بازگشت   گفتمان > تالارهاي موضوعي > فلسفه-تاريخ-مذهب
خوش آمديد, مزدك.
آخرين حضور شما: ديروز در ساعت 22:58
پيامهاي خصوصي: خوانده نشده 0, مجموع 196.
صفحه کنترل کاربر ثبت نام سئوالات تکراري سالنما جستجو پستهاي جديد تمام تالارها خوانده شد ليست دوستان فروشگاه تالارها - خانه خروج


پاسخ
اختيارات موضوع جستجوي اين موضوع درجه گذاري موضوع
Unread امروز, 12:47   #61
_ _
عضو

تاريخ ثبت نام: Nov 2003
امتياز: 3175 | پستها: 127
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

يه ايرادي كه سوالهاي شما داره اينه كه كميتهاي مختلف رو با هم ديگه به دلخواه مخلوط مي كنين. فقط خواستم اين نقطه رو متذكر بشم. به نظر من جواب اين سوال شما رو مزدك داده بود.
_ _ is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 12:49   #62
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط _ _
يه ايرادي كه سوالهاي شما داره اينه كه كميتهاي مختلف رو با هم ديگه به دلخواه مخلوط مي كنين. فقط خواستم اين نقطه رو متذكر بشم. به نظر من جواب اين سوال شما رو مزدك داده بود.
گرامي ؛ براي پاسخ دادن به پيام مزدك عزيز ؛ نيازمند دانستن تعاريف ايشان از دو عبارت مفهوم و ماده هستم .
پس از پاسخ ايشان به اين دو سوال ؛ خط به خط آن پيام را پاسخ خواهم داد .



______________________________________________________
براي انتخاب كاربران و جستارهاي برتر تالار هنر ؛ منتظر حضور گرم شما هستيم !
Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 13:21   #63
furogh
عضو فعال

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2005
امتياز: 6762 | پستها: 243
شيوه نمايش: Goftman New Style
پيش فرض

اورفه به نظرت نميرسه كه برداشت از مادي بودن يه پديده فقط به معني داشتن جرم و اشغال فضا نباشه؟
اين تعريف ماده است . اما پديده مادي هم همين تعريف شاملشه؟

من تو پستاي قبلي ام يه جا نوشتم كه مادي بودنو به قابل شناخت يا سنجش بودن توسعه بديم. فكر نميكني اينجا محل اشكالي هست؟


______________________________________________________
تن ما به ماه ماند كه ز مهر ميگدازد
دل ما به چنگ زهره كه گسسته تار بادا
furogh is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:26   #64
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée
فقط قبل از ادامه دادن مباحث ؛ يك سوال ديگر را نيز طرح كنم .

اگر حافظه داراي جرم نيست ؛‌پس حجم اختصاص داده شده براي آن در داخل مغز ؛‌ چه معنايي مي تواند داشته باشد ؟!


شوربختانه گويا شما همه ي بند هاي نوشته ي مرا نخوانديد
و از برخي جا ها كه بديد شما " راهگشا " است، دچار شعف
شديد. من به روشني گفتم كه آگاهي و حافظه، نياز به محمل و
بستر مادي ( همان چينش مادي كه بدون ماده امكان پذير نيست)
دارد و تنها خود آن آگاهي كه در اين چينش پنهان است، يك
مفهوم ذهني است و نيازي به جرم و حجم و ... ندارد، مانند يك
عدد كه مفهومي ذهني است ( گرچه بازتاب كميت در جهان خارج است)


______________________________________________________
با لشـكـر درد در نـبــردا كه تـويـي - دردِ همه را به دوش دردا كه تويي )( اي نام تو پرده پـوش نامـردستـان - مـردا كه تويي بزرگمـردا كه تـويي
مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:31   #65
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée

پاسخ زيركانه اي بود ؛ اما قياس درستي نبود .
تلويزيون براي تصوير خود ؛ حجمي در نگر نگرفته است !
اما حجم اختصاص داده شده در مغز ؛ براي حافظه چه معنايي مي تواند داشته باشد ؟!
كاركرد اين حجم چيست ؟!



