاه پیروز شود! یزدی تأکید میکند که روشنفکران در کنار روحانیت قرار گرفتند ولی پس از پیروزی، روحانیت حاضر به پذیرش روشنفکران نشد، چون به گفتة یزدی تعدادشان کم بود!
البته شاهد بودیم آنها که در کنار روحانیت قرار گرفتند بیشتر لمپنجماعت و چپنماهای ساواکی و تودهای بودند تا روشنفکر! ولی روحانیت در هر حال مانند حزب توده، گلههای پرشمار و مطیع را بر روشنفکر ترجیح میدهد، تا بتواند به وحدت کلمة «موعود» و فاشیستی خود برسد، و تکلیف امور کشوری و لشکری را با چوب و چماق سر چهارراهها روشن کند.
یزدی همچنین ادعا کرده گروه فکلکراواتیهای حوزه و بازار قانون اساسی دمکراتیک نوشته بودند ولی خمینی با آن مخالفت کرد! بله، این را هم باید «یاد گرفت»: سازمان سیا جهت سیاستگذاری در جنوب قارة آسیا و در کنار شاهراههای نفتی جهان نظر خمینی را جویا میشد! ولی امروز که خمینی زمین را از وجود پلیدش پاک کرده همة جنایات و مزدوریها از سوی همکاران «صدیق» وی، از قماش مهدوی کنی، رفسنجانی، یزدی و غیره به ریش کثیف همین امام احمق گره میخورد! خانوادة امام سیزدهم هم خفقان گرفتهاند، یک نفرشان دهان باز نمیکند و بگوید، این مزخرفات را از چه رو به یک مرده نسبت میدهید؟ میدانیم که اینان از شجرة طیبة حسینیاند، و از آنجا که ممکن است جیره و مواجبشان را سفارتخانة «صلح و پیشرفت» در افغانستان و پاکستان قطع کند ترجیح دادهاند که فعلاً رل نعش بازی کنند! بگذریم!
آسپیران یزدی که از مدافعان اشغال سفارت آمریکا هم بود، از شرکتهای پولشوئی، و شبکههای صدور زن و کودک متعلق به رفسنجانی، خامنهای و محمدیزدی در مناطق آزاد و امارات حق مشاوره دریافت میکند، و تاکنون با پاسپورت آمریکائی نقش «کبوترنامهبر» اکبر رفسنجانی را بر عهده داشت. ولی امروز به ناگاه مخالف حکومت روحانیون شده! حضرت آبراهام میفرمایند، اصلاً در قرآن ولایت فقیه نداریم! یزدی روحانیت حاکم را عقب افتاده و شریعتی را بسیار «پیشرفته» خوانده، میگوید خمینی در ایران به وعدههای خود در پاریس وفا نکرد! آری! میدانیم که تصمیم با امام سیزدهم بود و ساواک، پنتاگون و سازمانسیا فقط از ایشان پیروی میکردند! و در تداوم همین دروغهای بیشرمانه است که یزدی میگوید، دولت موقت یک پیشنویس قانون اساسی مبتنی بر جمهوریت و دمکراسی تهیه کرده بود که اثری از ولایت فقیه در آن نبود! اما روحانیون الگوهای قبیلهای عرب را ترجیح دادند!
البته ابراهیم یزدی میباید توضیح دهد چرا طی سه دهة اخیر خفقان گرفته بود، و از این پیشنویس کذا حرفی به میان نمیآورد؟ و اینک که حضرت آبراهام چون سگ «هرزهمَرَس» اینور و آنور به پارس کردن مشغول شده، چرا بجای این مهملات نسخة اصلی «پیشنویس» کذائی را منتشر نمیکند؟ نکند پیش نویس مذکور را هم امام بلعیدهاند؟
اگر اشتباه نکنیم، اربابان یزدی اینبار قصد استقرار یک حکومت قرآنی دارند که با هذیانات علی شریعتی همخوانی داشته باشد. خلاصه طی سی سال آینده همه باید «کاری حسینی» کنید، چرا که «فاطمه، فاطمه است» و اگر «مسلمان نیستید»، باید «آزاده باشید!» این است برنامة دولت دمکراتیک آسپیران ابراهیم یزدی. در هر حال حضور بلبل خوشالحان سازمان سیا و اربابانشان باید عرض کنیم که آب در هاون میکوبند، نهضت منفور و تروریستپرور شیخ مهدی بازرگان هیچ شانسی برای شرکت در حاکمیت آیندة ایران نخواهد داشت.
