روایت اول: حزب یونیون خانم آنگلا مرکل را برای صدرات – صدر اعظم اختیاراتش تقریباً همانند رئیس جمهور در کشور ماست – دوره بعد آلمان معرفی کرد. همین خانم مرکل، که غالباً به خاطر رفتار و شخصیت بالنسبه مردانه اش مورد انتقاد زنان ِ آلمانی است، در دوره قبل بنا به ملاحظات مردانه حزبش مجبور شد، به نفع آقای اشتویبر کنار برود (که در انتخابات هم شکست خورد). امروز هم هنوز خیلی ها سووال میکنند، آیا آلمان پذیرش یک صدراعظم زن را (هر چند که اکثر زنان آلمانی این خانم را به هیچ وجه نماینده خود نمی دانند) دارد یا خیر؟
********************************
روایت دوم: نماینده (های؟) کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران از حضور در مصاحبه تلویزیونی ای که نماینده انتخاباتی آقای میم یک زن بود سرباز زد(ند؟). می توانم تصور کنم که اظهارات رد و بدل شده یک چیزی توی این مایه ها بوده است:
نماینده انتخاباتی آقای الف: معصومه خانوم باشه، من نمی آم. این زنها تازگی رویشان خیلی زیاد شده است. تازه اگر به همین معصومه رو بدهیم، پس فردا خودش رو رجل سیاسی حس میکنه و واسه خودمون شاخ میشه...
نماینده انتخاباتی آقای ب: من با زن جماعت سر یک میز نمی شینم. ما مجالس شام و نهارمان هم با منزل (مادر بچه ها به اصطلاح بعضی افراد ِ بسیار متدین) سر یک سفره نمی شینم، حالا بیایم با منزل یکی دیگه (معصومه خانم منظورشانند) مناظره بکنم. اصلا ً همه شان را باید حبس در همان منزل کرد.
نماینده انتخاباتی آقای جیم: آقا خونتان را کثیف نکنید، این معصومه خانم را عذرش را میخواهیم ولی خودمانیمها این خانم ها برای معلم ابتدایی (دبستان) که خوب هستند. این بنده زاده ما انقدر مرید مربی مهد(کودک)شان خانم یمینی شده است که ما حتی منزل هم که مشکلی با بنده زاده داریم، زنگ میزنیم به ایشان که با دو کلمه حرف این بچه شرور را مثل پنبه نرم میکند (البته ایشان در این اینجا از اشاره به دیگر خدماتی که اشخاصی همچون خانم ِx به شخص خودشان یعنی پدر بنده زاده میدهد چشم پوشی کرده و لزومی به توضیح بیشتر نمی بیند).
نماینده انتخاباتی آقای دال (پایش را به زمین میکوبد): آقا جان جای زن این جا نیست. تمام.
... و بحث در پشت درهای بسته استودیوی تلویزیونی ادامه پیدا میکند.
کارگردان و تهیه کننده مصاحبه: معصومه خانم را عذرش را خواستیم. خواهش میکنیم ناراحت نشوید.
********************************
پیوست: گفته میشود همین آقای میم که اکنون نماینده انتخاباتی اش برای مناظره تلویزیونی معصومه خانم بوده است در تمام مدت منصبش یک زن را نیز به عنوان رئیس یکی ازسازمانهای تابعه اش انتخاب نکرده است. این که کسی یا کسانی، اینطور مثل آقایان الف، ب، جیم، دال و میم باشند برایم دیگر چیزی عجیبی نیست، سالها باید تا این دنیای مردانه و مردان "مرد صفتش (؟!)" عوض شوند، اما اینکه این مردها و آن مردها برای منافعشان برای زنان نقش های ظاهرالصلاح بازی میکنند، حالم را بهم می زند. اینها و آنها که اینگونه زنانی مثل "کلمنتينا کانتونی" را برای مقاصد شان به بازی میگیرند، هر دو به یک اندازه شایسته "تفی" بر چهره هستند. بعضی وقتها فکر میکنم، برای ما زنها دنیا "دنیای کثیفتری" است.
*******************
Human Rights!