چرا
تلويزيون هم انهمه حجم و وسايل الكترونيك را تنها براي
آن دارد كه بتواند آگاهي ها را بصورت چينش الكترون ها
در لامپ تصوير ساماندهي كند، چرا كه همچنان كه گفته شد
آگاهي نياز به محمل و بستر مادي دارد. يعني چيزي بايد
باشد كه بتواند چيده شده و يك آگاهي را بسازد و چيزي هم بايد
باشد كه معني و مفهوم اين چينش را درك كند و معمولاً
هم چيننده و هم خواننده اين چينش همساز و يكي هستند .
مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:34   #66
کارنگ
عضو

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Feb 2005
امتياز: 1826 | پستها: 71
شيوه نمايش: Goftman New Style
پيش فرض

با درود
اقای ارفی
با اینکه نوشته های مزدک گرامی به حدی استادانه و مفید هستند که من دیگر نیازی به شرح دیگری نمی بینم
اما
با اجازه از شما سوالی دارم
هدفم از پرسیدن این پرسش اینست که بدانم ایا شما وا قعا نوشته های مرا متوجه شدید یا نه؟؟
پرسش اینست:
در پروسه یاد گیری یک مطلب جدید در مغز چه اتفاقی می افتد؟


______________________________________________________
علم به تندی پیش می رود
و حقیقت را از افسانه جدا می سازد
کارنگ is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:38   #67
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط مزدك

شوربختانه گويا شما همه ي بند هاي نوشته ي مرا نخوانديد
و از برخي جا ها كه بديد شما " راهگشا " است، دچار شعف
شديد. من به روشني گفتم كه آگاهي و حافظه، نياز به محمل و
بستر مادي ( همان چينش مادي كه بدون ماده امكان پذير نيست)
دارد و تنها خود آن آگاهي كه در اين چينش پنهان است، يك
مفهوم ذهني است و نيازي به جرم و حجم و ... ندارد، مانند يك
عدد كه مفهومي ذهني است ( گرچه بازتاب كميت در جهان خارج است)
من تمام نوشته شما را خوانده ام و از نظر شما در اين باره نيز آگاه هستم ؛ شما هم در اين پست و هم در پست هاي قبلي اشاره كرده بوديد كه حافظه و آگاهي تنها يك چينش است .
من نيز با شما همداستان هستم .
اما يك سوال ديگر براي من پيش مي آيد ؛ پس اين حجم مورد نظر و بازي هاي زباني ديگري كه درباره حافظه آدمي در گرفته است چيست ؟!
و تصور مي كنم پاسخ نيز اين باشد ؛ اشغال كردن حجم توسط حافظه بي معني است !

پ.ن : اين سوال را تنها براي رد ادعاي اولين پست خود در اين جستار بيان كردم .

Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:46   #68
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط مزدك

چرا
تلويزيون هم انهمه حجم و وسايل الكترونيك را تنها براي
آن دارد كه بتواند آگاهي ها را بصورت چينش الكترون ها
در لامپ تصوير ساماندهي كند، چرا كه همچنان كه گفته شد
آگاهي نياز به محمل و بستر مادي دارد. يعني چيزي بايد
باشد كه بتواند چيده شده و يك آگاهي را بسازد و چيزي هم بايد
باشد كه معني و مفهوم اين چينش را درك كند و معمولاً
هم چيننده و هم خواننده اين چينش همساز و يكي هستند .
خب ؛ بحث درباره تلويزيون كه دوست ديگرمان مطرح كرده بودند ؛ بي معناست ! (‌هر چند مثال دوست ما نيز ؛ اشكالات بي شماري دارد ؛ مقايسه جرم تلويزيون با جرم حافظه معنايي ندارد )
چون در پست قبل به دليل مطرح كردن آن موضوع ( كه در حقيقت نفي اشغال حجم توسط حافظه ) بود ؛ اشاره كردم .
اما درباره قسمتهاي قرمز رنگ ؛ كه بخش اصلي صحبتهاي من را نيز در بر خواهد گرفت ؛ سخن بسيار دارم كه آنها را به بعد از تعاريف شما از مفهوم و ماده موكول مي كنم .


Last edited by Orphée : امروز at 16:48.
Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:50   #69
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط کارنگ
با درود
اقای ارفی
با اینکه نوشته های مزدک گرامی به حدی استادانه و مفید هستند که من دیگر نیازی به شرح دیگری نمی بینم
اما
با اجازه از شما سوالی دارم
هدفم از پرسیدن این پرسش اینست که بدانم ایا شما وا قعا نوشته های مرا متوجه شدید یا نه؟؟
پرسش اینست:
در پروسه یاد گیری یک مطلب جدید در مغز چه اتفاقی می افتد؟
درود

خير ؛ بنده در پي يادگيري چگونگي سيستم حافظه و مغز نيستم .
پرسش اصلي من ؛ درباره دنياي مفاهيم است .