«بنده قاتل را جلب میکنم، شما فردا با مقتول بیائید به اداره و ترتیب استخلاصاش را بدهید.[...] ساکت! آسپیران غیاثآبادی، حرکت!»
ص. 124ـ120، دائیجان ناپلئون.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ اسپیس
فیلترشکنهای جدید5دسامبر2008
www.jumpersurf.info
www.chaossurf.info
6oy.info
www.chromesurf.info
underpass.info
www.icanhasproxysurf.info
www.ridblox.info
www.rtil.info
www.marko1.net
www.bobunblocker.info
www.lancersurf.info
www.chocolaterainsurf.info
www.speedyfree.info
matrixtoday.info
mydrift.info
surfsocks.info
www.acceleratedproxysurf.info
www.unblockgames.info
www.qlicq.us
www.magicalsurfing.info
classicholiday.info
www.pivotingsurf.info
www.getanywheresurf.info
www.lunchtimesurfing.info
kq5.info
www.generalsurfing.info
www.boomshotsurf.info
www.bobtheproxy.info
invisibleyou.info
www.ninjacatsurf.info
www.goround.info
www.lethack.info
3t8.info
www.hideandgonow.com
freearea4u.info
unblockprox.com
privama.com
jamlearning.info
www.icanhasproxyburger.info
www.monopolysurf.info
www.underwatersurfing.info
b6x.info
www.silentrun.info
www.undercoversurfing.info
www.compatablesurf.info
newdrift.info
www.freetimesurfing.info
www.lunchtimesurf.info
www.ninjasurf.com
www.tenacioussurfing.info
«در عقلانیت اسلامی هیچ توجیهی برای زیرپا گذاشتن این حریم فردی وجود ندارد»
اینهم گوشهای است از سخنان محمدجواد لاریجانی، برادر پاسدار علیکوچیکه و رئیس ستاد حقوق بشر روضهخوانها در یونسکو. برادر لاریجانی، همزمان در اسلام «عقلانیت» و «رعایت حریم فردی» رویت کرده! نیازی به توضیح نیست که مشاهدة «عقلانیت» در اوهام و ابهام دین مسلماً نشان «روان پریشی» است. چرا که دین هیچ ارتباطی با «عقل» ندارد. این ارتباط ابلهانه از اختراعات شارلاتانهای مکتب فاشیستپرور فرانکفورت است، همان منبع الهام سروش، فیلسوف کبیر کودکستانهای جمکران و پاسداراکبر، غلامبچة محمد خاتمی و سوگلی حرم حاج عباس میلانی.
اهالی مکتب فرانکفورت در کمال بیشرمی ادعا میکنند، هر چه «انسانی» است، «عقلانی» به شمار میرود! و به همین سادگی «عقل» را در تضاد با «منطق» قرار داده، «توهم» را که پدیدهای است کاملاً «انسانی»، عقلانی معرفی میکنند. این نمونهای است از پسامدرنیته و تشویق و پرورش اوهام در این مکتب استعماری! چنین اختراعات سرشار از نبوغ و شارلاتانیسم همانطورکه پیشتر هم گفتیم تلاش برای یافتن یک چارچوب «شبه فلسفی» جهت «توجیه فاشیسم» و نفی انسانمحوری «تاریخ» در نظریة کارل مارکس است.
مکتب فرانکفورت میگوید دین «عقلانی» است، تا با حذف «حرکت منطقی انسان»، توهمات و احساسات دینی را محور حرکت و تحولات تاریخی قرار دهد. به این ترتیب جنگهای صلیبی که در واقع برای چپاول ثروتهای شرق به راه افتاد، توجیه «معنوی» مییابد و از نظر مسیحیان متعهد «موجه» و «مقدس» جلوه میکند. به همچنین است در مورد جنگهای تازیان! تهاجم وحشیانة تازیان مسلمان به ایران با توسل به همین اصول مقدس «توجیه» خواهد شد. چرا که ظاهراً «دین محمد» بر حق بوده و خلفای راشدین نیز برای «هدایت» ایرانیان «گمراه» به راه راست و تضمین سعادت آنان به ایران حمله کرده، برای غارت مردم را قتلعام میکردند. در حالیکه به گواهی تاریخ همین تازیان در راه مسلمان شدن مردم مشکلتراشی میکردند، تا بتوانند از آنان «جزیة» سنگین بگیرند!
