|
امروز, 12:47 |
#61 |
|
عضو تاريخ ثبت نام: Nov 2003
امتياز: 3175 | پستها: 127
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
يه ايرادي كه سوالهاي شما داره اينه كه كميتهاي مختلف رو با هم ديگه به
دلخواه مخلوط مي كنين. فقط خواستم اين نقطه رو متذكر بشم. به نظر من جواب اين
سوال شما رو مزدك داده بود. |
|
|
امروز, 12:49 |
#62 | |
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
پس از پاسخ ايشان به اين دو سوال ؛ خط به خط آن پيام را پاسخ خواهم داد . ![]() ______________________________________________________ براي انتخاب كاربران و جستارهاي برتر تالار هنر ؛ منتظر حضور گرم شما هستيم ! | |
|
|
امروز, 13:21 |
#63 |
|
عضو فعال |
اورفه به نظرت نميرسه كه برداشت از مادي بودن يه پديده فقط به معني
داشتن جرم و اشغال فضا نباشه؟
اين تعريف ماده است . اما پديده مادي هم همين تعريف شاملشه؟ من تو پستاي قبلي ام يه جا نوشتم كه مادي بودنو به قابل شناخت يا سنجش بودن توسعه بديم. فكر نميكني اينجا محل اشكالي هست؟ ______________________________________________________ تن ما به ماه ماند كه ز مهر ميگدازد دل ما به چنگ زهره كه گسسته تار بادا |
|
|
امروز, 16:26 |
#64 | |
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
شوربختانه گويا شما همه ي بند هاي نوشته ي مرا نخوانديد و از برخي جا ها كه بديد شما " راهگشا " است، دچار شعف شديد. من به روشني گفتم كه آگاهي و حافظه، نياز به محمل و بستر مادي ( همان چينش مادي كه بدون ماده امكان پذير نيست) دارد و تنها خود آن آگاهي كه در اين چينش پنهان است، يك مفهوم ذهني است و نيازي به جرم و حجم و ... ندارد، مانند يك عدد كه مفهومي ذهني است ( گرچه بازتاب كميت در جهان خارج است) ______________________________________________________ با لشـكـر درد در نـبــردا كه تـويـي - دردِ همه را به دوش دردا كه تويي )( اي نام تو پرده پـوش نامـردستـان - مـردا كه تويي بزرگمـردا كه تـويي | |
|
|
امروز, 16:31 |
#65 | |
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
چرا تلويزيون هم انهمه حجم و وسايل الكترونيك را تنها براي آن دارد كه بتواند آگاهي ها را بصورت چينش الكترون ها در لامپ تصوير ساماندهي كند، چرا كه همچنان كه گفته شد آگاهي نياز به محمل و بستر مادي دارد. يعني چيزي بايد باشد كه بتواند چيده شده و يك آگاهي را بسازد و چيزي هم بايد باشد كه معني و مفهوم اين چينش را درك كند و معمولاً هم چيننده و هم خواننده اين چينش همساز و يكي هستند . | |
|
|
امروز, 16:34 |
#66 |
|
عضو |
با درود
اقای ارفی با اینکه نوشته های مزدک گرامی به حدی استادانه و مفید هستند که من دیگر نیازی به شرح دیگری نمی بینم اما با اجازه از شما سوالی دارم هدفم از پرسیدن این پرسش اینست که بدانم ایا شما وا قعا نوشته های مرا متوجه شدید یا نه؟؟ پرسش اینست: در پروسه یاد گیری یک مطلب جدید در مغز چه اتفاقی می افتد؟ ______________________________________________________ علم به تندی پیش می رود و حقیقت را از افسانه جدا می سازد |
|
|
امروز, 16:38 |
#67 | |
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
من نيز با شما همداستان هستم . اما يك سوال ديگر براي من پيش مي آيد ؛ پس اين حجم مورد نظر و بازي هاي زباني ديگري كه درباره حافظه آدمي در گرفته است چيست ؟! و تصور مي كنم پاسخ نيز اين باشد ؛ اشغال كردن حجم توسط حافظه بي معني است ! پ.ن : اين سوال را تنها براي رد ادعاي اولين پست خود در اين جستار بيان كردم . ![]() | |
|
|
امروز, 16:46 |
#68 | |
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