شاد باشيد .
Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 16:59   #70
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée
گرامي ؛ براي پاسخ دادن به پيام مزدك عزيز ؛ نيازمند دانستن تعاريف ايشان از دو عبارت مفهوم و ماده هستم .
پس از پاسخ ايشان به اين دو سوال ؛ خط به خط آن پيام را پاسخ خواهم داد .


شايد شما تا كنون مثلاً بازي Age of Empires را بازي كرده باشيد.
در آن بازي ، شما داراي يك كشور و سربازان و مردم و مزارع كشاورزي
و آموزشگاه ها و .. هستيد و براي سروري در جهان ، بر عليه كشور هاي
ديگر كه گرداننگان آن ميتوانند بازيكنان حقيقي ديگر يا خود رايانه باشد، بازي
ميكنيد. در آن جهان آدمها با هم سخن ميگويند و كار ميكنند و ميكارند و جنگ
ميكنند و غيره. آن جهان داراي قوانين ويژه ئ خود است و اعضاي ان جهان
مطابق آن قوانين رفتار ميكنند. آن جهاني بسته براي خودش است و حاصل
هر عملي از سوي هر سرباز يا فيگور ديگر، نتيجه اي در آن جهان دارد كه با
قوانين آن جهان محاسبه ميشود. ميكرب سرما خوردگي در اين جهان ، نميتواند
يك آدم را در آن جهان بيمار كند. اين درست مانند تعريف يك حلقه يا ring در
دانش رياضي است كه مجموعه اي بسته است كه در آن عدد ها عمل هاي
رياضي ويژه آن ring تعريف شده است، بگونه اي كه حاصل اين اعمال نيز
عددي است كه در آن حلقه وجود دارد ( اگر وجود نداشته باشد ديگر حلقه
و بسته در خود نيست). خوب، اين جهان در اين بازي بنوعي وجود دارد
و بنوعي وجود ندارد ! وجود دارد، چون آن همان الكترون ها و مدار هايي
هستند كه اين جهان را بروي مانيتور رايانه ميچينند ولي اگر به اين الكترون ها
و مدار ها، بنگريم، يا مثلاً اين مدار ها را لحيم كنيم، در آنها هيچ سرباز و
مزرعه و باغ و درخت و كاخ و مدرسه اي نميبينيم، پس كاخ و درخت و سرباز
و مزرعه، آن و همان وجودي را كه در جهان خارجي دارند، در اين بازي ندارند،
گرچه وجود در چينش مادي را در قالب همان نرم افزار و مدار و .. دارند،
ولي مفهوم سرباز و باغ و غيره ، تنها زماني پديد منيايد كه دستگاه خوانش و
تفسير گري اين چينش را خوانده درك نمايد.
پس آگاهي ، يك وجود ذهني است كه داراي وجود و بستر مادي است و
ولي وجود مادي او همان وجود ذهني نيست، اين دو وجود دو روي
يك سكه و يا بهتر بگوييم، يكي بازتاب ديگري است.
آگاهي به همين سبب نيز نسبي است و بسته به دستگاه تفسير گر دگرگون
ميشود.
براي نمونه، شما در جايي واژه ئ " دار " را ميبينيد. مفهومي كه
از آن برداشت ميكنيد، بسته به دستگاه تفسير شماييكه ايراني
و فارسي زبان هستيد اينست : چوبي براي اعدام، درخت، ( دارو درخت)، داشته باش...
حال يك اعرابي اگر اين واژه را ببيند در دستگاه تفسير گر وي اين مفهوم
نقش ميبندد : سـَرا، خانه، جا، ( مانند دارالمجانين = سراي ديوانگان )