اصلاً چرا راه دور برویم؟ آیا اعضای سازمان فدائیان اسلام، القاعده، طالبان و دیگر تشکلهای دینی برای «اسلام» به قتل و غارت میپردازند یا برای حفظ منافع سازمان ناتو؟ آیا تهاجم نظامی آنگلوساکسونها به افغانستان و عراق به دلیل احساسات بشردوستانه پنتاگون و الیزابت دوم صورت پذیرفته؟ به هیچ عنوان! اینان برای چپاول و گسترش نفوذ خود به منطقه آمدهاند، اما برای توجیه تهاجم وحشیانة خود ادعا میکنند که نگران «استقرار دمکراسی» هستند. امروز الیزابت دوم در سخنرانی خود تأکید کرد:
«دولت من برای پیشبرد صلح و رشد اقتصادی به همکاری با پاکستان و افغانستان ادامه خواهد داد.»
باید از علیاحضرت پرسید، ارتش انگلستان برای «صلح» و «رشد اقتصادی» در افغانستان حضور به هم رسانده، یا برای ممانعت از ایجاد «کریدور شمال ـ جنوب؟» حتماً برای همین «صلح و شکوفائی اقتصادی» است که آنگلوساکسونها افغانستان را به بزرگترین مرکز تولید مواد مخدر در جهان تبدیل کردهاند! و در راه صلح و شکوفائی اقتصادی است که پاکستان به مرکز تولید و پرورش جنایتکار تبدیل شده! بله! برای رشد و شکوفائی اقتصادی است، ولی نه در افغانستان و پاکستان، که در انگلستان! این قسمت از واقعیات در سخنرانی الیزابت دوم دیده نمیشود، و به همین دلیل سخنان کذا درست مانند یک «پروپاگاند» وحشیانه، منطق متعارف را به چالش میطلبد. و اینگونه است که به کوشش مکتب فاشیسم فرانکفورت، «عقل» در ترادف با توهم قرار گرفته و «منطق» به چالش کشیده شده. تبلیغات سایت دینپرور رادیوزمانه، به ویژه مهملات دست چندم پاسداراکبر تماماً بر محور همین تضاد استوار شده: تأکید ابلهانه بر «عقلانیت» توهماتی که «دین» نام دارد. در چارچوب همین تبلیغات است که «احساس»، علیرغم «منطقستیزی» میتواند «عقلانی» هم بشود!
همانطور که در وبلاگ «بوزینه و سرداری» گفتیم، محور طالبانپروری چین و سازمان ناتو شکسته شده و این امر «احساسات» پادوهای استعمار در ایران و پادوهای مخالفنمای حکومت جمکران در فرنگ را سخت جریحهدار کرده. خلاصه بگوئیم اینروزها همة جیرهخواران «انقلابی» آنگلوساکسونها «احساس» بدی دارند، و «شرایط ویژه» میبینند. وقتی دچار دلهره و هراس شدهایم چه پیش میآید؟ از دو حال خارج نیست، یا بر ترس غلبه کرده واکنشی منطقی خواهیم داشت، یا از روی ترس واکنش نشان میدهیم. در عرصة سیاست نیز درست همینطور است. دعوت به «وحدت کلمه» و «اتحاد» از سوی عملة فاشیسم در جمکران، از زبان سرداراکبر ریشه در «احساس ترس» اینان دارد. در نتیجه همه در داخل و خارج یک صف واحد تشکیل دادهاند. در داخل کشور، عزتالله سحابی در جایگاه واقعی خود، مقام «پامنبری» مهدوی کنی، پاسدار لاریجانی، محمد یزدی، اکبر بهرمانی و دیگر ریزه خواران استعمار قرار گرفته، حال آنکه گروهی دیگر از جمله دارودستة بهزاد نبوی، اعضای مشارکت و شخص احمدی نژاد خود را از بازندگان جدا کردهاند! چرا که اینان به صراحت دریافتهاند که دکان دینفروشی و حکومت نعلین میباید در ایران تعطیل شود.