چون در پست قبل به دليل مطرح كردن آن موضوع ( كه در حقيقت نفي اشغال حجم توسط حافظه ) بود ؛ اشاره كردم . اما درباره قسمتهاي قرمز رنگ ؛ كه بخش اصلي صحبتهاي من را نيز در بر خواهد گرفت ؛ سخن بسيار دارم كه آنها را به بعد از تعاريف شما از مفهوم و ماده موكول مي كنم . ![]() Last edited by Orphée : امروز at 16:48. | |
|
|
امروز, 16:50 |
#69 | |
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
خير ؛ بنده در پي يادگيري چگونگي سيستم حافظه و مغز نيستم . پرسش اصلي من ؛ درباره دنياي مفاهيم است . شاد باشيد . | |
|
|
امروز, 16:59 |
#70 | |
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
شايد شما تا كنون مثلاً بازي Age of Empires را بازي كرده باشيد. در آن بازي ، شما داراي يك كشور و سربازان و مردم و مزارع كشاورزي و آموزشگاه ها و .. هستيد و براي سروري در جهان ، بر عليه كشور هاي ديگر كه گرداننگان آن ميتوانند بازيكنان حقيقي ديگر يا خود رايانه باشد، بازي ميكنيد. در آن جهان آدمها با هم سخن ميگويند و كار ميكنند و ميكارند و جنگ ميكنند و غيره. آن جهان داراي قوانين ويژه ئ خود است و اعضاي ان جهان مطابق آن قوانين رفتار ميكنند. آن جهاني بسته براي خودش است و حاصل هر عملي از سوي هر سرباز يا فيگور ديگر، نتيجه اي در آن جهان دارد كه با قوانين آن جهان محاسبه ميشود. ميكرب سرما خوردگي در اين جهان ، نميتواند يك آدم را در آن جهان بيمار كند. اين درست مانند تعريف يك حلقه يا ring در دانش رياضي است كه مجموعه اي بسته است كه در آن عدد ها عمل هاي رياضي ويژه آن ring تعريف شده است، بگونه اي كه حاصل اين اعمال نيز عددي است كه در آن حلقه وجود دارد ( اگر وجود نداشته باشد ديگر حلقه و بسته در خود نيست). خوب، اين جهان در اين بازي بنوعي وجود دارد و بنوعي وجود ندارد ! وجود دارد، چون آن همان الكترون ها و مدار هايي هستند كه اين جهان را بروي مانيتور رايانه ميچينند ولي اگر به اين الكترون ها و مدار ها، بنگريم، يا مثلاً اين مدار ها را لحيم كنيم، در آنها هيچ سرباز و مزرعه و باغ و درخت و كاخ و مدرسه اي نميبينيم، پس كاخ و درخت و سرباز و مزرعه، آن و همان وجودي را كه در جهان خارجي دارند، در اين بازي ندارند، گرچه وجود در چينش مادي را در قالب همان نرم افزار و مدار و .. دارند، ولي مفهوم سرباز و باغ و غيره ، تنها زماني پديد منيايد كه دستگاه خوانش و تفسير گري اين چينش را خوانده درك نمايد. پس آگاهي ، يك وجود ذهني است كه داراي وجود و بستر مادي است و ولي وجود مادي او همان وجود ذهني نيست، اين دو وجود دو روي يك سكه و يا بهتر بگوييم، يكي بازتاب ديگري است. آگاهي به همين سبب نيز نسبي است و بسته به دستگاه تفسير گر دگرگون ميشود. براي نمونه، شما در جايي واژه ئ " دار " را ميبينيد. مفهومي كه از آن برداشت ميكنيد، بسته به دستگاه تفسير شماييكه ايراني و فارسي زبان هستيد اينست : چوبي براي اعدام، درخت، ( دارو درخت)، داشته باش... حال يك اعرابي اگر اين واژه را ببيند در دستگاه تفسير گر وي اين مفهوم نقش ميبندد : سـَرا، خانه، جا، ( مانند دارالمجانين = سراي ديوانگان ) پس مفاهيم نسبي بوده و در جهان ذهني ما ، مانند همان جهان آن بازي وجود دارند، ولي بازتاب چينش هايي هستند كه در جهان خارج وجود دارند. گاهي اين چينش ها بسيار روشن است، مثلاً خود يك درخت هم چيزي نيست جز چينش اتم ها و مولكولهاي سلولز و نميدانم آب و كلروفيل و غيره و شما اين چينش را مستقيماً ديده و ذهن خود مفهوم درخت را پديد مياوريد. كمي سخت تر و مجرد تر، ديدن تصوير مثلاً نقاشي شده ئ درخت است كه بازهم اگر خيلي بد نكشيده باشند، مفهوم درخت را در مغز شما پديد مي