پس مفاهيم نسبي بوده و در جهان ذهني ما ، مانند همان جهان آن بازي
وجود دارند، ولي بازتاب چينش هايي هستند كه در جهان خارج وجود دارند.
گاهي اين چينش ها بسيار روشن است، مثلاً خود يك درخت هم چيزي نيست
جز چينش اتم ها و مولكولهاي سلولز و نميدانم آب و كلروفيل و غيره و
شما اين چينش را مستقيماً ديده و ذهن خود مفهوم درخت را پديد مياوريد.
كمي سخت تر و مجرد تر، ديدن تصوير مثلاً نقاشي شده ئ درخت است كه بازهم اگر
خيلي بد نكشيده باشند، مفهوم درخت را در مغز شما پديد مي آورد
(امّا خود درخت ديگر نيست ).
چيني ها همين شيوه را پي گرفته و براي درخت، يك نماد و سمبل كه همانند
درخت هم بنگر ميرسد، سود برده اند و در الفباي تصويري خود بكار ميبرند.
ملت هاي هوشمند تر، از چينش چند نماد و سمبل كه هر كدام نماينده ي يك
آواي انساني هستند سود برده اند و و بسته به كــُد كاربري مشترك خود
آنرا بصورت " درخ ت "، يا "tree " ، " baum "، " arbre " ، ..
نشان ميدهند. از اين رو از الفباي تصويري كه يك درجه تجريدي پايين تر از
الفباي آوايي است، در فرودگاه ها و جاهاييكه مردم با زبان هاي گوناگون
وجود دارند سود ميبرند، مانند نماد توالت مردانه و زنان، كوشك تلفن،
دروازه هواپيما هاي فرود آينده و دروازه هواپيما هاي روانه و ...

Last edited by مزدك : امروز at 17:05.
مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 17:21   #71
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط مزدك

شايد شما تا كنون مثلاً بازي Age of Empires را بازي كرده باشيد.
در آن بازي ، شما داراي يك كشور و سربازان و مردم و مزارع كشاورزي
و آموزشگاه ها و .. هستيد و براي سروري در جهان ، بر عليه كشور هاي
ديگر كه گرداننگان آن ميتوانند بازيكنان حقيقي ديگر يا خود رايانه باشد، بازي
ميكنيد. در آن جهان آدمها با هم سخن ميگويند و كار ميكنند و ميكارند و جنگ
ميكنند و غيره. آن جهان داراي قوانين ويژه ئ خود است و اعضاي ان جهان
مطابق آن قوانين رفتار ميكنند. آن جهاني بسته براي خودش است و حاصل
هر عملي از سوي هر سرباز يا فيگور ديگر، نتيجه اي در آن جهان دارد كه با
قوانين آن جهان محاسبه ميشود. ميكرب سرما خوردگي در اين جهان ، نميتواند
يك آدم را در آن جهان بيمار كند. اين درست مانند تعريف يك حلقه يا ring در
دانش رياضي است كه مجموعه اي بسته است كه در آن عدد ها عمل هاي
رياضي ويژه آن ring تعريف شده است، بگونه اي كه حاصل اين اعمال نيز
عددي است كه در آن حلقه وجود دارد ( اگر وجود نداشته باشد ديگر حلقه
و بسته در خود نيست). خوب، اين جهان در اين بازي بنوعي وجود دارد
و بنوعي وجود ندارد ! وجود دارد، چون آن همان الكترون ها و مدار هايي
هستند كه اين جهان را بروي مانيتور رايانه ميچينند ولي اگر به اين الكترون ها
و مدار ها، بنگريم، يا مثلاً اين مدار ها را لحيم كنيم، در آنها هيچ سرباز و
مزرعه و باغ و درخت و كاخ و مدرسه اي نميبينيم، پس كاخ و درخت و سرباز
و مزرعه، آن و همان وجودي را كه در جهان خارجي دارند، در اين بازي ندارند،
گرچه وجود در چينش مادي را در قالب همان نرم افزار و مدار و .. دارند،
ولي مفهوم سرباز و باغ و غيره ، تنها زماني پديد منيايد كه دستگاه خوانش و
تفسير گري اين چينش را خوانده درك نمايد.

پس مي توانيم دو و يا چند جهان داشته باشيم كه هر يك قواعد خاص خود را داشته باشند ؛ اين جهانها مي توانند قابليت تاثير گذاري در يكديگر را داشته و يا نداشته باشند .
اين قسمت را براي ادامه بحث نگه داريم .
نقل قول:

پس آگاهي ، يك وجود ذهني است كه داراي وجود و بستر مادي است و
ولي وجود مادي او همان وجود ذهني نيست، اين دو وجود دو روي
يك سكه و يا بهتر بگوييم، يكي بازتاب ديگري است.
آگاهي به همين سبب نيز نسبي است و بسته به دستگاه تفسير گر دگرگون
ميشود.
براي نمونه، شما در جايي واژه ئ " دار " را ميبينيد. مفهومي كه
از آن برداشت ميكنيد، بسته به دستگاه تفسير شماييكه ايراني
و فارسي زبان هستيد اينست : چوبي براي اعدام، درخت، ( دارو درخت)، داشته باش...
حال يك اعرابي اگر اين واژه را ببيند در دستگاه تفسير گر وي اين مفهوم
نقش ميبندد : سـَرا، خانه، جا، ( مانند دارالمجانين = سراي ديوانگان )
پس مفاهيم نسبي بوده و در جهان ذهني ما ، مانند همان جهان آن بازي
وجود دارند، ولي بازتاب چينش هايي هستند كه در جهان خارج وجود دارند.
گاهي اين چينش ها بسيار روشن است، مثلاً خود يك درخت هم چيزي نيست
جز چينش اتم ها و مولكولهاي سلولز و نميدانم آب و كلروفيل و غيره و
شما اين چينش را مستقيماً ديده و ذهن خود مفهوم درخت را پديد مياوريد.
كمي سخت تر، ديدن تصوير مثلاً نقاسي شده ئ درخت است كه بازهم اگر
خيلي بد نكشيده باشند، مفهوم درخت را در مغز شما پديد مي آورد. چيني ها
همين شيوه را پي گرفته و براي درخت، يك نماد و سمبل كه همانند درخت
هم بنگر ميرسد، سود برده اند و در الفباي تصويري خود بكار ميبرند.
ملت هاي هوشمند تر، از چينش چند نماد و سمبل كه هر كدام نماينده ي يك
آواي انساني هستند سود برده اند و و بسته به كــُد كاربري مشترك خود
آنرا بصورت " درخ ت "، يا "tree " ، " baum "، " arbre " ، ..
نشان ميدهند. از اين رو از الفباي تصويري كه يك درجه تجريدي پايين تر از
الفباي آوايي است، در فرودگاه ها و جاهاييكه مردم با زبان هاي گوناگون
وجود دارند سود ميبرند، مانند نماد توالت مردانه و زنان، كوشك تلفن،
دروازه هواپيما هاي فرود آينده و دروازه هواپيما هاي روانه و ...

اگر درست متوجه شده باشم ؛ مفهوم و چينش دو معناي متفاوت در ديدگاه شما دارند .
در حقيقت چينش را مقدمه اي براي فهميدن مي دانيد .
بسيار خوب ؛ اين سخنان شما نيز براي من قابل قبول است .
اگر موافق باشيد ؛ بحث را درباره مفهوم ادامه دهيم .
مفهوم متعلق به كدام دنياست ؟!پاسخ شما : جهان ذهني !
پرسش ديگر من : جهان ذهني را مي توان به عنوان جهاني موازات دنياي مادي در نگر گرفت ؟!

شما اشاره كرده ايد :
نقل قول:
پس مفاهيم نسبي بوده و در جهان ذهني ما ، مانند همان جهان آن بازي
وجود دارند، ولي بازتاب چينش هايي هستند كه در جهان خارج وجود دارند.
و اين مورد :«
نقل قول:
پس آگاهي ، يك وجود ذهني است كه داراي وجود و بستر مادي است و
ولي وجود مادي او همان وجود ذهني نيست،
اين تقسيم بندي خود نشان از وجود دو دنياي مادي و ذهني ( مفاهيم ) ندارد ؟!

Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 17:29   #72
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée
من تمام نوشته شما را خوانده ام و از نظر شما در اين باره نيز آگاه هستم ؛ شما هم در اين پست و هم در پست هاي قبلي اشاره كرده بوديد كه حافظه و آگاهي تنها يك چينش است .
من نيز با شما همداستان هستم .
اما يك سوال ديگر براي من پيش مي آيد ؛ پس اين حجم مورد نظر و بازي هاي زباني ديگري كه درباره حافظه آدمي در گرفته است چيست ؟!
و تصور مي كنم پاسخ نيز اين باشد ؛ اشغال كردن حجم توسط حافظه بي معني است !

پ.ن : اين سوال را تنها براي رد ادعاي اولين پست خود در اين جستار بيان كردم .