اما در خارج از مرزها چه میگذرد؟ در خارج، مخالفنمایان، خارج از شوخیهای خنک و مبتذل که باید آن را به عنوان «مقالة انتقادی» مطالعه کرد، به دوقطبی کردن کاذب فضای سیاسی اشتغال دارند. گروهی به تأئید و گروهی دیگر به انتقاد از مقالات «علمی» پاسداراکبر پیرامون استفراغ مقدس عالیجناب هابرماس یا «دین عقلانی» مشغولاند. ظاهراً طعم «تولیدات شکمی» عالیجناب هابرماس مذاق لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر جمکران را سخت خوش آمده، چرا که در یک سخنرانی جنجالی در یونسکو ادعا کرده دین اسلام به دلیل عقلانیت «حریم فردی» را محترم میشمارد! البته اشارة داداشِ علیکوچیکه به «مکالمات تلفنی» است!
غلامبچة سفارت در یونسکو از اینکه در «شرایط ویژه» دمکراسیهای غرب مکالمات تلفنی مردم را کنترل میکنند، به این نتیجه رسیده که اسلام «عقلانی» است و حریم فردی را رعایت میکند، پس اعلامیة جهانی حقوق بشر نمیتواند جهانشمول باشد بلکه مطابق اوامر سازمان سیا حقوق بشر باید «نسبی» شمرده شود.
به این میگویند معجزه! البته معجزة حماقت و بیسوادی! چرا که خارج از غیرعقلانی بودن دین، هیچیک از ادیان ابراهیمی اصولاً فرد را در مفهوم امروزی کلمه به رسمیت نمیشناسد. به عبارت دیگر در این ادیان اصولاً احکامی برای رعایت «حریم فردی» در چارچوب حقوقی معاصر نمیتواند وجود داشته باشد. ولی وقتی محور طالبانپروری «چین ـ ناتو» شکسته میشود، خادمان حرم مقدس استعمار احساس نگرانی میکنند و به هذیانگوئی میافتند. البته لاریجانی به دلیل هول و هراس مهمل نمیگوید، لاریجانی هم مثل ابراهیم یزدی به دلیل خدمت در آبدارخانة سازمان سیا فقط میتواند چرند ببافد و از نظامهای لائیک انتقاد کند!
به گزارش «فارسنیوز»، مورخ 13 آذرماه سالجاری، لاریجانی در نشست مشترک غیرمتعهدها در پاریس به اکتشافات بزرگی نائل شده، و «منظور» از جهانشمولی اعلامیة جهانی حقوق بشر را هم کشف کرده! دبیر ستاد حقوق بشر جمکران که به دلیل آشنائی با زبان عربی سمت مشاورت آخوند شاهرودی را عهده دار است، میگوید، ما «منظور» اعلامیة جهانی حقوق بشر را دریافتهایم! البته ایشان نمیدانند که ما از این امر نیک آگاهیم که اعلامیة جهانی حقوق بشر به دلیل انسانمحور بودن فاقد هرگونه ابهام بوده، «صراحت» دارد و جای هیچ تعبیر و «کشف منظور» برای کسی باقی نمیگذارد. ولی غلامبچگان سفارت از آنجا که باید مانند «شهید» مدرس دیانتشان عین سیاست استعمار باشد، در یک متن صریح حقوقی همان میبینند که ارباب میخواهد.
محمد لاریجانی میفرماید، جهانی بودن اعلامیة مذکور نمیگوید که «مدل لیبرالی» باید به بقیه تحمیل شود. اتفاقاً در اعلامیه هیچ اشارهای به «تحمیل مدل» نشده، بلکه اعلامیه میگوید چه مسائلی نباید به انسانها تحمیل شود. ولی لاریجانی پرتتر از این است که بداند یک متن حقوقی دمکراتیک چه میگوید. حاج محمدجواد سخنانی را طوطیوار تکرار میکند که سازمان تبلیغات اسلامی با تأئیدات کارخانة رجاله پروری برایاش تهیه کرده. و به همین دلیل است که چرند میگوید. به مصداق گ... در بازار مسگرها و لاف در غربت، لاریجانی هم ضمن لافیدن در یونسکو، گ...زی هم در عالم معنا داده، تا «تعریف نوینی» از جهانشمولی ارائه کند. تعریفی که از قضای روزگار در تضاد کامل با جهانشمولی هم قرار میگیرد! به زعم لاریجانی:
«منظور از جهانشمول بودن حقوق بشر این نیست که ما باید مدل لیبرال غربی را به عنوان آخرین دستاورد فرهنگ بشری قبول [کنیم]. جهانشمولی باید راه را برای ظهور سایر فرهنگها از جمله زندگی عقلانی بر اساس اسلام که مدل جمهوری اسلامی و پیام انقلاب اسلامی ایران است، باز کند.»