آورد (امّا خود درخت ديگر نيست ). چيني ها همين شيوه را پي گرفته و براي درخت، يك نماد و سمبل كه همانند درخت هم بنگر ميرسد، سود برده اند و در الفباي تصويري خود بكار ميبرند. ملت هاي هوشمند تر، از چينش چند نماد و سمبل كه هر كدام نماينده ي يك آواي انساني هستند سود برده اند و و بسته به كــُد كاربري مشترك خود آنرا بصورت " درخ ت "، يا "tree " ، " baum "، " arbre " ، .. نشان ميدهند. از اين رو از الفباي تصويري كه يك درجه تجريدي پايين تر از الفباي آوايي است، در فرودگاه ها و جاهاييكه مردم با زبان هاي گوناگون وجود دارند سود ميبرند، مانند نماد توالت مردانه و زنان، كوشك تلفن، دروازه هواپيما هاي فرود آينده و دروازه هواپيما هاي روانه و ... Last edited by مزدك : امروز at 17:05. | |
|
|
امروز, 17:21 |
#71 | ||||
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
پس مي توانيم دو و يا چند جهان داشته باشيم كه هر يك قواعد خاص خود را داشته باشند ؛ اين جهانها مي توانند قابليت تاثير گذاري در يكديگر را داشته و يا نداشته باشند . اين قسمت را براي ادامه بحث نگه داريم . نقل قول:
در حقيقت چينش را مقدمه اي براي فهميدن مي دانيد . بسيار خوب ؛ اين سخنان شما نيز براي من قابل قبول است . اگر موافق باشيد ؛ بحث را درباره مفهوم ادامه دهيم . مفهوم متعلق به كدام دنياست ؟!پاسخ شما : جهان ذهني ! پرسش ديگر من : جهان ذهني را مي توان به عنوان جهاني موازات دنياي مادي در نگر گرفت ؟! شما اشاره كرده ايد : نقل قول:
نقل قول:
![]() | ||||
|
|
امروز, 17:29 |
#72 | |
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
پاسخ اين پرسش هم در همان نوشته اصلي پيشين داده شد. براي هرجزء و واحد آگاهي، جرمي لازم است كه براي چينش بكار برود. يعني شما براي نشان دادن و چيدن حرف A مثلاً به 10 مهره نياز داريد. براي چيدن حرف B هم 10 مهره نياز داريد، پس براي چيدن واژه ئ BABA نياز به چهل مهره داريد ( نگاره پايين) پس براي چيدن شاهنامه ئ فردوسي شما نياز به چند ميليون مهره ي مادي داريد . حال از مولكول هاي مركب ink بعنوان مهره براي اين چينش سود ميبريد كه آسان تر و كم جرم تر و ارزانتر است، ولي بدون اين مهره ها هيچگونه چينشي شدني نيست. يعني شما بايد يك جعبه ي پر از مهره داشته باشيد تا بتوانيد يك آگاهي " بزرگ " و چندين " بايتي" را بچينيد. طبيعت هم براي ما ، اين جعبه ئ پر از مهره را داده است كه همان مغز و سلولهاي خاكستري و نورون ها و .. باشند و در هنگام يادگيري، تنها و تنها چينش اين ماده ئ موجود، دگرگون ميشود و بس. بگفته ئ پژوهشگران، ما آنقدر " مهره " در جعبه داريم كه اگر چند سده هم زندگي بتوانيم بكنيم و ياد بگيريم، باز هم مهره ئ استفاده نشده خواهيم داشت. با اين وجود، مغز چيز هاي بي اهميتي را كه كاربرد ندارند را پاك ميكند و مهره ها را " آزاد " ميكند،( مانند اينكه پريشب شام چي خورديم ! ) تا بهترين بازده ( راندمان ) را با كمترين redundance ( يعني اتلاف بيهوده ئ منابع ) بدست بياوريم. | |
|
|
امروز, 17:37 |
#73 | ||
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
واحد حافظه داراي جرم است ؛ اما آگاهي ( جابه جايي جرمها ) تنها يك چينش است . نقل قول:
اين توضيحات براي من كاملا قانع كننده است . | ||
|
|
امروز, 17:39 |
#74 | |
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