پاسخ اين پرسش هم در همان نوشته اصلي پيشين داده شد.
براي هرجزء و واحد آگاهي، جرمي لازم است كه براي چينش
بكار برود. يعني شما براي نشان دادن و چيدن حرف A مثلاً
به 10 مهره نياز داريد. براي چيدن حرف B هم 10 مهره نياز
داريد، پس براي چيدن واژه ئ BABA نياز به چهل مهره داريد
( نگاره پايين)

پس براي چيدن شاهنامه ئ فردوسي شما نياز به چند ميليون مهره ي
مادي داريد . حال از مولكول هاي مركب ink بعنوان مهره براي اين چينش سود
ميبريد كه آسان تر و كم جرم تر و ارزانتر است، ولي بدون اين مهره ها
هيچگونه چينشي شدني نيست. يعني شما بايد يك جعبه ي پر از مهره
داشته باشيد تا بتوانيد يك آگاهي " بزرگ " و چندين " بايتي" را بچينيد.

طبيعت هم براي ما ، اين جعبه ئ پر از مهره را داده است كه همان مغز و
سلولهاي خاكستري و نورون ها و .. باشند و در هنگام يادگيري، تنها
و تنها چينش اين ماده ئ موجود، دگرگون ميشود و بس. بگفته ئ پژوهشگران،
ما آنقدر " مهره " در جعبه داريم كه اگر چند سده هم زندگي بتوانيم بكنيم و ياد
بگيريم، باز هم مهره ئ استفاده نشده خواهيم داشت. با اين وجود، مغز چيز هاي
بي اهميتي را كه كاربرد ندارند را پاك ميكند و مهره ها را " آزاد " ميكند،( مانند
اينكه پريشب شام چي خورديم ! ) تا بهترين بازده ( راندمان ) را با كمترين redundance
( يعني اتلاف بيهوده ئ منابع ) بدست بياوريم.

مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 17:37   #73
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط مزدك

پاسخ اين پرسش هم در همان نوشته اصلي پيشين داده شد.
براي هرجزء و واحد آگاهي، جرمي لازم است كه براي چينش
بكار برود. يعني شما براي نشان دادن و چيدن حرف A مثلاً
به 10 مهره نياز داريد. براي چيدن حرف B هم 10 مهره نياز
داريد، پس براي چيدن واژه ئ BABA نياز به چهل مهره داريد
( نگاره پايين)


در اين باره حق به جانب شماست .
واحد حافظه داراي جرم است ؛ اما آگاهي ( جابه جايي جرمها ) تنها يك چينش است .
نقل قول:

پس براي چيدن شاهنامه ئ فردوسي شما نياز به چند ميليون مهره ي
مادي داريد . حال از مولكول هاي مركب ink بعنوان مهره براي اين چينش سود
ميبريد كه آسان تر و كم جرم تر و ارزانتر است، ولي بدون اين مهره ها
هيچگونه چينشي شدني نيست. يعني شما بايد يك جعبه ي پر از مهره
داشته باشيد تا بتوانيد يك آگاهي " بزرگ " و چندين " بايتي" را بچينيد.
طبيعت هم براي ما ، اين جعبه ئ پر از مهره را داده است كه همان مغز و
سلولهاي خاكستري و نورون ها و .. باشند و در هنگام يادگيري، تنها
و تنها چينش اين ماده ئ موجود، دگرگون ميشود و بس. بگفته ئ پژوهشگران،
ما آنقدر " مهره " در جعبه داريم كه اگر چند سده هم زندگي بتوانيم بكنيم و ياد
بگيريم، باز هم مهره ئ استفاده نشده خواهيم داشت. با اين وجود، مغز چيز هاي
بي اهميتي را كه كاربرد ندارند را پاك ميكند و مهره ها را " آزاد " ميكند،( مانند
اينكه پريشب شام چي خورديم ! ) تا بهترين بازده ( راندمان ) را با كمترين redundance
( يعني اتلاف بيهوده ئ منابع ) بدست بياوريم.

اين توضيحات براي من كاملا قانع كننده است .
Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 17:39   #74
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée

پس مي توانيم دو و يا چند جهان داشته باشيم كه هر يك قواعد خاص خود را داشته باشند ؛ اين جهانها مي توانند قابليت تاثير گذاري در يكديگر را داشته و يا نداشته باشند .
اين قسمت را براي ادامه بحث نگه داريم .