البته اگر ترهات غلامبچة سفارت را یک مرحلة منطقی به پیش رانیم خواهیم داشت، ما باید الگوی توحش اسلامی را به عنوان آخرین دستاورد فرهنگ بشری بپذیریم. خلاصه، جهانشمولی ایشان میباید راه را بر «قصبه شمولی» و «قبیله شمولی» باز کند که مدل پیشنهادی شهید «توماس مور» در «یوتوپیا» است، و پیام «انقلاب اسلامی پاکستان» را هم در خود مستتر دارد. لاریجانی در ادامة مزخرفات تولید ساواک جمکران ضمن اشاره به «تحول» در «زندگی بشر» و ابراز نگرانی از جهانشمولی سکولاریسم، حکومت توحش دینی را در ترادف با سکولاریسم قرار داده، میگوید حکومت جمکران نظامی است بر پایة معیارهای دمکراتیک و عقلانیت اسلامی:
«یک مدل زندگی مبتنی بر الگوی غربی و لائیک وجود دارد اما این تنها مدل موجود نیست و این چیزی است که مرا نگران کرده [...] مدل ما مدل مستقلی است که به رغم ماهیت دمکراتیک خود هیچگاه ادعای مدلهای لائیک و لیبرال غربی را نداشته[...]»
البته ما نمیدانیم چند نفر از شنیدن این سخنان متناقض و مضحک در سلامت عقل و میزان درک و فهم لاریجانی شک کردهاند، ولی برای ما روشن است که اگر امثال لاریجانی از حداقل درک و شعور متعارف برخوردار بودند، در حاکمیت جمکران جائی برایشان پیشبینی نمیشد. مشاور شاهرودی در قوة قضائیه، در ادامة چنین مهملاتی «جامعة لائیک» و جامعة مبتنی بر عقلانیت اسلامی هم رؤیت کرده و ایندو پدیدة «نیست در جهان» را بسیار به یکدیگر نزدیک دانسته! میبینیم که خواهر سپیده صلحجو، مهرانگیز کار و لاریجانی آبشخور مشترکی دارند، چرا که در سخنان اینان «ملت»، «جامعه» و «مردم» بجای «دولت» مینشیند، تا وظیفة دولت بطور کلی نفی شده و موجودیتاش ابتر شود. معلوم نیست این مترسک استعمار، «جامعة لائیک» را در کجای دنیا مشاهده کرده که از آن با این اطمینان سخن میگوید؟ ولی همین شیوة تبلیغاتی است که با هی کردن مشتی لات و اوباش به خیابانهای تهران، اینک سه دهه است برای ما ایرانیان «اعمال سیاست» میکند، تا امثال اکبر بهرمانی و برادران لاریجانی را در رأس هرم این مضحکة استعماری سر پا نگاه دارد:
«از نظر اسلامی وجود ما گوهری است که باید در محیط اجتماعی خود شکوفا شود [...] در این زمینه رویکرد جامعة لائیک و جامعة مبتنی بر عقلانیت اسلامی به یکدیگر نزدیک است.»
حتماً جامعة «دمکراتیک مبتنی بر عقلانیت اسلامی» همان تجمع لات و اوباش و چاقوکشهای جمکران در خیابانهای شهر است! بله! آشوب و هرج و مرج و قانون شکنی در قاموس عملة فاشیسم «دمکراسی» است! و این است محصول شکوفائی «گوهر وجود» اوباشی از قبیل لاریجانی که به صورت موروثی افتخار مزدوری ناخداکلمب را دارند. چنین موجوداتی در زمینههای علمی و حقوقی فقط میتوانند در جوامع استعمارزده «شکوفا» شوند، البته شکوفائی این «قارچهای سمی» نیازمند حضور پیگیر بوزینههای کفنپوشی است که هر از گاه به فرمان این یا آن سفارتخانه و با همت والای ساواک در صحنة اجتماع حضور به هم میرسانند.
و اما علیرغم چنین سخنان حکیمانه، اسلامی و به ویژه «عقلانی» از زبان محمدجواد لاریجانی در یونسکو و علیرغم تأکید «مصرانة» الیزابت دوم بر «همکاری» دولت مبارکشان با پاکستان و افغانستان برای «صلح و شکوفائی اقتصادی»، باید بگوئیم تداوم سیاست استعماری دولت علیاحضرت در منطقه از طریق سازماندهی نعلین، خرابکار، چماقدار و کفنپوش دیگر امکانپذیر نیست، شاهنشاه آنگلیکانها و اسکاتلندیها و ویلزیها و ایرلندیها و ... بهتر است «ورد» دیگری بیاورند؛ اینهمه اگر «سوراخ مناسب» در دسترس باشد!