بله، روشن است كه دو گونه (نوع) جهان داريم، جهان بيروني خارجي كه مطلق است و جهان دروني كه ذهن هر كدام از ماست كه نسبي است و بازتابي از جهان خارخي و بيروني بشمار ميرود، يعني بدون جهان خارجي، جهان (هاي) ذهني وجود ندارد ولي بدون جهان ذهني، جهان خارجي وجود دارد به گفته ديگر، جهان بيروني و حقيقي اصل است و جهان ذهني فرع و بازتاب آن جهان در " آيينه " بر اين پايه، اين دو گونه جهان را نميتوان موازي هم قرار داد چرا كه وجود يكي وابسته به وجود ديگري است و دستگاه ( هايي ) كه جهان ذهني را پديد مياورد نيز بخشي از جهان بيروني و كاملاً مادي است ( پروتئين يا سيليسم ..) ،بلكه شما ميتوانيد اين جهان ها را بصورت هيرآرشيك ( خوشه ئ انگور مثلاً ) تصور كنيد، يك محور و شاخه ئ اصلي (= يك جهان بيروني ) كه جهان هاي ذهني هركدام از ما مانند حبه هاي انگور از آن آويخته و بدان وابسته اند. | |
|
|
امروز, 17:45 |
#75 | ||
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
نقل قول:
| ||
|
|
امروز, 17:52 |
#76 | |
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
اي بابا ! مزدك جان ؛ من و شما كه در اين باره اختلاف نگري نداشتيم ! اما درباره موازي بودن ؛ نيز بار ديگر تعاريف شخصي من ؛ دردسر ساز شده است . (ببينيد ؛ من مي توانم يك موجود ۸ سر ؛ با ده دست را تصور كنم ! اين تصور در حقيقت حاصل خطا در چيدمان هاست ؟! پاسخ من به اين پرسش مثبت است ) پ.ن : دوستان ديگري هستند كه با من به دليل همان متن قرمز رنگ ؛ مخالفت داشته باشند . در انتظار حضور آن دوستان هستيم . ) | |
|
|
امروز, 18:03 |
#77 | |
|
dubito, ergo sum ![]() تاريخ ثبت نام: Feb 2003
امتياز: 263572 | پستها: 10,054
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
خير اين حاصل خطا نيست. بلكه مغز ميتواند مفاهيم و بازتاب هاي جهان خارجي را كه در آن ثبت شده است، باهم تركيب كند. براي همين ميتواند مفهوم سر را با عدد 8 و مفهوم دست را با عدد 10 و همه ي اينها را هم باهم، تركيب كرده و بدين ترتيب، در جهان ذهني شما يك موجود 8 سري و 10 دستي " پديد " ميايد. اين همان توانايي پندار يا تخيل است كه سبب پديد آمدن موجوداتي مانند فرشته، موجودي كه شكل آدمي دارد ولي نوراني است و بال هم دارد و .. هم شده است و همچنين سبب اختراعات بسيار، مانند زيردريايي كه از تركيب بديع ذهني ماهي و موتور و .. پديد آمده و سپس انسان توانسته است كه اين موجود ذهني خود را بياري دانش و فند، در جهان خارجي هم ساخته و با " تركيب " اجرام، آنرا پديد بياورد. ( جهان سوم يا چهارم ؟ ! در طبقه بندي پوپري ) ولي مغز شماو من، نميتواند چيز هايي را كه نميشناسد و مفهوم آن در مغزش وجود ندارد، باهم تركيب كند. مثلاً يك بچه عرب كه در عمرش برف نديده است، نميتواند يك آدم برفي را مانند يك بچه اروپايي در ذهن با تركيب آدم و برف پديد بياورد تا چه رسد به اينكه آنرا بسازد. بلكه او ممكن است يك آدم سنگي و يا شني و يا ساخته شده از خرما را تصور كند و آنرا بسازد ( مانند آن بت كعبه كه از خرما ساخته شده بود) | |
|
|
امروز, 18:08 |
#78 | |
![]() lost highway ![]() تاريخ ثبت نام: Jan 2004
موقعيت: بزرگراه گمشده
امتياز: 94753 | پستها: 7,646
شيوه نمايش: (پيش فرض)
|
نقل قول:
مدتي هست كه ساختار شكني در مفاهيم را آغاز كرده ام ؛ و اين ساختار شكني عواقبي را نيز براي من در بر داشته است ؛زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه تعاريف مورد نگر من ؛ با تعاريف فرد مقابل يكسان باشد . پس سعي مي كنم در ابتدا و يا ميانه بحث ؛ گفتگو را بر اساس تعاريف طرف مقابل پيش ببرم ؛ كه با تعاريفي كه شما از مفهوم و ماده ارائه كرديد ؛ بحث نيز شكل منطقي خود را پيدا كرد . اميدوارم هميشه شاد باشيد ؛ سال نو خوبي را براي شما و خانواده محترم آرزو مي كنم . ![]() | |
|
|
![]() |
| اختيارات موضوع | جستجوي اين موضوع |
| شيوه نمايش | درجه گذاري موضوع |
|
|