اگر درست متوجه شده باشم ؛ مفهوم و چينش دو معناي متفاوت در ديدگاه شما دارند .
در حقيقت چينش را مقدمه اي براي فهميدن مي دانيد .
بسيار خوب ؛ اين سخنان شما نيز براي من قابل قبول است .
اگر موافق باشيد ؛ بحث را درباره مفهوم ادامه دهيم .
مفهوم متعلق به كدام دنياست ؟!پاسخ شما : جهان ذهني !
پرسش ديگر من : جهان ذهني را مي توان به عنوان جهاني موازات دنياي مادي در نگر گرفت ؟!

شما اشاره كرده ايد :

و اين مورد :«
اين تقسيم بندي خود نشان از وجود دو دنياي مادي و ذهني ( مفاهيم ) ندارد ؟!


بله، روشن است كه دو گونه (نوع) جهان داريم،
جهان بيروني خارجي كه مطلق است و جهان دروني
كه ذهن هر كدام از ماست كه نسبي است و
بازتابي از جهان خارخي و بيروني بشمار ميرود،
يعني بدون جهان خارجي، جهان (هاي) ذهني وجود ندارد
ولي بدون جهان ذهني، جهان خارجي وجود دارد
به گفته ديگر، جهان بيروني و حقيقي اصل است
و جهان ذهني فرع و بازتاب آن جهان در " آيينه "

بر اين پايه، اين دو گونه جهان را نميتوان موازي هم قرار داد
چرا كه وجود يكي وابسته به وجود ديگري است و
دستگاه ( هايي ) كه جهان ذهني را پديد مياورد نيز بخشي از
جهان بيروني و كاملاً مادي است ( پروتئين يا سيليسم ..) ،بلكه
شما ميتوانيد اين جهان ها را بصورت هيرآرشيك ( خوشه ئ انگور مثلاً )
تصور كنيد، يك محور و شاخه ئ اصلي (= يك جهان بيروني ) كه جهان
هاي ذهني هركدام از ما مانند حبه هاي انگور از آن آويخته و بدان وابسته اند.
مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 17:45   #75
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée
در اين باره حق به جانب شماست .
واحد حافظه داراي جرم است ؛ اما آگاهي ( جابه جايي جرمها ) تنها يك چينش است .
...
نقل قول:
پست شده توسط _ _
يه ايرادي كه سوالهاي شما داره اينه كه كميتهاي مختلف رو با هم ديگه به دلخواه مخلوط مي كنين. فقط خواستم اين نقطه رو متذكر بشم. به نظر من جواب اين سوال شما رو مزدك داده بود.
مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 17:52   #76
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط مزدك

بله، روشن است كه دو گونه (نوع) جهان داريم،
جهان بيروني خارجي كه مطلق است و جهان دروني
كه ذهن هر كدام از ماست كه نسبي است و
بازتابي از جهان خارخي و بيروني بشمار ميرود،
يعني بدون جهان خارجي، جهان (هاي) ذهني وجود ندارد
ولي بدون جهان ذهني، جهان خارجي وجود دارد
به گفته ديگر، جهان بيروني و حقيقي اصل است
و جهان ذهني فرع و بازتاب آن جهان در " آيينه "

بر اين پايه، اين دو گونه جهان را نميتوان موازي هم قرار داد
چرا كه وجود يكي وابسته به وجود ديگري است و
دستگاه ( هايي ) كه جهان ذهني را پديد مياورد نيز بخشي از
جهان بيروني و كاملاً مادي است ( پروتئين يا سيليسم ..) ،بلكه
شما ميتوانيد اين جهان ها را بصورت هيرآرشيك ( خوشه ئ انگور مثلاً )
تصور كنيد، يك محور و شاخه ئ اصلي (= يك جهان بيروني ) كه جهان
هاي ذهني هركدام از ما مانند حبه هاي انگور از آن آويخته و بدان وابسته اند.


اي بابا !
مزدك جان ؛ من و شما كه در اين باره اختلاف نگري نداشتيم !
اما درباره موازي بودن ؛ نيز بار ديگر تعاريف شخصي من ؛ دردسر ساز شده است .