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ اسپیس
فیلترشکنهای جدید4دسامبر2008
eatblocks.com
privama.com
www.lethack.info
www.chromesurf.info
www.gettowebsite.info
www.revivalsurf.info
www.chaossurfing.info
underpass.info
gasip.cn
iclr.info
www.rtil.info
www.surfopen.info
0h3.info
www.actingbypass.info
matrixtoday.info
www.jumpersurfing.info
oldphase.info
www.freethis.info
www.lancersurf.info
www.bouncy-beats.net
ancientproxy.info
www.marko1.net
www.prxymyspace.info
www.ninjasurf.com
www.hideandgonow.com
www.goaround.info
holidaytoday.info
www.noclip.info
https://twolulu.com
www.youtubeanywhere.info
www.underwatersurfing.info
www.best-acneblogs.info
www.p2pmovies.info
www.easyninja.info
newdrift.info
www.djkash1.com
www.speedyfree.info
www.theproxybay.org
www.icanhazprxy.info
www.fast2open.info
www.lunchtimesurfing.info
www.magicalsurfing.info
myspacescope.com
www.specialprxy.info
erdis.cn
www.freetimesurf.info
www.gettoweb.info
www.prxysurfprxy.info
monthlyinitiative.info
acmeblock.com
«کشور در شرایط حساسی به سر میبرد، آمریکا به هر حال دشمن درجه اول ماست [...] ما نیاز به حضور مردم داریم [...] مردم را باید [...] در صحنه نگه داشت [...] آنها اگر احساس کنند ذرهای از اسلام دور شدهایم با ما نخواهند ماند.»
منبع: ایلنا، مورخ 12 آذرماهسالجاری.
این گوشهای از سخنان اخیر اکبر هاشمی رفسنجانی، و پیامد مستقیم «تظاهرات» اوباش کفنپوش در برابر وزارت امورخارجه در تهران است! این نوع سخنپرانی را سه دهه است از دهان جیرهخواران آنگلوساکسونها، از جمله همین اکبر بهرمانی میشنویم. بهرمانی که طی سه دهه، هم «سردار جنگ زرگری»، یا همان سردار «سازندگی با ایالات متحد» بوده، با نمایان شدن نخستین نشانههای پایان جنگ زرگری بین ایالات متحد و حکومت دستنشاندة اسلامی، «احساس خطر» کرده و باز هم کشور را در «شرایط ویژه» رؤیت میکند! «تظاهرات» بوزینههای کفنپوش در برابر وزارت امورخارجة جمکران ریشه در «احساس» دارودستة اکبر رفسنجانی دارد. چنین به نظر میرسد که اربابان حکومت اسلامی تداوم سناریوی سنتی «تجمع اوباش و عربدهجوئی مقامات» را همچنان امکانپذیر میبینند. این سناریو، که با استقرار حکومت فدائیان اسلام به روزمرة مردم ایران تبدیل شد، همانطورکه گفتیم بر اساس ارسال اراذل و اوباش نانخور ساواک به خیابانها، و ارائة مطالبات استعمار از زبان اینان صورت میگرفت؛ کسانی که در تبلیغات جهانی «ملت ایران» معرفی شدهاند!
این مطالبات به دو صورت مطرح میشد، یا ابتکار عمل به دست «اوباش همیشه در صحنه» میافتاد، یا اوباشی که استعمار در رأس هرم قدرت جاسازی کرده بود نخست به میدان میآمدند. به طور مثال، گاه ساواک اوباش را روانة خیابانها میکرد تا عربده بزنند و سفارت و دفتر و دستک اشغال کنند، و بعد متن سخنرانی مقامات «تدوین» میشد تا این اعمال توجیه شود! گاه اوباش درست پس از سخنرانی «مقامات» همچون گلة چارپایان توسط ساواک به خیابانها هی میشدند.
