به كدام ساز مردم بايد رقصيد
اگر سر به زير باشي ميگويند احمق است
اگر غمگين باشي ميگويند عاشق است
اگر مالت را با حساب خرج كني ميگويند خسيس است
اگر دست و دلباز باشي ميگويند ولخرج است
اگر خوشلباس باشي ميگويند ژيگولو است
اگر بدلباس باشي ميگويند شلخته است
اگر دير زن بگيري ميگويند مرد نيست
اگر زود زن بگيري ميگويند آتشش تند است
اگر پولدار باشي ميگويند اهل زد و بند است
اگر فقير و بيپول باشي ميگويند بيعرضه است
اگر بيقيد باشي ميگويند لات آسمان جل است
اگر بخندي ميگويند هميشه نيشش باز است
اگر اخم كني ميگويند عبوس و بداخلاق است
اگر خوش سر و زبان باشي ميگويند اهل چاخان است
سوختم و آب شدم به پات
امروز و فردا نداره
خوشت میاد ببینی، نه؟
کشتن تماشا نداره
قهره می کنی، ناز می کنی
ناز می کشم، آشتی کنی
قصه که نیس، حقیقته
دروغ و دعوا نداره
دوره زمونه دوره حرفای عاشقانه نیست
صحبت پول و شهرته، صحبتی از ترانه نیست
یه روز منو خواسته بودی، یه روز خیلی خوب دور
امروز چه راحت نمی خوای، من بد شدم بهانه نیست
اگه بفهمن عاشقی، همه بهت بد می کنن
نسبت دیوونه می دن دست تورو رد می کنن
اگه بخوای بجنگی با دستای سرنوشت
با هر چی آدمک دارن، راه تو رو سد می کنن
بفهمه عاشقش شدی هی با تو بازی می کنه
دیوونه، آزار اونم باز تورو راضی می کنه؟
رفتی کجا در می زنی، اون خودیه رات نمی ده
غریبه جای اون باشه مهمون نوازی می کنه
کافیه چیزی بدونه، کار تو دیگه مردنه
دیگه وظیفت اسمشو، با صدتا جون آوردنه
یه بازی یک طرفس، که آخرش مشخصه
همیشه بازنده تویی، سهم اونم که بردنه
اگه بگی دوسش داری، اون تورو یادش نمیاد
فرقی نداره که چقد چه کم بدونه، چه زیاد
باید هنرپیشه باشی تا نقشو خوب بازی کنی
یعنی که وانمود کنی یه جور ازش بدت میاد
عاشق دیگه تو عصر ما هیچ جایی حرمت نداره
انگار کسی نمره خوب واسه شجاعت نداره
شاید یه جوری شده که هیچ آدمی تو عصر ما
برای انتخاب شدن، اصلا لیاقت نداره
رنگ گل دسته گلا، فقط رز زرده همین
عاشق هر کس که بشی، عاقبتش درده همین
هر کی یه گمشده داره، تمام دلخوشیش اینه
اگر یه روز معجزه شه، اگر که برگرده همین
زمونمون عوض شده، دوره نفرینه و جنگ
زیاد شدیم، زیاد شده آدم بدرنگ و دو رنگ
قلب کوچیک عاشقو با یه اشاره می کشنه
اون کسی که دوسش داره، با تیرکمون، با چوب و سنگ
تا بدونه عاشقشی می ره و پیدا نمی شه
می گی می خوام ببینمت می گنه نه حالا نمی شه
با هدیه تولدش می خوای یه جوری ببینیش
«
می خوای یه جوری بفرست ببخشید اما» نمی شهاگر که حدسم بزنه نمی دونی چکار کنی
عاشقی خب، مگه می شه از عاشقی فرار کنی؟
فکر می کنی اون بدونه خیلی کارت راحت تره
حتی تو رویاهات می خوای که اونو بیقرار کنی
هر جوری که بود چه خوب چه بد، آروم شدی
یه کم گذشت و دیدی که مردی دیگه، حروم شدی
یه روزی چش وا می کنی که خودتم نمی شناسی
فقط تو آینه می بینی آخرشه، تموم شدی
تو عاشق کسی می شی که عاشق غریبه هاس
گریه و زاری می کنی می گی امیدت به خداس
درسته اما اون که تو شبا براش زار می زنی
راهش و کارش و دلش، حسابی از شما جداس
خوش به حال معشوقایی که بویی از قدیم دارن
تو اعتقادشون شگون، برای یا کریم دارن
معشوقای زمون ما چون عاشقو بسوزونن
واسه دل اون طفلکی یه عالمه گریم دارن
ضرب المثل کاش راس بود و دلا به هم یه راهی داشت
اون که واسه تو ماه شده، ای کاش که روی ماهی داشت
کاش عاشق بیچاره ای که بی دلیل اسیر می شه
یه روز یه کاری کرده بود، یه جرمی یه گناهی داشت
کاش واسه بیراهه دل، یه جا یه راه چاره بود
کاش که علاجش عین قبل، دعا و استخاره بود
کاش واسه هر عاشقی که شبا پی ستاره شه
تو دنیا محض دلخوشی، یک شب پر ستاره بود
آی عاشقای بی گناه، ما همه زرد و بی کسیم
تنهاییم عین آسمون، آواره ایم عین نسیم
همه باید یاد بگیریم که مثل مجنون بزرگ
عاشق هر کسی بشیم، آخر بهش نمی رسیم
ضرب المثل دروغ میگه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش می کنن
تو هیچ دلی جا نداره
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابون بود از روز نخست
در کویر سوت و کور
در میان روحی با این مصیبت های صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
فریدون مشیری
شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
ميگفتم تنها از جاده عبور
دور مانده ز من آدم ها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
مي دوني آدما بين «الف» تا « ي» قرار دارند. بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام
تو مي روي و من فقط نگاهت مي كنم، تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم، بي تو يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است
يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
بباربارون ٬شایدآروم بگیرم
بباربارون٬منم باتواسیرم
تک وتنها زیر باررون می شینم
واسه دلتنگی هام ماتم می گیرم
ببارای آسمون٬حرفات ترانه است
توهم مثل منی٬گریه ات بهانه است
ببار ای مهربون قلبم شکسته
ببار ای همزبون٬تنها وخسته
صدای چک چک آواز خوندن
ترانه تو قفس آوای بودن
ببار حالا از این درد زمونه
که تنها منو کرده دیوونه
بازم دلم بهانه کرده
ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم
ودانسته درون خود شکستم.
نگاهش ردِ نگاهم بود.
شبی غمگین شبی بارانی و سرد
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...
لطفا بگذار لحظه ای بیشتر در کنارت باشم
ترانه گذشت سر دهم