تصادفاً در جایی زندگی میکنم که در نزدیکی محل دیدار عمو بوش است و دیشب هم اتفاقی در شهری بودم،که لورای نازنین (زن عمو بوش منظورمه) شب را بسر آورد و از طرفی هم ژرمنهای دور و برم، صحبتشان در این دو سه روز اخیر فقط دیدار عمو بوش بوده است، به همین دلیل گفتم یک کمی از دیده ها و شنیده هایم برایتان تعریف کنم:
همسر توماس توی یک شهرک نظامی آمریکایی (مستقر در خاک آلمان) کار میکند، که لورا خانم قرار بود، دیروز از آنجا هم بازدید کند. حتی قرار بود، که لورا جان سری هم به محل کار شان بزند. از مدتها قبل حسابی توی محل کارش همه (طبعاً آمرِیکایی ها توی شهرک نظامی منظورمه) هیجان زده و امیدوار بودند، که لورا را شخصاً ملاقات کنند. حالا من متحیرم که دیدار زن عمو به عمو چه ربط دارد؟ یادم باشه فردا از توماس بپرسم، بالاخره لورا خانم به قسمت خانمش سر زد یا نه؟ دیشب هم که ویسبادن بودم – شهری که لورا خانم هم دیشب آنجا تشریف داشتند، به دلایل امنیتی جدا از همسر گرامی –، هنوز خیابان ها را نبسته بودند، ولی امروز قرار بود، قسمتی از مرکزشهر را قرنطینه کنند. مثلاً به ساکنین خیابان ویلهلم شتراسه که خیابانی با بوتیکهای گرانقیمت است و قرار بود لورا جان امروز در آنجا "شاپینگ" کنند، دستور داده بودند، از خانه خارج نشوند. حتی پنجره ها را باز نکنند و از پشت پنجره هم به تماشا یا دست تکان دادند، نایستند. با چند نفر از ساکنین شهر که صحبت میکردم حسابی عصبانی بودند، که به خاطر سرکار خانم متحمل اینهمه دردسر شده اند. در شهر ماینز، شهری که شرودر و عمو بوش همدیگر را ملاقات کردند، محدودیت های بیشتری اعمال شده بودند. در مسیر حرکت اتومبیل بوش تمام دریچه های کانال فاضلاب را جوش داده و مسدود کرده بودند. ده هزار پلیس در شهر به حالت آماده باش بسر میبردند. مرکز شهر به طور کامل قرنطینه شده بود، به قول یکی از آشنایان مگس هم پرنمی زده است. بالای پشت بامها پر از تک تیرانداز های آلمانی بوده اند، البته تعداد زیادی هم مامورین آمریکایی به آنجا آمده بودند، که کسی آماری از آنها خبر ندارد. قرنطینه کردن ساکنین در مسیر عبور عمو بوش در منازلشان ، بالطبع شدید تر از مسیر لورا خانم بوده است، مغازه دار های مسیر به بستن مغازه مجبور شده بودند. به ساکنین منطقه قرنطینه گفته شده بود، حتی در صوریتکه به صورت اضطراری به ملاقات پزشک نیاز داشته باشند، یک پلیس آنها را از در خانه همراهی خواهد کرد. هفتاد پرواز فرودگاه بین المللی فرانکفورت، به خاطر این دیدار لغو یا به تعویق افتاده بود. خلاصه که همه این حکایت ها باعث شده بود که دوستان و همکاران آلمانی ام، حسابی از بابت این همه محدودیت و هزینه هایی که دیدار عمو بوش به آلمان تحمیل کرده بود، شاکی و ناراضی باشند. حتی خبرنگارهای آلمانی هم از استاندار صریحا رقمی را که برای این بازدید هزینه شده بود، بازخواست کرده بودند، که البته ایشون هم از پاسخ طفره میروند. توی شهر من هم از دو سه هفته قبل، خیلی از جاها اعلامیه برای شرکت در تظاهرات ضد سیاست های بوش نصب شده بود، ولی عملاً با محدود کردن حرکت قطارها به ماینز، امکان رفتن به آنجا برای همه نبود، مسیرهای اتومبیل منتهی به شهر ماینز را هم چند ساعت بسته بودند. باهمه محدودیت هایی که برای جلوگیری از یک تظاهرات در شهر ماینز به وجود آمده بود، هفت هزار نفر توانسته بودند، جلوی شهرداری و محل دیدار دو رهبر جمع شوند. خلاصه که این دو سه روز انقدر از عمو بوش و لورا جان شنیده ام که نپرسید. منکه اصلاً حالیم نمیشه، این ژرمنها چرا انقدر غر غر میکنند. خب مهمون مهمونه دیگه، حالا حتی بعضی وقتها هم که روش زیاد میشه، صابخونه میشه، بازم باید حرمتش را نگه داشت. تازه مگه به عمو بوش که به این نازنینی و ملیحی انقدر قشنگ از مهمون نوازی ژرمن ها تشکر هم کرد، میشه ایراد گرفت. نه آخه شما بگین، میشه؟
بیگانه اي در سرزمين ژرمنها ارسال در تاريخ 4 شنبه 5 اسفند 1383