گزینش میان این دو شیوه بستگی تام به شرایط داشت. اگر اربابان حکومت اسلامی مانند دوران نفرتانگیز «بهار آزادی» نیازمند اثبات «قدرت» امام سیزدهم و شرکاء به مردم مملکت بودند، ابتدا امام سیزدهم سخنرانی میفرمودند، سپس اوباش با شعارهای حاضر و آمادة ساواک به پشتیبانی از این «روانپریش فرتوت» وارد صحنه میشدند. یا اینکه همزمان با سخنرانی خمینی فعلة ساواک را میدیدیم که شهر را به اشغال خود درآوردهاند. ولی در دوران «نعمت الهی» که نفرت مردم از حکومت روضهخوانها افزایش یافته بود، ابتدا در قفس اللهکرمها و زهرا خانومها را باز میکردند تا برای عربدهجوئی به خیابان بیایند، سپس در قفس امام را میگشودند! ایشان هم متن سخنرانی را که در عمل تکرار شعارهای اراذل و اوباش خیابانی بود قرائت میفرمودند. البته فراموش نکنیم که بمباران شهرها، به ویژه بمباران تهران دامنة «نعمت الهی» را گستردهتر کرد، چرا که همزمان باعث تقویت «لاتالله»، یعنی پایه و رأس هرم این «قدرت» دستنشانده شد.
هر بار حملة هوائی به تهران آغاز میشد، مردم به وحشت میافتادند و این ترس کاملاً طبیعی بود. زمانیکه حملة هوائی به پایان میرسید، خشم و نفرت از حکومت به ترس و وحشت افزوده میشد و اینجا بود که اربابان حکومت اسلامی چماقدارها را به خیابانها گسیل میداشتند تا با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» یا «حزب، فقط حزبالله ...» به مردم حمله کنند. این برنامه، حتی پس از پایان جنگ، تا زمان «اوباشگیری» در دورة احمدی نژاد همچنان ادامه یافت! و زمانیکه اوباش را بالاجبار از خیابانها جمع کردند، نوبت به ارعاب مردم از طریق بحران دستساز هستهای رسید. بحرانی که همزمان در بوقهای جمکران، مخالفنمایان خارجنشین و به اصطلاح «آزادیخواه» و سایتها و رادیوهای اربابان حکومت دستنشانده مرتباً به آن دامن زده شد. و در چنین دورهای بود که سردار اکبر باز هم «احساس» کرد «شرایط ویژه» بر کشور حاکم شده!
در قاموس رفسنجانی و دیگر عملة استعمار «شرایط ویژه» زمانی بر کشور ایران حاکم میشود که خطر پایان جنگ زرگری وجود دارد و ممکن است برنامة ارعاب روزمرة مردم با مشکل روبرو شود. و امروز چنین خطری بیش از پیش خادمان وفادار استعمار غرب را در تهران تهدید میکند. دلیل «احساساتی» شدن نمایندگان کنگرة آمریکا و ابراز تمایل برای مذاکره با نوکرانشان در جمکران دقیقاً همین است! تصور کنیم که ایالات متحد ناچار شود روابط پنهان با مزدوران خود را در جمکران عادی کند! در اینصورت چه پیش خواهد آمد؟ تکلیف مبارزات سیسالة اکبر رفسنجانی و شرکاء با «شیطان بزرگ» چه خواهد شد؟ تکلیف دکان پرسود تهاجم نظامی آمریکا به ایران چه میشود؟ و از همه مهمتر نتیجة «انتخابات» مضحک جمکران چه خواهد بود؟ برای پاسخ به چنین پرسشهائی ناچاریم یک پرانتز باز کنیم و در مورد «احساس» بیشتر توضیح دهیم.
همانطور که در وبلاگ «احساس و افلاس» گفتیم، محور تبلیغات استحماری «تشویق احساسات» است. دلیل پافشاری ناخداکلمب بر استقرار حکومت دینی این است که «احساسات مقدس» بر روزمرة مردم، روزمرهای که هیچ ارتباطی با احساسات مقدس نمیتواند داشته باشد حاکم شود. در نتیجه، تمام سیاستهای استعمار را در چارچوب مقدسات میتوان «توجیه» کرد. میتوان جنگ ویرانگر و استعماری را که منافع آن به جیب صاحبان صنایع نظامی ایالات متحد سرازیر میشود، «نعمت الهی» خواند؛ و تحریم اقتصادی ملت ایران را «پیشرفت» نامید، هر چند این پیشرفتها فقط زمینهساز «پیشرفت» دلالی، بازارسیاه و گسترش فقر شود. ولی از آنجا که این ترهات را ساواک از زبان «امام سیزدهم» یا «امام چهاردهم» نقل میکند، با سرکوب مردم این ترهات به کلام الهی تبدیل میشود، و هیچکس نمیتواند آن را به زیر سئوال برد.