(‌ببينيد ؛ من مي توانم يك موجود ۸ سر ؛ با ده دست را تصور كنم ! اين تصور در حقيقت حاصل خطا در چيدمان هاست ؟! پاسخ من به اين پرسش مثبت است )

پ.ن : دوستان ديگري هستند كه با من به دليل همان متن قرمز رنگ ؛ مخالفت داشته باشند . در انتظار حضور آن دوستان هستيم . )
Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 18:03   #77
مزدك
dubito, ergo sum

مزدك's Avatar

Gender India
تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط Orphée

..(‌ببينيد ؛ من مي توانم يك موجود ۸ سر ؛ با ده دست را تصور كنم ! اين تصور در حقيقت حاصل خطا در چيدمان هاست ؟! پاسخ من به اين پرسش مثبت است )
.. ) [/i]

خير
اين حاصل خطا نيست. بلكه مغز ميتواند مفاهيم و بازتاب هاي جهان
خارجي را كه در آن ثبت شده است، باهم تركيب كند. براي همين
ميتواند مفهوم سر را با عدد 8 و مفهوم دست را با عدد 10 و همه ي
اينها را هم باهم، تركيب كرده و بدين ترتيب، در جهان ذهني شما يك
موجود 8 سري و 10 دستي " پديد " ميايد. اين همان توانايي پندار يا
تخيل است كه سبب پديد آمدن موجوداتي مانند فرشته، موجودي كه
شكل آدمي دارد ولي نوراني است و بال هم دارد و .. هم شده است
و همچنين سبب اختراعات بسيار، مانند زيردريايي كه از تركيب بديع
ذهني ماهي و موتور و .. پديد آمده و سپس انسان توانسته است كه
اين موجود ذهني خود را بياري دانش و فند، در جهان خارجي هم
ساخته و با " تركيب " اجرام، آنرا پديد بياورد. ( جهان سوم يا چهارم ؟ !
در طبقه بندي پوپري )

ولي مغز شماو من، نميتواند چيز هايي را كه نميشناسد و مفهوم آن در
مغزش وجود ندارد، باهم تركيب كند. مثلاً يك بچه عرب كه در عمرش
برف نديده است، نميتواند يك آدم برفي را مانند يك بچه اروپايي در ذهن
با تركيب آدم و برف پديد بياورد تا چه رسد به اينكه آنرا بسازد. بلكه
او ممكن است يك آدم سنگي و يا شني و يا ساخته شده از خرما را
تصور كند و آنرا بسازد ( مانند آن بت كعبه كه از خرما ساخته شده بود)
مزدك is online now   Edit/Delete Message Reply With Quote Quick reply to this message
Unread امروز, 18:08   #78
Orphée
lost highway

Orphée's Avatar

Gender Iran
تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
پيش فرض

نقل قول:
پست شده توسط مزدك
بله ؛ من به اين امر معترف هستم و اين تاواني است كه براي شر.ع مجدد بايد بپردازم .
مدتي هست كه ساختار شكني در مفاهيم را آغاز كرده ام ؛ و اين ساختار شكني عواقبي را نيز براي من در بر داشته است ؛‌زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه تعاريف مورد نگر من ؛ با تعاريف فرد مقابل يكسان باشد .
پس سعي مي كنم در ابتدا و يا ميانه بحث ؛ گفتگو را بر اساس تعاريف طرف مقابل پيش ببرم ؛ كه با تعاريفي كه شما از مفهوم و ماده ارائه كرديد ؛ بحث نيز شكل منطقي خود را پيدا كرد .

اميدوارم هميشه شاد باشيد ؛ سال نو خوبي را براي شما و خانواده محترم آرزو مي كنم .
Orphée is offline Report Bad Post   Reply With Quote Quick reply to this message
پاسخ


پاسخ سريع (براي تغيير زبان ويرايشگر كليدهاي Shift و Alt را همزمان بفشاريد.)
پيام:
Bold
Italic
Underline
Wrap [QUOTE] Tags
لبخندها
1101801728 4u a2 B02 1apls 1liarrr
donott n2 n5 1101801961 Confu04 a3
1Biggrin n17 uyes unoo 1crrrry
1101803695 Shame01 gol 1101802575 Hmmm 1blnkk ltbit
1101803553 Rdhrt 1prayy 1101802218 Evlgrn 1101802131 Drnkwn 1101804183 Ywn1
1101802612 Hrslaugh1 uthan 1101803999 Tomatt jwl n11
[بيشتر]
اختيارات

اختيارات موضوع جستجوي اين موضوع
جستجوي اين موضوع:

جستجوي پيشرفته
شيوه نمايش درجه گذاري موضوع
درجه گذاري موضوع:

قوانين پست
You may post new threads
You may post replies
You may not post attachments
You may edit your posts

vB کد روشن
[IMG] کد روشن
HTML کد خاموش
تالارها




زمان به وقت GMT +5.5. ساعت هم اکنون 18:14.