از طرف دیگر، «احساس» از آنجا که منطقگریز است، فاقد مسیر حرکت «خطی» است. حرکت احساس با افت و خیز و جهش و پرش توام میشود. به همین دلیل است که در یک جامعة دمکراتیک، «انسان»، موجودی تعریف میشود که قادر باشد به صورتی متعادل رفتار کند، و افسار احساسات را در کنترل خود داشته باشد. احساس میتواند به اوج برسد، یا دفعتاً فروکش کند! ولی هرگز به انتها نخواهد رسید، مگر با مرگ انسان. در نتیجه تا زمانیکه انسان زنده است تحریک و تهییج احساسات وی امکانپذیر خواهد بود. و در کشوری که بیش از یک سده است، تبلیغات استعماری احساسات را به ویژه از طریق دینپروری گسترش داده، تحریک افکار عمومی و ارشاد گلة گمشده به مسیر ستیزهجوئی بسیار سهل است.
اربابان سرداراکبر با تکیه بر چنین اصولی ابتدا بوزینههای کفنپوش را در برابر وزارت امور خارجه جمع کردند، و سازمان تبلیغات اسلامی نیز به روند معهود متن سخنرانی رفسنجانی را در راستای شعار همین بوزینهها تنظیم کرد! سخنان اکبربهرمانی تکرار همان ترهات خمینی است که خواهان «وحدت کلمه» و «حضور مردم در صحنه» میشد! سردار اکبر که به اتفاق پاسدار لاریجانی در مجلس روضه و زوزه برای «شهید» مدرس حضور یافته، ضمن تمجید ابلهانه از مدرس، که به ادعای کارفرمایان سید مهدی خاموشی «افکار عمومی» را «هدایت» کرد تا حاکمیت ایران لائیک نشود، تلویحاً از درگاه اربابان پاسدار لاریجانی برای «حضور مردم در صحنه» استمداد میطلبد. میدانیم که مردم کذا، همان اوباش و لباسشخصیهای ساواک و شهربانیاند که با دست الهی آنگلوساکسونها «هدایت» میشوند و مانند «شهید» مدرس «دیانتشان عین سیاست استعمار»است. از اینرو سرداراکبر به مسئولان هشدار داده که دو دستی به اسلام بچسبند تا «حمایت مردم» را از دست ندهند.
ولی ما برای سرداراکبر و همة نوکران ضدامپریالیست آمریکا در منطقه خبرهای بدی داریم! محور طالبانپروری چین و سازمان ناتو که طی سه دهة اخیر فعال بود، امروز شکسته شده! پاکستان دیگر نمیتواند با پشتگرمی به چین و سازمان ناتو به تولید و پرورش جیرهخواران جهادگر آمریکائی ادامه دهد. سایة آنگلوساکسونها از سر حکومت جمکران به آرامی کنار میرود. با حمایت «مردم»، یا بدون حمایت «مردم»، این دستگاه خلافت مسخرة استعمارپرورده دیگر دیری نخواهد پائید.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ اسپیس
فیلترشکنهای جدید3دسامبر2008
www.bouncy-beats.net
ancientproxy.info
www.6bk.info
www.brokestudent.info
www.undercoversurfing.info
www.marko1.net
www.freethis.info
www.sneakoff.info
www.actingbypass.info
www.djkash1.com
sheka-filter.info
www.gettowebsite.info
only4me24.com
www.monopolysurf.info
hiddendetention.info
metrosurf.info
metrobrowse.info
2n6.info
www.gettosite.info
bt-internet.info
www.chocolaterainsurf.info
implicitwriting.info
www.viewsurf.info
www.specialproxy.info
kuesu.com
www.sunshinesurf.info
www.noclip.info
www.anonymise.us
s-proxy.com
www.sudukosurf.info
www.chromesurfing.info
3t8.info
jamlearning.info
forgetschool.biz
www.waterfallsurf.info
www.radmonkey.info
oldphase.info
www.goaround.info
www.hideandgonow.com
www.jumpersurf.info
www.fast2open.info
www.prxymyspace.info
directcompetitor.info
www.easytattoo.info
www.icanhazproxysurf.info
www.tenacioussurfing.info
5b6.info
www.underwatersurf.info
6oy.info
www.goround.info